خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > مقالات > علیه سکوت > کمپین؛ تلاشی که متوقف نخواهد شد

دوسالانه کمپین با رشت

کمپین؛ تلاشی که متوقف نخواهد شد

3 شهریور 1387 - سحرروان - نسخه قابل چاپ

جمع کوچکی بودیم.دور هم جمع میشدیم و راجع به خودمان،زنان، می خواندیم،حرف میزدیم و می نوشتیم.هر کداممان از یک طرف و از یک فکر.کمپین که میانمان مطرح شد با دودلی آنطور که به یک چیز بیگانه نگاه می کنند ،قدمی به پیش و قدمی پس کشیدیم. اطلاعاتمان محدود بود به یکی دو خبر و یکی دو مطلب که گاهی موضوع را پیچیده تر میکرد.موضوع برای یکی دوماه مسکوت ماند تا دوباره فاطمه آن را مطرح کرد اطلاعات بیشتری داد و خواست به آن فکر کنیم.

مخالفان ابتدا از نامعلوم بودن روند کار و اینکه چه کسانی مجریان وشروع کنندگان آن هستند حرف زدند و بعد اینکه این خواسته ها ،خواسته های انحرافی و دست پایین است.خواسته های مهمتری پیش روست که با رسیدن به آنها مشکلات حقوقی زنان نیز رفع خواهد شد.به شکل کار وشانس تداوم وموفقیت آن شک داشتند.

اما موافقان دلی پر شورو سری پرسودا داشتند.شور تلاش و سودای تغییر.اما نه بدون نظر وبدون انتقاد!اشکال بود ولی از نظر ما تا حدی نبود که بتوند مانع پیوستن ما به کمپین شود. کمپین جوان بود ومثل هر جوان دیگر بی تجربه . کار شکل سیالی داشت. با هر مرام و مسلکی می توانستی داخل شوی فقط به صرف اینکه معتقد به اصلاح و تغییر از پایین باشید و نابرابری حقوقی زنان با مردان هم از دغدغه های شما باشد . اگر در طرح و پایه ریزی کار اشکالاتی بود میتوانستیم از درون کمپین از ادامه و گسترش آن جلوگیری کنیم و اصلاحش کنیم .چند نفری که موافق بودیم تصمیم گرفتیم به طور مجزا پیگیر کمپین باشیم . تصمیمی که شاید به مذاق همان جمع کوچکمان خوش نیامد. این خودش تمرین دمکراسی بود!

شاید بعضی از دوستان فکر کند که طرح بحث کمپین بود که در جمع مان تشتت آرا به وجودآورد تا آنجا که به از هم پاشیدنش منجر شد. اما به نظر من کار از این هم بالاتر بود تفاوت در دیدگاه ،روش و هدف های کوتاه مدتی که برای خودمان داشتیم عمیق تر از آن بود که بتوانیم با هم کار کنیم.هر چند که هدف بلندمدتمان یکی بود.

تماس ها برای شروع کار با بچه های کمپین تهران از طریق زینب گرفته شد.با تمام توان سعی کردیم افراد بیشتری را برای پیوستن به کمپین تشویق کنیم.دوستان و آشنایانمان.شاید خیلی از دانشجویانی که بعد به کمپین پیوستند با نام و هدف کمپین از شماره مهرسال 85 نشریه دانشجویی شالیز آشنا شدند.نشریه دانشجویی داشتیم که آن هم سرنوشت نشریه های دیگر راپیداکرد،به شکل موزیانه ای توقیف شد!در نشریه شالیز که تحریریه ای زنانه داشت و تنها نشریه ای بود که دوسال واندی با تمام سختی های کار دانشجویی بدون توقف ومنظم چاپ شد ،از کمپین نوشتیم و بیانیه را چاپ کردیم.
چند روز قبل از برگزاری کارگاه تعداد داوطلبان به سی نفر رسیده بود.
با خوشحالی مشغول مرتب کردن برنامه بودیم . ویلای یکی از آشنایانمان را که گنجایش سی نفر را داشت خارج از رشت در انزلی گرفتیم،برای رفت وآمد بچه ها فکر ماشین کردیم و در فکر تهیه و تدارک برنامه پنج-شش ساعته بودیم که احضاری همه را در بهت و نگرانی فرو برد...

صبح روز قبل از روز موعود،زهره برای گفتگویی دوستانه !به اداره اطلاعات احضار شدو خیلی محترمانه دستور گرفت که برنامه را برگزار نکند!. ویلا هم کنسل شد،آشنایمان منصرف شد!چه همزمانی عجیبی!ما ماندیم و ترس از مشکلی که در همان ابتدای کار ممکن بود پیش بیاید. غروب همان روز با زهره و فاطمه مسیر طولانی را پیاده قدم زدیم .چه کار میتوانستیم بکنیم؟کارگاه را برگزار کنیم یا آن را به وقت دیگری موکول کنیم؟از طرفی جا نداشتیم خانه های شصت- هفتاد متریمان گنجایش آن همه مهمان را نداشت.ما سه نفر دقیقا میدانستیم چه میخواهیم و اگر مشکلی پیش میآمد می دانستیم چطور با آن برخورد کنیم اما آن سی نفر چطور؟ میتوانستیم به جای آن سی نفر تصمیم بگیریم و خطر را بپذیریم یا نه؟

راجع به همه جزییات حرف زدیم و مشورت کردیم.نمی خواستیم این فرصت طلایی را از دست بدهیم همانطور که در ذهنمان تصوربرخورد احتمالی را میکردیم به هم دلداری میدادیم.اگر برنامه را به وقت دیگری میگذاشتیم معلوم نبود کی میتوانیم برنامه را دوباره تنظیم کنیم.آخر قرار شد کارگاه را برگزار کنیم ما نه با سی نفر، بچه هایی را که بیشتر می شناختم و از انگیزه و خواستشان مطمئن تر بودیم را برای فردا خبر کردیم .خیلی از بچه هایی که خواهان حضور در کارگاه بودند به کمپین انتقاداتی داشتند. صبح روز برگزاری کارگاه را به بحث و انتقال نظرات خود به مهمانان تهران گذراندیم.

اولین کارگاه آموزشی رشت با دوازده داوطلب تشکیل شد و طبق معمول تمام کارگاه های آموزشی چندین ساعت طول کشید .اما وقتی جلسه تمام شد به جای خستگی و ملال در چهره بچه ها شور و انگیزه مضاعف موج می زد. انگیزه ای برای تغییر و شوری برای در میان گذاشتن آنچه از حقیقت قانون میدانند با مردم.هر کدام از ما از جایی شروع کردیم . یکی از دوستان و فامیل ،یکی از پارک،یکی در اتوبوس شرکت واحد امضا جمع می کرد،یکی درسرویس دانشگاه و تقریبا همه دردانشگاه!کمتر از چند ماه دانشجویان زیادی بیانیه را خوانده بودند و امضا کردند .شنیدن "من قبلا امضا کردم" جمله دلنشینی بود که بارها تکرارمیشد.برای خیلی از ما سخت بود که با کسی که نمی شناختیم ،نمی دانستیم کیست سر حرف را باز کنیم مخصوصا که برخورد ها هم بسیار متفاوت بود . مردی طرفدار دوآتشه حقوق زنان و زنی حامی پر و پاقرص چند همسری مردان!.سایه مسائل امنیتی هم که بر سر همه ما هست.خوشبختانه رشت جای زیادی برای کار دارد . مردمانش اکثرا برابری خواهند وسطح دیدشان بالاست . روشنک نوعدوست دربینشان کم نیست. ما هم هر جا که میتوانیم امضا جمع می کنیم.کنار دریا ،جنگل ، مکان های مورد توجه مسافران ،پارک های شلوغ . همیشه جایی هست که بتوان گوش شنوایی به چنگ آورد.جمع آوری امضا یکی از کار های همیشگی مااست حتی در تفریح های خانوادگی.

از آنجایی که قبلا تجربه کار جمعی داشتیم میدانستیم تداوم کار و هماهنگی فعالان احتیاج به برنامه دارد .بدون برنامه و پیگیری انسجام لازم به وجود نمی آید و پس از مدتی از هم دور می افتادیم. از همان ابتدا مسئولیت ها تقسیم شد .هر کس با توجه به توان ،زمان و امکاناتی که داشت عهده دار مسئولیتی شد. یک نفر مسئول هماهنگی بچه ها ،یک نفر جمع آوری برگه های پرشده امضا و نگهداریشان،یک نفر مسئول امور مالی و دیگری مکانی برای برنامه ها داشت. ارتباطمان بسیار دوستانه بود وهنوزهم هست . فعالی که تازه وارد جمع ما میشود با چنان سرعتی با جمع یکی میشود که انگار زمان زیادی از آشنایمان میگذرد. شاید به خاطر همین است که گاهی به نظر می آید ما هم یکی از آن هسته های خود بنیادیم؟!

اما شکل باز جمع مان این را نمیگوید. با بسیاری ازکسانی که الان با هم همراه و همکاریم هیچ آشنایی قبلی نداشتیم. آنها مشتاق تغییر بودند و ما هم همینطور. اینجا در کمپین رشت هر کسی میتواند مسئولیت کاری را که در توان خود میداند بپذیرد. هر کس نظر خود را دارد ووقت تصمیم گیری یک رای. در عین پیوستگی که پیگیری هدف را ممکن میکند به تکثردر روش اعتقاد داریم چیزی که مانع خودمختاری و خود محوری حتی در یک جمع دوستانه میشود. نگاه انتقادی و البته نه خورده گیرنگاهی ست که به کار خود و دوستانمان داریم .
از روز اول کار تا کنون بسیاری آمدند ،بعضی ماندند و بعضی رفتند. چرا رفتند شاید سوالی باشد که همیشه به دنبال جوابش هستم. مثل کسی که بیانیه را امضا نمیکند و من بی اختیار میپرسم "چرا؟"

شاید بعضی ترسیدند ،فشارها ی امنیتی یک مرتبه چندین برابر شد. خبر دستگیری بچه ها ی تهران و بعد تر بچه های خرم آباد آن هم با آن برخورد بد مایه تاسف بود.ما میگفتیم "این یک حرکت مسالمت آمیز است ،نامه قرار است به مجلس داده شود ،خیلی ها از آن حمایت کردند". اما خودمان میدانستیم که برای ماندن و ادامه دادن به چیزی بسیار بیشتر از اینها لازم است. ایمان به راهی که در آن قدم می گذاریم و دنبال کردن بارقه امیدی که در فشار روزگار گاهی کم رنگ میشود.

اما همیشه دیدن کسی که دیگر نمی تواند کار کند بد نیست مثل وقتی که کسی از ما ، مادر شد ،کوچولوی تازه وارد چنان دست و پایش را بست که دیگر وقتی برایش نماند! هرچند می دانم با به دنیا آمدن دخترش حتما انگیزه اش چندین برابر شده است.

بعضی هم به دلایل دیگری رفتند.

شاید ویژگی دیگر شروع به کار کمپین رشت ،فعالان غیربومی آن بودند.

نه من نه فاطمه نه زهره هیچکدام بومی رشت نبودیم. توشه ما از چند سال زندگی کردن در رشت ،فهم ناقص و نیم بندی بود که از زبان گیلکی داشتیم .دوستان گیلکمان کم بودند.

دانشجویان که طیف بیشتر دوستانمان را تشکیل میدادند. گاهی بودند و گاهی نبودند .فصل امتحانات،فصل تعطیلات و سر آخرهم فارغ التحصیل می شدند و میرفتند. فکر جذب افراد بومی که همزبان و ماندنی باشند مشغولمان می کرد.

برای مراسم بزرگداشت اولین سالگرد کمپین نشست دو روزه نقد و بررسی برگزارکردیم. چه با تمام همراهی و همزبانی با کمپین انتقادات و اشکالاتی را به آن وارد میدانستیم که خواهان طرح و حل آنها بودیم.
مهمانان زیادی دعوت کردیم هرچند در برآورد خود کمی !اشتباه کردیم اما دیدن افرادی که این موضوع برایشان جذابیت داشت خوشحال شدیم. دستاورد ما طرح بحثهایمان بود و آشنا شدن با چند
فعال که بومی بودند. با گسترده شدن جمع مان برنامه هایمان هم رونق گرفت. به چهارچوب کارمان کمیته هنری هم اضافه شد وصاحب وبلاگی شدیم که در دنیای مجازی نیز ما را فعال میکرد. در فیلترینگ دسته جمعی سایت ها وبلاگ ما هم بی نصیب نماند .8مارس روز جهانی زن در راه بود کارت پستال یادبودی توسط کمیته هنری تهیه شد. بروشوری به مناسب این روز تهیه و در سطح شهر پخش شد، بروشوری که به معرفی کمپین بررسی لایحه حمایت از خانواده و مطالب متنوع دیگر می پرداخت. کمیته هنری کارت جدیدی برای عید نوروز چاپ کرد و کارهای متنوعی برای دومین سالگرد کمپین در تدارک دارد.

بحث لایحه حمایت از خانواده و ظلم مضاعفی که با تصویب این لایحه به زنان میشود ،موضوع گفتگوی برنامه مان در8مارس بود.شاید این لایحه تنها لایحه یا طرحی است که قبل از تصویب آن در مجلس و اجرایی شدنش مورد توجه عموم وانتقاد صاحب نظران قرار گرفت.به نظر من حساس شدن جامعه به مسائل زنان یکی دیگر از دستاورد های کمپین است. موضوع گفتگویی که قبلا مثل خود زن دست دوم می آمد الان سرآغاز بسیاری از بحث هاست.با دوباره مطرح شدن لایحه در مجلس و احتمال طرح آن در صحن دوباره دست به کار شدیم. حرف از توزیع بروشوری سراسری در کل کشور بود. اما روند تصمیم گیری در مورد آن بسیار طولانی شد.همراه حرف وحدیث هایی که برای ما حل شده و واضح بود وقت کمی داشتیم امابه نظر میآمد هنوزمتن بروشور مورد توافق همه نیست. تصمیم گرفتیم خودمان بروشوری متناسب با سطح فرهنگی شهر رشت تهیه کنیم. اینکه هر کس با توجه به مرام و مسلک خودش و چهارچوب عقیده ای که دارد شکل خاصی از فعالیت یا طرز خاصی از بیان را برای ارتباط با مخاطبانش انتخاب کند چیزی نیست که به هماهنگی و یک پارچگی کار لطمه وارد کند.وقتی حرکتی گسترش می یابدو طیف های مختلفی از افراد را دور هم برای رسیدن به هدفی جمع میکند مسلما تکثرآرا از ویژگی هایش خواهد بود آن هم در حرکتی مثل کمپین که خواست حداقلی را مورد توجه قرار داده است .همه ما به غیر از کمپین دغدغه های دیگری نیز داریم. یکی ازجنبش دانشجویی است ویکی کارگری . وشکل کار هم در تشدید این تکثر بی تاثیر نیست.هر کدام از ما به هر روش(اخلاقی!)که میتوانیم باید برای آگاهی رسانی به توده جامعه و جمع آوری امضا تلاش کنیم.هیچ کدام از ما صاحب کمپین نیستیم بلکه به کمپین تعلق داریم.در ساختار دمکراتیک و افقی که آرزویش را داریم و دست وپا شکسته تمرینش میکنیم جای بحث های حاشیه ای ودسته بندی های غیر شفاف نیست.طبیعی ست که با بیشتر آشنا شدنمان، به کار با همفکرانمان تمایل بیشتری داشته باشیم .اما این موضوع باید به شکل واضحی طرح و تبلیغ شود.
یکی از مهمترین دستاوردهای کمپین ایجاد ار تباط بین شهرهای مختلف و فعالین آنها با هم است. دستاوردی که نه تنها باعث گسترش و بلوغ کمپین شد بلکه حتی بعد از به بار نشستن آن از هم پاشیده و منفعل نخواهد شد.ارتباطی که میتواند سرآغاز حرکت های نووایده های جدید باشد.

کمپین رشت هم ازهرفرصتی برای برقراری آشنایی با فعالان دیگر شهر ها استفاده میکند. دربهاری که گذشت فرصتی فراهم شد تا با دعوت از فعالان کشورنشست رو روزه ای داشته باشیم . با وجود اینکه برنامه ریزی و تدارک چنین کاری ساده نبود و شاید هر لحظه انتظار دستگیری را میکشیدیم ، نشست برگزار شد. کارگاه نوشتن و چالش های کمپین ،طرح وبحث آنها موضوع گفتگوی روز اول مهمانان و بحث در مورد رسانه کمپین چرایی و چگونگی آن برنامه روز دوم. و در کنارآن حرف های خودمانی تر که مارا با دیدگاه ها و روحیات هم آشناتر میکرد.

نیاز به چنین برنامه هایی در کمپین نیاز واقعی و اساسی ست. نیازی که اگر محقق شود معبری برای طرح گفتمان های جدید ،پیشرفت کارو تکامل آن میشود.

در دوسالی که از شروع به کار کمپین میگذردو یک سال و نیمی که ما عضو این خانواده بزرگ شدیم شرایط بسیار تغییر کرده است. شاید هیچ کدام از ما تصورتوسعه کار وادامه دارشدنش را به این صورت نداشتیم.
کمپین برای ما هدف کوتاه مدتی بود .کار یک وشاید دو سال. هیچ کدام از ما پتانسیل نهفته در شهرهایمان را نمی دانستیم. و جای کار بسیاری را که الان کشف کرده ایم را نمی شناختیم. کمپین شاید جرقه ای بود از عمل در بی عملی. کاری که میشد کرد.و بعدتر مجال گفتگو هایی که باعث بلوغ خودش و پیشرفت جنبش زنان شد.بعد از گذشت این مدت برگشتن به خانه و تکرار مکرر روزمرگی زنانه ممکن نیست. ما آمده ایم که بمانیم. الان در کمپین و بعد در حرکت تازه و پیش رونده....

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

‫8 مارس روزی که نمی توان از ما دریغ کرد
با طلاق توافقی از حقارت و کتک و فحش رها شدم /گزارشی از دادگاه محلاتی: مریم مالک
تجمع مادران عزادار در رشت
تغییر ممکن است/ جلوه جواهری(26 روز پس از بازداشت کاوه مظفری)
گامهایی که با تزلزل نا آشنایند/ گرامی داشت چهلم ندا در رشت

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English