پذيرش > سایت نوشته ها > بهاره هدايت: 22 خرداد براي كميسيون زنان يك فرصت بود / گفتگو: فرناز سيفي
بهاره هدايت: 22 خرداد براي كميسيون زنان يك فرصت بود / گفتگو: فرناز سيفي
8 دی 1385 - - نسخه قابل چاپ
زنستان: سال گذشته در روز جهانی نفی خشونت « کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت» اعلام موجودیت کرد. دفتر تحکیم وحدت که باسابقه ترین تشکل دانشگاهی کشور به شمار می رود، این اقدام را در راستای نزدیکی و تعامل بیشتر با جنبش زنان که یکی از جنبش های پویای اجتماعی است، انجام داد. شاید بتوان اولین نمود بیرونی این جنبش را در تجمع بیست و دو خرداد سال جای دانست؛ در این تجمع « بهاره هدایت» که مسئولیت کمیسیون زنان تحکیم وحدت را برعهده دارد به همراه « سمیرا صدری» که دیگر عضو این کمیسیون است دستگیر و چند روزی را در زندان گذراندند. در گفتگوی زیر با « بهاره هدایت» روند شکل گیری کمیسیون زنان، مشکلات و کمبودهای این کمیسیون، وضعیت انجمن های اسلامی و تعامل کمیسیون زنان با جنبش زنان مورد بررسی قرار گرفته است
بهاره! چرا کمیسیون زنان؟
گروه تصمیم گیری اصلی تحکیم در سال های اخیر به گونه ای شده بود که افراد سال های بیشتری را در تحکیم باقی مانده بودند و طوری شده بود که بدنه دفتر تحکیم در انجمن های اسلامی تغییر نسل داده بود، اما مرکز تصمیم گیری کماکان متعلق به نسل های پیشین بودند.در انتخابات یک سال گذشته این جایجایی مقداری انجام شد.یک مقدار تفکرات تازه تری وارد کار شد، به همین پشتوانه بچه های تازه ای که وارد حوزه تصمیم گیری شدند خود گفتند که چنین کمبودی وجود دارد و پیشنهاد تاسیس کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت را دادند. ضمن اینکه اعضای قدیمی تری که داشتند از تحکیم می رفتند نیز می گفتند که چنین کمبودی را داشته ایم و به جنبش های اجتماعی چندان نزدیک نشده ایم. بنابراین زمینه تاسیس کمیسیون زنان کاملا مهیا بود .یک عده بچه هایی را که در زمینه زنان بیشتر کار کرده بودند را جمع کرده و استارت این کار زده شد.
مشکلات تاسیس این کمیسیون تازه از چه قرار بود؟
بچه هایی که وارد انجمن های اسلامی می شوند عادت کرده اند که سیاسی فکر کنند و دغدغه های سیاسی داشته باشند. بنابراین وقتی کسی از شق دیگری از بحران ها و مسایل اجتماعی صحبت کند، برای آنها ناشناس و تا حدی غریب است. بنابراین هرچند کلید این کمیسیون زده شده است، اما هنوز کار زیادی داریم تا بچه های خودمان را با این تفکر آشنا کنیم. در یک سال گذشته مشکل ما همین بوده است که کمی سخت توانستیم بچه های جنبش زنان را پیدا کنیم و یک مقدار هم هرچقدر در بچه های خودمان عمیق تر می شویم می بینیم که مساله زنان هنوز میان آنها جا نیفتاده است. صحبت مسایل زنان که می شود، عده ای به این مسایل معتقدند و یک عده دیگر نیز با یک حالت کلیشه ای و سمبولیک که حالا مد شده است از جنبش زنان گفت، خوب ما هم می گوییم برخورد می کنند و یک عده دیگری نیز مشخصا معترض هستند و اعتقاد دارند که دفتر تحکیم وحدت حالا همه سابقه اش را روی مسایل سیاسی گذاشته است و اگر وارد وادی های دیگر نشویم بهتر است.
با این حساب میزان آگاهی جنسیتی میان اعضای دفتر تحکیم وحدت و به ویژه دختران را چطور می بینی؟
ما وقتی استارت کار را زدیم، در ابتدا تصمیم داشتیم فقط در انجمن اسلامی های تهران کار کنیم. قصد داشتیم ابتدا بسنجیم که اصلا وارد این کار شدن چگونه است و چقدر جواب می گیریم .بعد همان زمان می آمدند و به من می گفتند در فلان انجمن اسلامی فلان دانشگاه در شهرستان ما کار زنان را فرضا دوسال است شروع کرده ایم.برای من این موارد خیلی جالب بود و اصلا تصور نمی کردم که چنین باشد. منتها وقتی بیشتر نوع فعالیت کار آنها را پرسیدم دیدم در قیاس با آنچه که میان اعضای جنبش زنان صورت می گیرد، کار بچه ها در انجمن اسلامی خیلی پراکنده است.برای مثال شاید بچه های ما به یک برگزاری سخنرانی اکتفا می کنند، بنابراین تصوری که ما در انجمن های اسلامی از کار زنان داشتیم با واقعیت آن در دل جنبش زنان بسیار متفاوت بود.بنابراین بچه هایی که وارد انجمن اسلامی می شوند یا به طور کلی علاقه ای به مسایل زنان ندارند و یا اگر دارند هنوز جای کار بسیاری دارد تا روی این موضوع کار کرد و به حدی رساند که بتوان به عنوان یک شاخصه در انجمن اسلامی به آن نگاه کرد.
در یک سال گذشته برای ترویج مباحث جنسیتی در میان اعضای تحکیم وحدت و دانشگاه ها چه اقداماتی انجام دادید؟
هنوز کار خاصی انجام ندادیم. وقتی کمیسیون زنان دفتر تحکیم را راه اندازی کردیم، مدتی بعد خود من خسته شدم.دنبال فرد دیگری بودم تا او را جایگزین خود کنم. اما افراد الترناتیوی که وقت بگذارند و وارد کار شوند آنقدر کم بودند که به من می گفتند تو فقط کمیسیون را ول نکن و بمان، اگر هیچ کاری هم انجام ندادی مهم نیست. این در حالی بود که خود من نیز سابقه ای در کارهای حوزه زنان نداشتم، تنها یک سری دغدغه های ذهنی ام بود و یک مقدار مطالعه در زمینه زنان. بنابراین اولین کاری که کردم این بود که بروم ویک عده بچه های علاقه مند را پیدا کنم، میزان مطالعه و دانش خودم در زمینه مسایل زنان را افزایش بدهم، بعد که دیدم بچه های خودمان نسبت به کمیسیون زنان احساس علاقه نمی کنند و قضیه را پیگیری نمی کنند من هم دلسرد شدم و اعلام کردم که دنبال فرد جایگزینی به جای من باشند. این ماجرا ادامه داشت تا رسیدیم به بیست و دو خرداد سال هشتاد و پنج. همین جا می خواهم بگویم که تجمع بیست و دو خرداد امسال، برای ما این دستاورد مهم را داشت که گروهی از بچه های جنبش زنان را پیدا کردم و شروع به کار کردیم. و خوشبختانه بعد از آن در انجمن تهران، پلی تکنیک و علامه یک عده از بچه ها را جمع کرده و اقداماتی را در کمیسیون زنان شروع کردیم. الان هم با انجمن های شهرستان ها صحبت می کنم ، متاسفانه انجمن های شهرستان در یک سال اخیر با مشکلات بسیاری روبرو شدند، طوری که اصلا وجودشان زیر سوال رفته است. اما با همه این مشکلات باز هم در شهرهایی مثل کرمانشاه، زنجان و سبزوار انجمن اسلامی در حوزه زنان مشغول به کار و اقدامات هستند.
چی شد که تصمیم به شرکت در تجمع بیست و دو خرداد گرفتی؟
فراخوان برگزاری تجمع را مشخصا در «زنستان» خواندم، اس ام اس دعوت به شرکت در تجمع را نیز دریافت کردم. یکی از بچه های جنبش زنان نیز با من تماس گرفت و از من خواست تا اگر می توانم برای تجمع امضا جمع کنم.من نیز حدود هفتاد امضا از انجمن اسلامی های دانشگاه های مختلف جمع آوری کردم. چون مسایل زنان دغدغه های ذهنی ام بود، تصمیم به شرکت در تجمع گرفتم. تا قبل از آن آشنایی خاصی با بچه های جنبش زنان نداشتم و تنها مدت کوتاهی بود که پروین اردلان را می شناختم.بیست و دو خرداد همانطور که در مقاله ام درباره تجمع نوشتم، بچه ها را به هم نزدیک کرد. حتا بچه های ما در دفتر تحکیم وحدت را به هم نزدیک کرد.حتا اگر دغدغه ای هم ندارند، متوجه شدند که باید به این مسایل بی اعتنا نباشند.
و دستگیر هم شدی...
بله! ما همیشه در تجمع های زیادی شرکت می کردیم.همیشه هم وقتی به تجمعات می رفتیم اگر ده نفر بودیم، دو نفر از ما دختر بودند و بقیه پسرها بودند.و همیشه هم پسرها می گفتند اگر درگیری شدشما زود بروید و یا به کمک ما می آمدند، من هم همیشه با آنها دعوا می کردم که شما می روید کتک می خورید ما هم کتک می خوریم ومشکلی ندارد و چرا بین دختر و پسر تفاوت می گذارید؟ روز بیست و دو خردا به هر پسری که زنگ می زدم به تجمع بیاید می گفتند ما نمی آییم. صبح روز بیست و دو خرداد وقتی با سمیرا صدری دوست صمیمی خود حرف می زدم، هر دو به هم گفتیم که دلشوره داریم. تجربه زندان هم خیلی به نظر خودم خوب بود. منی که همه انرژیم را در حوزه فعالیت سیاسی گذاشته ام، همیشه در این التهاب ها این مولفه که ممکن است دستگیر شوم در ذهنم وجود داشته است. همیشه هم دلم می خواسته که زندان را تجربه کنم.اتفاقا بعدش خیلی از دوستانمان می گفتند بالاخره شما رفتی اوین را دیدی و ما هنوز نرفتیم.البته قصدم این نیست که زندان رفتن را پوئن مثبت تلقی کنم، اما واقعیت این است که میان بچه های سیاسی زندان رفتن تجربه منحصر به فرد و پر از درسی است.
حمایت های بیرون چطور بود؟
با شناختی که از ظرفیت تحکیم وحدت داشتم، شخصا انتظار زیادی نداشتم که در حمایت از من کاری کنند. اما حمایت ها واقعا خوب بود.هم بچه های جنبش زنان خیلی نگران شده بودند که از بچه های سیاسی چند نفر را گرفته اند و هم اینکه بچه های خودمان نیز نگران شده و هر کاری که می توانستند انجام داده بودند. وقتی به من گفتند آزاد شدی، پرسیدم چطور می توانم یک تاکسی بگیرم و به خانه بروم؟ دیدم زندانبان خنده ای کرد و گفت حالا برو بیرون. وقتی بیرون آمدم در فکر بودم که چقدر پول همراه خود دارم تا ماشین بگیرم و به خانه بروم. دیدم خواهرم جلو در است، یکی دیگر از بچه های تحکیم پشت سرش، یکی دیگر از بچه های تحکیم آن طرف تر و همین طور تا آخر. با تعجب پرسیدم شماها اینجا چه کار می کنید؟ و خوب این حضور و حمایت آنها خیلی خوب و موثر بود.
خانواده ات این آمادگی را داشتند که ممکن است روزی دستگیر شوی؟
مادرم معمولا خیلی نگران می شود. پدرم در تصمیم گیری های بزرگ ما را آزاد گذشته است و دخالتی نمی کند. اتفاقا برایش جالب هم بود که بنشینم و تعریف کنم که زندان چه خبر بوده است. خواهرم نیز با اینکه گاه گاه به او گفته بودم که اگر اتفاقی افتاد و من زندان رفتم نگران نشود وپدر و مادرمان را دلداری بدهد و باور کند که زندان هم چندان خبری نیست، خیلی نگران شده بود.
بهاره! درصد جنسیتی افراد حاضر در رده مدیریتی تحکیم وحدت از چه قرار است؟
در ادوار تحکیم وحدت دو سه نفر دختر مثل «مریم شبانی» عضو هستند که در رده مدیریتی و تصمیم گیری حضور دارند. اما در دفتر تحکیم چند سالی است که فقط پسرها در رده تصمیم گیری هستند. دخترها به دلایل زیادی معمولا وارد کار سیاسی نمی شوند .مسایل سیاسی و و دانشگاه نیز به گونه ای پیش رفت که عملا بیش از نود درصد فعالیت انجمن های اسلامی را کار سیاسی تشکیل داد. این روند باعث شد شد که در چنین جو مردانه ای دختر تازه وارد علاقه مند به عضویت در انجمن اسلامی نشود. حتا زمانی هم که دختر علاقه مندی باشد، وقتی در انجمن اسلامی را باز می کند و می بیند که همه اعضا پسرها هستند دچار دافعه می شود.
یکی از نقدهایی که به تحکیم وحدت می کنند این است که ساختار مدیریتی آن مردانه است.
من این نقد را چندان قبول ندارم. اتفاقا اگر دختری باشد که وارد سطوح تصمیم گیری تحکیم بشود به عنوان یک پدیده از این موضوع استقبال هم می کنند . منتها قبول دارم که کلیت ساختار ذهنی مردانه است، مثلا من شاهد نقدهایی هستم که می گویند فلان دختر هم آمد اما فلان روش تصمیم گیری که مردها اعمال می کنند مانع او شد. بله! این درست است. من نمی توانم بگویم انجمن اسلامی جدای از کلیت جامعه هستند، آن عده دخترهایی هم که کاندید عضویت در شورای مرکزی شدند و به شورا نرسیدند من باز جنسیت را عامل مهمی نمی دانم. در کنار این دخترهایی که دور خوردند و موفق به حضور در شورای مرکزی نشدند ، پسرهای بسیار زیادی هم بودند که دور خوردند و موفق به حضور نشدند. شاید کمی کاستن از بعد سیاسی دفتر تحکیم وحدت و نزدیکی بیشتر با جنبش های اجتماعی بتواند کمک کند که دخترهای بیشتری جذب تحکیم وحدت شوند. چون بعد سیاسی بالای تحکیم باعث می شود که ما عملا درصد زیادی از دانشجویانی را که وارد دانشگاه ها می شوند از دست بدهیم و باید دنبال راه کارهایی برای جذب این درصد بسیار باشیم.
الان وضعیت انجمن های اسلامی به چه صورت در آمده است؟
الان انجمن های اسلامی را در یک حالت تعلیق گذاشته اند. یعنی نه مستقیما برخورد می کنند که سر و صدایی ایجاد شود و نه اجازه انتخابات می دهند. شوراهای مرکزی یک ساله انتخاب می شوند، حالابرای برگزاری انتخابات دانشگاه باید مجوز دهد که نمی دهد. می گویند اساسنامه شما مشکل دارد، یا بگذارید زمان بگذرد یا دلایلی از این دست. تغییر اساسنامه نیز روند بسیار مشکل درازمدتی است و در نهایت نیز اساسنامه باید باز به تصویب دانشگاه برسد که آن را هم تصویب نمی کنند. پس اتفاقی که می افتد این است که وقتی انتخابات برگزار نمی شود، بچه های شورای مرکزی که تنها یک سال فرصت دارند عضو شورا باشند و دوره آنها تمام شده است با این اتهام می توانند مواجه شوند که شما غیر قانونی شده اید. چرا که دوره شما تمام شده است و انتخاباتی هم نیست و خود به خود تعلیق هستید.الان انجمن های ما در چنین حالتی به سر می برند.اگر هم حمله مستقیمی مثل کمیته انظباطی و حکم نبوده است، انجمن را در این حالت تعلیق نگاه داشته اند.
در مراسم پانزده آذر امسال کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت برای اولین بار بیانیه داد. چرا تا پیش از این چندان نمود بیرونی از کمیسیون زنان را شاهد نبودیم؟
بیانیه اعلام موجودیت را پارسال روز جهانی نفی خشونت اعلام کردیم. اما خب بچه ها خیلی تمایل نداشتند که در این یک سال نمود بیرونی هم داشته باشیم مثلا بیانیه بدهیم. یک زمانی بود که تحکیم برای هر مناسبتی بیانیه می داد و زمانی که من با دخترهای انجمن حرف می زدم که برای فلان مناسبت یا اتفاق به نظر می رسد که باید بیانیه بدهیم بچه ها موضع خیلی خوبی نداشتنند و می گفتند کمی فاصله بگیریم، کمی کار کنیم و خودمان را سامان دهیم و بعد بیانیه دهیم.امسال پانزده آذر برخلاف همیشه که من پیشنهاد می دادم وبچه ها قبول نمی کردند، خود بچه ها پیشنهاد دادند و بیانیه دادیم. به درستی هم وقتش بود که دیگر بیانیه بدهیم.
نقش جنبش زنان را درگسترش و استحکام کمیسیون زنان تحکیم وحدت چطور می بینی؟
جنبش زنان با جنبش دانشجویی - مشخصا از تحکیم حرف می زنم- دو گستره متفاوت با دو ادبیات و زبان متفاوت هستند. ضروری است که یک گفتمان مشترکی میان این دو ایجاد شود. اگر شما جنبش زنانی ها فکر می کنید که ما هنوز باید خیلی کار کنیم تا علقه ای پیدا کنیم، خودتان باید وارد کار شوید و من فکر می کنم جاانداختن گفتمان زنانه وظیفه شماست. من دانشجو فعال سیاسی نمی توانم شما را راحت پیدا کنم، شما اگر فکر می کنید ما جایی باید با یکدیگر ائتلاف کنیم ادبیات خود را باید به من بقبولانید و رواجش دهید. من دانشجوی سیاسی که شعارم را دیده بانی جامعه مدنی می گذارم نیز وظیفه دارم که به جنبش های اجتماعی مثل زنان نیز بپردازم. فکر می کنم شکاف ملموسی بین جنبش زنان و دانشجویی وجود دارد که باید رفع شود. جنبش های اجتماعی باید بدانند که احزاب سیاسی قابل حدف نیستند، ما فعال سیاسی هم باید بدانیم که جنبش های اجتماعی تا چه اندازه موثر هستند و باید به آن بپردازیم. در همین تجمع بیست و دو خرداد هیچ حزب سیاسی آمد از زنان دفاع کند؟ احزاب تنها آمدند و گفتند پلیس نباید زنان را مورد ضرب و شتم قرار می داد. هیچ کس از مطالباتی که زنان می خواستند مطرح کنند حرفی نمی زنند. اتفاقا احزاب نزدیک به جنبش های دانشجویی- مشخصا ادوار تحکیم وحدت را می گویم) -احزابی هستند که در تعامل بیشتر با جنبش زنان قرار دارند و لازم است که گفتمان مشترکی میان چنین احزابی با جنبش زنان وجود داشته باشد. من عضو کمیسیون زنان می توانم این ارتباط را برقرار کنم، اما اینکه از چه صحبت بشود و نوع گفتمان زنانه به عهده شمای جنبش زنانی است.
سايت زنستان
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
یک خبر تلخ؟ یک قانونشکنی؟ یک تصمیم بخشنامهای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه امانی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|