پذيرش > تریبون > مقالات > از تجربه هايي چنين تلخ چه مي توانيم بياموزيم؟
از تجربه هايي چنين تلخ چه مي توانيم بياموزيم؟
7 دی 1385 - زینب پیغمبرزاده - نسخه قابل چاپ
بالاخره فرصت كردم تمام ماجرا را در وبلاگم بنويسم . تيتر مطلبم را تجربه هايي كابوس وار انتخاب كردم . كابوس هايي كه ما را وامي دارد با گام هايي استوار تر به راهمان ادامه دهيم. اما اين تجربه ها درس هايي را هم براي ما اعضاي كمپين داشت:
1-تلاش شبانه روزي بسياري از اعضاي كمپين،خصوصاً خانم مقدم براي حل مشكلي كه پيش آمده بود ،اطمينان خاطري است براي تمام اعضا .براي آنكه مطمئن باشند،هيچ گاه تنها نمي مانند و اينكه اعضاي كمپين علاوه براحساس مسئوليتي مادرانه و خواهرانه ،تخصص لازم را هم براي حل مسائل دارند. اين نوشته فرصتي است دوباره براي تشكر از همه افرداي كه در اين چند روز مثل من مدام نگران بودند،بي خوابي كشيدند و در سرما منتظر ماندند: خديجه مقدم،زهره ارزني ،پروين اردلان،نوشين احمدي خراساني، شيرين عبادي،نسيم سرابندي و..
2-نكته اي كه به نظر من توجه به آن ضروري است، بي پاسخ ماندن تلفن من به شماره موبايل پشتيباني –يعني شماره اورژانس مان- است . خوشبختانه داشتن شماره بسياري از اعضا كمپين مشكل مرا حل كرد. اما اين مسئله هر لحظه ممكن است براي هركدام از اعضا پيش آيد. اعضايي كه ارتباطات كمتري با اعضاي فعال تر كمپين دارند و غير از شماره پشتيباني هيچ شماره تماس ديگري ندارند. ظاهراً علت اين مسئله اين بوده است كه مسئول قبلي تلفن را تحويل داده بوده است اما هنوز مسئول جديد آن را تحويل نگرفته بوده است . با توجه به اينكه دامنه اعضاي كمپين مدام در حال گسترش است و مسئول تلفن پشتيباني نيز كامپيوتر نيست و ممكن است مثل هر انسان ديگري مشكلي برايش پيش آيد، بهتر است شماره هاي پشتيباني حداقل به دو شماره افزايش يابد.
3-مسئله بعدي اين است كه بايد از ابتدا با اين قبيل قضايا جدي برخورد شود. ما نبايد انتظار داشته باشيم كه وقتي عضوي در چنين موقعيتي قرار گرفت بتواند تنها با راهنمايي تلفني ما موضوع را حل كند . بلكه بايد از همان ابتدا سعي كنيم در محل حضور يابيم و از او حمايت كنيم .نه اينكه منتظر بحراني شدن كامل اوضاع باشيم . اگر مشكلي در ارتباط با كمبود نيروها وجود دارد بهتر است به خاطر داشته باشيم كه پشتيباني از اعضا مي تواند نقش سرنوشت سازي در كمپين ايفا كند ،پس سعي كنيم تعداد اعضا مسئول را افزايش دهيم.
4-انتقادات زيادي به من شده كه چرا اصلاً در مترو امضا جمع مي كنم در حاليكه مطالبي از من و ديگر دوستان در اين زمينه در سايت منتشر شده بود و همه مطلع بودند كه علاوه بر اين كه بسياري از امضا هاي جمع آوري شده ،در مترو گرفته شده اند ،بسياري از داوطلبين جديد هم در مترو با كمپين آشنا شده اند. نه تنها هيچ گاه كسي در اين مورد هشداري به ما نداد ،بلكه حتي در كارگاهي كه من شركت كردم ،مترو به عنوان مكان مناسبي براي جمع كردن امضا معرفي شد. با اين ديد ما بايد هر مكان عمومي ديگري را هم كه داراي مامور حراست است،مثل : دانشگاه ها ، فرهنگ سراها ، مجموعه هاي ورزشي،پارك ها و.. مكان هاي نا مناسبي براي جمع آوري امضا تلقي كنيم و آن وقت ايده مهم بردن جنبش زنان ميان همه اقشار جامعه چه مي شود؟
5-موضوع ديگر زمان دستگيري من است . درست است شايد اگر شب انتخابات نبود اصلاً مامور حراستي داخل واگن خانم ها وجود نداشت كه مرا بازداشت كند و شايد هم مسئله خيلي زودتر از اين حل مي شد. اما برخلاف تصور بعضي از دوستان ، در تمام اين مدت كسي موضوع را به هيچ نحوي به انتخابات ربط نداد و اگر پليس امنيت ملي مرا بازداشت كرد به اين دليل بود، كه كمپين را كاملاً تحت نظر داشت. البته آنچه كه بعداً به پيچيدگي ماجرا افزود ، پرونده من در كميته انظباطي دانشگاه بود. اگر شب انتخابات زمان مناسبي نيست چرا ما جلسه عمومي مان را در همين شب برگزار كرديم و اين همه دفترچه آموزشي و گزارش عملكرد سه ماهه را بين اعضا پخش كرديم و هيچ توصيه اي به اعضا در خصوص توجه به اين زمان خاص و همراه داشتن تعداد زيادي دفترچه آموزشي نكرديم؟ ظاهراً در بعضي از كارگاه ها چنين نكاتي به داوطلبين گفته مي شود ،اما چرا نكات مهم در همه كارگاهها يادآوري نمي شود؟
6-بعضي ديگر از دوستان معتقد بودند كه من بايد بلافاصله اسامي اعضا كمپين ،خصوصاً اعضاي شناخته شده تر را مي نوشتم تا مشكل سريعتر حل شود. خب شايد به دليل پيش زمينه هاي ذهني كه داشتم اين كار را درست نمي دانستم و تا زماني كه در روز آخر بازداشتم خانم مقدم اين انتقاد را مطرح كردند هيچ گاه به من گفته نشده بود كه در چنين موقعيتي بايد چه كار كنم . بنابراين فقط از خود كمپين گفتم و برخي اعضاي حامي آن . شايد بهتر باشد براي اعضاي كمپين ، يا حداقل اعضايي كه بيش از ديگران در مكان ها ي عمومي امضا جمع مي كنند كارگاههاي حقوق شهروندي گذاشته شود و نيز استراتژي كمپين در چنين مواقعي به صورت شفاف توضيح داده شود و گزارش اين جلسات به صورت كامل در سايت منعكس شود تا همه اعضا دقيقاً بدانند كه بايد چه كار كنند.
به اميد اينكه ديگر با مشكلاتي از اين دست مواجه نشويم
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
دهمین دورۀ مراسم تندیس صدیقه دولت آبادی ۱۳۹۲
کارت پستالهایی به بهانهی هشت مارس و به یاد همهی مبارزین راه برابری
بیانیه بیش از 350 تن از مدافعان حقوق زنان به مناسبت روز جهانی زن؛ زنان هر روز فرودستتر میشوند
لباسی که برای تن ما دوخته اند! /اعظم بهرامی
چالشها و چشمانداز فعالیت مدنی زنان
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|