خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > مقالات > خارج از چارچوب > يک قرن مبارزه براي برابري

جنبش زنان از مشروطه تا امروز

يک قرن مبارزه براي برابري

6 مرداد 1387 - عسل اخوان - نسخه قابل چاپ

جنبش زنان در ایران سابقه ای طولانی دارد.زنان از صد سال پیش، در مشروطه ، مبارزه را در دو جبهه جباریت خانگی(سنتی) و جباریت سیاسی ( استبداد) آغاز کردند، اگرچه عده ای این نقد را داشتند که همواره زنان پشت سر مردان قرار داشته اند برای هر تغییر اجتماعی، اما در دوران مشروطه مردان آزادیخواه خودشان خواستار تغییر مناسبات سنتی زن و مرد هم در خانواده و هم در اجتماع شده بودند ، آنها برای مدرن شدن و مشروطه خواهی شان می خواستند از انرژی و توان زنان برابر با انرژی مردان استفاده کنند ؛ اما بعد از تدوین قانون اساسی ، تبعیض علیه زنان و استفاده ای که مردان آزادی خواه از زنان کرده بودند آشکار شد ، و مشخص شد که قانون برای زنان و مردان برابر نیست ، در قانون بحث مشارکت زنان مطرح نبود و زنان هم به شکلی جدی به این نابرابری اعتراض نمی کردند ، اگرچه آن دولت استعماری خود را موظف به پاسخگویی نمی دانست. پس از مشروطه، مردم با مدرنیته مواجه شدند که نهادهای سنتی را به نابودی کشاند ، و در عوض نهادهایی غربی مانند احزاب سیاسی به وجود آمد که در این نهادهای به ظاهر دموکراتیک نیز زنان جایگاهی نداشتند. در ایران اصلآ مؤلفه های مدرنیته وجود نداشت اما تقلید از جامعه سرمایه داری در جامعه کشاورزی ایران مشهود بود . زنان به مدرسه روی آوردند چون در نهادهای دیگر جایی نداشتند و امکان سواد آموزی برابر را درک کرده بودند و در پی آن رفتند. زنان متوجه حضور بی فایده خود در اجتماع و عرصه های آن شدند، و نگاه مردانه غالب بر حاکمیت که نگاهی ابزاری به زن داشت را تاب نیاوردند و کنار مردان به مبارزه علیه سلطه مدرنیته و حاکمیت آن شرکت کردند و وارد جنبش ملی شدن نفت شدند. در ملی شدن نفت ، هدف علاوه بر استقلال اقتصادی ، مبارزه با استعمار بود ، که پس از زمان اندکی ، بنیادگرایان مدرن ، مصدق را که رهبر دولت ملی بود، سرنگون کردند. در زمان محمدرضا شاه ، زنان اندکی وارد اجتماع شده بودند اما درعرصه فعالیت های دولتی و سیاسی ، پیشرفتی نداشتند و حضوری فرمایشی داشتند. زنان به دنبال سنتها بودند ، شاید که امنیت را در آن سنتها می یافتند. آنها نمی دانستند چه چیزی برایشان بهتر است، آنها علاوه بر احساس نیاز به توسعه ، سنت را هم خواست خود می دانستند . آنها به مذهب روی آوردند زیرا که مذهب را در قالب سنت هایشان جای داده بودند.

کم کم اعتراضات زنان جدی تر می شد و به نقد مدرنیته در دهه آخر پهلوی پرداختند . این قضیه موجب شد که پس از انقلاب ، حق مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان پذیرفه شده باشد و موجب شد که رهبرانقلاب در آن زمان ، حق رأی زنان را مطابق تعالیم اسلامی بداند و از حرف گذشته خود که مشارکت سیاسی زنان و حق رأی آنان را خلاف شرع می دانست برگردد. اما اتفاقاتي از اين دست در ابتدای انقلاب اسلامی ، با آنچه بعدها روي داد کاملا متفاوت بود و در ان فضای اختناق سیاسی ، زنان در فضای بدتری نسبت به قبل قرار گرفتند ؛ قوانین خانواده به ضرر آنان بود ، خانه نشینی در بین قشرهای معمولی زنان افزایش یافت ، چند همسری رواج یافت ، اطاعت بی چون و چرا از همسران به عنوان امری مثبت و خیر شناخته شد ، به دنیا آوردن تعداد بیشتر فرزند موجب افزایش مسوولیت زنان در خانه شد و....! در زمان جنگ بین انقلابیون درگیری و بحث پیش آمده بود ، عده ای از قدرت کنار زده شدند ، و تفکیک جنسیتی در دستور کار حاکمیت قرار گرفت ، به این شکل که کار زنان برای زنان جامعه. این قضیه جامعه را به طور جدی دچار تفکیک جنسیتی کرد اما زنان فرصت حضور در اجتماع را پیدا کردند ، و در بیشتر عرصه ها تلاش برای بدست آوردن جایگاه و رتبه بالا کردند . آنها بیش از مردان در تحصیلات عالی موفق بودند و حضور داشتند ، چون جامعه شکلی سنتی گرفته بود و خانواده های سنتی در چنان جامعه ای احساس امنیت می کردند ، درواقع این نیز به نوعی حضور فرمایشی زنان در جامعه ای مردسالار بود.

در دوم خرداد 1376 ، فعالیت در عرصه سیاسی برای زنان هویدا شد. مردم حس می کردند حالا فعالیت سیاسی برای زنان امن شده و مردم با رأی دادن به آقای خاتمی ، هم خواستار آزادی و روابط دموکراتیک و هم خواستار منع تفکیک جنسیتی شدند. زنان در ستاد های مختلف برای رأی آوردن خاتمی تلاش می کردند در کنار مردان ، حرف های روشنفکری می زدند. کم کم از آرزوهای زنان حرف آورده شد . زنان فرصت زدن موسسات خصوصی برای خودشان را پیدا کردند ، کتاب های فمینیستی و مربوط به زنان افزایش یافت و مکاتب فمینیستی حهان در ایران مورد مطالعه قرار می گرفت ، زنان به دنبال پایگاهی بودند برای خود و فعالیتهایی در راستان اهداف و خواسته های زنان. پراکنده وار این جریانات ایجاد شده بود و عده ای با آنها آشنا بودند.

طرح کمپین یک میلیون امضا ، توسط فعالین جنبش زنان مطرح شد . فعالینی با دیدگاه هایی متفاوت گرد هم جمع شدند برای تغییر قوانین تبعیض آمیز ، همه نوع فعال از لیبرال ، چپ ، مشارکتی و ... با هدفی مشترک فعالیتی نوین را شروع کردند ، روز به روز به تعداد افرادی که مشتاق امضا جمع کردن در کمپین بودند افزوده می شد ، انگار این خواسته همه مردم بوده و فقط منتظر شروع آن از طرف عده ای بودند ، امضاها جمع می شد و مردم با آن ارتباط برقرار می کردند چون همه آنها به نوعی دردکشیده این قوانین تبعیض آمیز بودند. افراد زیادی به جنبش زنان وصل شدند ، کسانی که پتانسیل فعالیت های فمینیستی را داشتند پایگاه خود را پیدا کردند و به آن پیوستند ، روز به روز از نظر تیوریک ، این جنبش قوی تر می شد و بازخورد عملی کمپین یک میلیون امضا در جامعه دیده می شد. زنان دیگر هرگونه ظلم و تبعیضی را تحمل نمی کنند ، در تمام فرهنگ ها و قشرهای زنان می توان نارضایتی و گاهآ امید تغییر را دید و لمس کرد. زنان گروه های مختلف در زیرمجموعه های کمپین با هم فعالیت می کردند در راستای هدف مشترکشان و اختلاف عقیده ای در موارد دیگر را کنار می گذاشتند ، موردی که خلأ آن را در جنبش دانشجویی به راحتی می توان لمس کرد و می توان آن را عاملی برای سرد شدن و به خاموشی رفتن جنبش دانشجویی دانست ، از پس از کمپین حس اعتماد زیاد شد و فعالین زنان تجربه هایی ارزشمند در برخورد با یکدیگر و در جامعه توسط این طرح بدست آوردند ، آدم های زیادی با هم ارتباط برقرار کردند و از همه مهمتر به آگاهی جامعه در مورد قانون و موارد آن افزوده شد. زنان دریافتند که حقوقی بالذات دارند که نادیده گرفته شده و پایمال شده ، زنان یاد گرفتند که به حقوق خود بیندیشند و برای به دست آوردن حقوق مسلمشان تلاش کنند ، جامعه آگاه شد از ظلمی که دهه ها بر زنان ایرانی رفته و بسیاری از اوقات دم از آن نزده اند ، و حکومت دانست که اگر اندیشیدن به حقوق گروهی از انسان ها جرم است روز به روز به مجرمان افزوده خواهد شد ، حکومت دانست که جنبشی یکدست و یکصدا در ایران شکل گرفته که نابرابری را تاب نمی آورند و روز به روز این جنبش از لحاظ کمی و کیفی پیشرفت می کند و به مراحل بالاتری می رسد. حکومت دانست که این بار زنان مستقل به مبارزه علیه تبعیض پرداخته اند و تا رسیدن به جایگاه واقعی شان ادامه می دهند

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

‫8 مارس روزی که نمی توان از ما دریغ کرد
با طلاق توافقی از حقارت و کتک و فحش رها شدم /گزارشی از دادگاه محلاتی: مریم مالک
تجمع مادران عزادار در رشت
تغییر ممکن است/ جلوه جواهری(26 روز پس از بازداشت کاوه مظفری)
گامهایی که با تزلزل نا آشنایند/ گرامی داشت چهلم ندا در رشت

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English