پذيرش > مقالات > علیه سکوت > دختران روشنايی، فريادرس زنان
ادامه بازداشت هانا و روناک
دختران روشنايی، فريادرس زنان
4 مرداد 1387 - كاوه قاسمی كرمانشاهی - نسخه قابل چاپ
يك روز پيش از بازداشتش در مراسمی كه به مناسبت روز جهانی كودك در خانهی كُرد سنندج برگزار شده بود خيلی اتفاقی حين جمع آوری امضاء ديدمش و با هم كوتاه كلامی داشتيم. شلوغی مراسم و سرگرم شدن ما به گرفتن امضاء از اين و آن فرصتی را به وجود نياورد تا از طريق دوستان سنندجی به هم معرفی شويم. روز بعد كه دوستی از سنندج خبر دستگيریاش را داد نخست ندانستم كه اوست تا اينكه عكسی از او را در كنار خبر بازداشتش در سايتها ديدم. آری خودش بود، همان دختر جوان با مانتو و مقنعهی مشكی، روناك صفازداه را میگويم...
فضای امنيتی مراسم ديروز را به ياد آوردم و توصيهی دوستان سنندجی را به رعايت احتياط در جمع آوری امضاء. همهی تعجبم از اين بود كه حضور اين تعداد نيروی امنيتی در مراسمی كه بيشتر شركت كنندگانش را كودكان همراه با مادر و پدرشان تشكيل میدهند چه توجيهی میتواند داشته باشد. مگر برنامهی سياسی است يا تجمع اعتراضی؟! به هر حال اينكه ما از شهری ديگر آمده بوديم و قيافهی من و آن دوست ديگرم برای مأموران حاضر در آن جمع شلوغ ناآشنا بود كارمان را راحتتر میكرد در مراجعه به مردم و گرفتن امضاء اما خود بچههای سنندج محتاطانهتر عمل میكردند زيرا هم آنها با چهرهی برادران اطلاعاتی آشنا بودند و هم برادران، خواهران فعال ما را به خوبی میشناختند! و كوچكترين بهانهای كافی بود برای هر گونه برخوردی با آنان. هر چند آن روز هيچ اتفاقی نيفتاد و مراسم در ميان شور و شوق كودكان پايان يافت و ما نيز سرخوش از پر كردن چندين فرم امضاء راهی كرماشان شديم اما صبح روز بعدش خبر رسيد كه روناك را هنگام خروج از منزل دستگير كردهاند...
به خود اميدواری میدهم كه حتماً تا يكی دو روز آينده آزادش میكنند. او كه كاری نكرده، مگر تنها اوست كه برای حقوق زنان فعاليت میكند، صدها نه هزاری چون او اين روزها در جای جای اين كشور با رفتن به ميان مردم و آگاه ساختن آنان نسبت به حقوق پايمال گشتهی زنان و گرفتن امضاء برای درخواست تغيير قوانين تبعيضآميز عليه زنان همان حرفهای روناك را تكرار و اهدافش را دنبال میكنند. چه فرق میكند در كردستان باشی يا تهران خواستهها يكیست، برابری. اما نه! گويا كُرد بودن اتهامش را كمی كه نه بسيار سنگينتر كرده بود. آری خواهرم فراموشم شده بود كه تو زن بودی و كُرد، تو زن زاده شدی و كُرد، تو خواستی كه زن بمانی و كُرد...
چه اميد بيهودهای! آن يكی دو روز كه هيچ، يكی دو روزهای ديگر هم به دنبالش گذشت و روناك آزاد نشد. دوباره از سنهدژ (سنندج) خبر رسيد كه هانا عبدی يكی ديگر از فعالان حقوق زن را بازداشت كردهاند. هانا دوست روناك است هر دو هموند در انجمن زنان آذرمهر كردستان، هر دو همگام در برگزاری كلاسهای آموزشی برای زنان روستايی، هر دو همصدا در پشتيبانی از كمپين يك ميليون امضاء و اينك هر دو همبند در زندان شهر سنندج...
حكم هانا صادر شده و روناك در انتظار صدور حكم است. پنج سال حبس در تبعيد زياد است، خيلی زياد برای هانای بيست و يك ساله، برای هانايی كه به راستی آنگونه كه از نامش برمیآيد فريادرس زنان و دادخواه حقوق پايمال شدهشان بود، زياد است، سنگين است، ناعادلانه است، اصلاً آنطور كه وكيل هانا دكتر نعمت احمدی میگويد اين حكم بسيار ناسازگار است با ماهيت پرونده و مادر دردمند هانا در اعتراض به حكم ناعادلانهای كه عليه دخترش صادر شده در نامهای خطاب به زنان جهان با اشاره به فعاليتهای هانا برای زنان از آنان میپرسد كه آيا حكم پنج سال حبس در تبعيد مستحق هاناست؟!
باور دارم روناك و هانا قربانی فضای امنيتی حاكم بر كردستان و نگاه بدبينانه حاكميت نسبت به فعالان كُرد شدهاند و در اين ميان جو سياسی كردستان و حضور نظامی برخی احزاب در منطقه نيز دست نيروهای امنيتی و قضايی را در بستن اتهام به آنان باز گذاشت تا آنجا كه نخست سخن از مشاركت آنها در يك مورد خاص بمبگذاری در شهر سنندج بود و آنگاه كه مشخص شد مورد مذكور از سوی گروههای تندرو اسلامی موسوم به سلفیها صورت گرفته اينبار از قصد (و نه انجام) آنان برای اقدام ضد امنيت ملی پرده برداشتند! پردهای كه اگر به راستی پس زده میشد چهرهی حقيقی هانا و روناك از پس آن عيان میگشت. نه آن چهرهی خشنی كه از آنان ترسيم كردهاند بلكه سيمای معصوم دو دختر جوان با دغدغههايی انسانی در تلاش برای رسيدن به برابری، دخترانی كه روشنی افق زندگیاند و فريادرس زنان سرزمينشان...
* "روناك" و "هانا" نامهايی كُردی هستند به معنی "روشنايی" و "فريادرسی و دادخواهی"
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
8 مارس روزی که نمی توان از ما دریغ کرد
با طلاق توافقی از حقارت و کتک و فحش رها شدم /گزارشی از دادگاه محلاتی: مریم مالک
تجمع مادران عزادار در رشت
تغییر ممکن است/ جلوه جواهری(26 روز پس از بازداشت کاوه مظفری)
گامهایی که با تزلزل نا آشنایند/ گرامی داشت چهلم ندا در رشت
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|