پذيرش > تریبون > مقالات > اگر به نياز زنان پاسخ دهيم آنان به ما خواهند پيوست
اگر به نياز زنان پاسخ دهيم آنان به ما خواهند پيوست
29 آذر 1385 - سونيا غفاري - نسخه قابل چاپ
بار ديگر شاهديم كه فعالان جنبش مستقل زنان، سعي بر آن دارند كه بحث تغيير قوانين ناعادلانه را با روشي جديد در جامعه دامن بزنند، اما باز هم مانند گذشته در اين ميانه، بعضي كسان پيدا شده اند تا فرياد برآورند: اي ليبرال هاي سطحي نگر، ما شکست شما را پيش بيني کردهايم! بهراستي جاي تعجب است كه هر زمان صحبت از نقد و اصلاح قوانين زن ستيز ميشود بلافاصله عده اي بايد چنين نتيجه گيري کنند که تمامي مطالبات اين گروه از زنان، در محدودهي تغيير قوانين خلاصه مي شود!! گويي قرار است بعد از اتمام پروژهاي مانند کمپين يك ميليون امضاء براي تغيير قوانين تبعيضآميز (و البته در خوش بينانه ترين حالت يعني تغيير قوانين در چنين فضاي بستهاي) فعالان اين كمپين با يکديگر روبوسي کرده و به خانههايشان بازگردند و تا پايان عمر خاطراتشان را براي آيندگاني که ديگر با خيال راحت در جامعهاي بدون تبعيض جنسي به سر خواهند برد، بازگو كنند.
اين برداشت تخيلي و يكسويه از يک حرکت وسيع و ريشهدار اجتماعي يا به دليل نديده گرفتن واقعيت هاي مهم تاريخي است يا به اين دليل است که منتقدين به اصطلاح راديكال ما، با يک حرکت مستقل زنانه که البته زير چتر آنها حرکت نمي کند مشکل دارند.
البته اين انتقادها از چند منظر صورت مي گيرد: عده اي تغيير قوانين را يک کار عميق فرهنگي نمي دانند و برخي نيز تغيير عميق ساختار اقتصادي و سياسي را انتظار دارند که با چنين حرکتهايي به دست نمي آيد.
در اينجا نميخواهم به اين مسئله بپردازم که فعالان کمپين يك ميليون امضاء چه در سر دارند و در چه شرايط بغرنج تاريخي، چنين خواست هايي را مطرح کرده اند و اصلا اهداف واقعي کمپين چيست؟ (چرا که دوستان ديگر به خوبي به مكاشفهي اين مسائل پرداخته اند)، فقط قصد دارم با نشان دادن چند مثال کوچک به اين منتقدان عرض كنم كه اگر واقعا قصد تغيير وضعيت دردناك زنان وجود داشته باشد مي توان با وجود گرايشهاي مختلف فکري براي اصلاح قوانين تبعيض آميز مبارزه کرد بدون آن كه لزوما ليبرال بود.
گرچه معتقدم تعيين اين مرزبنديهاي کلاسيک و كليشهاي بين نيروها و انديشههاي فمينيستي، در عمل مشکلساز است و شايد گرهگشاي مشكلاتمان نباشد و همان طور که ”نانسي ويتي“ ير در مشاهدات خود از جنبش زنان طي چند دهه تاييد مي کند: اين تعاريف و تقسيمبنديها در کنش جمعي نهضت به هنگام مقابله با واکنش نيرومند مردسالاري مخدوش شده است. به هر حال همان طور که همه مي دانيم اولين گامهاي مبارزاتي زنان در اگر كشورهاي جهان، با هدف تغيير قوانين تبعيض آميز انجام شده است. آنها برگههاي دادخواست ضد تبعيض و بردگي را خانه به خانه بردهاند تا به امضاي مردم برسانند و با وجود تمسخر و آزاري که متحمل شدند اما يقين داشتند كه نظام حقوقي و قوانين مفهومي ابدي و پديدهاي مقدس نيست پس قابل تغيير است و دگرگون ساختن آن ـ هرچند دشوار و رنجخيز ـ اما گامي در جهت تغييرات ديگر و بزرگتر اجتماعي است.
اما نکته جالب اينجاست که به عنوان مثال در بريتانيا، جنبش و مبارزه زنان براي كسب حق راي بيش از هر زمان ديگري جنبش زنان کارگر بود. زنان کارگري که خيلي از اوقات وانمود مي شود هيچ گاه خود را درگير حرکتهاي بهاصطلاح بورژوايي و ليبرالي فمينيستي چون تغيير قوانين نکرده اند! وقتي اتحاديه ها شروع به تدارک نامزدهاي خود در انتخابات مجلس نمودند زنان اکثريت اتحاديه هاي نساجي را به خود اختصاص داده بودند اما به دليل اينکه حق راي نداشتند به حساب نيامدند، بنابراين در برابر دودلي احزاب نسبت به حق راي زنان، مبارزه مستقل خود را شروع کردند.
از اين دست موارد بي شمارند. براي نمونه در ميان تاريخچه حرکتهاي زنان براي تغيير قوانين تحقيرآميز، به سندي که مربوط به فمينيست هاي سوسياليست در سال 1972 بود برخوردم که اشاره به آن احتمالا مفيد خواهد بود. در بخشي از اين سند، فمينيستهاي سوسياليست موضع گيري خود را نسبت به مساله اصلاحات و تغيير قوانين به خوبي روشن ميسازند و با اتكا به نفس و شهامتي زنانه مخالفت خود را با اين موضع گيري و شعار تخيلي و رمانتيك که: ”تنها بايد به فکر راه حل نهايي بود و ديگر تغييرات را بي اهميت شمرد“، با صراحت اعلام ميكنند. آنها در ذيل سوال "ما براي چه اصلاحاتي مبارزه مي کنيم و چگونه؟ " سه معيار ذکر کرده بودند که نشان از واقعگرايي و عملگرايي اين زنان كه نكتهي قوت فمينيسم نسبت به ديگر جنبشهاي اجتماعي بوده است،دارد:
1. آيا اين اصلاح باعث تغيير و ارتقاي زندگي زنان مي شود؟
2. آيا اين مبارزه براي اصلاح به زنان احساس قدرت مي دهد؟
3. آيا اين اصلاح، روابط قدرت موجود را ميتواند تغيير دهد؟
سپس در توضيح اين معيارها ميافزايند: زنان به شيوه هاي گوناگون تحت ستماند بنابراين مي خواهيم همين حالا براي ارتقاي وضعيت زندگي آنها مبارزه کنيم. پس نيازهاي فوري بايد مشخص و تعيين شوند. زمانيکه به ديگر زنان نشان دهيم به نيازهاي آنها ميپردازيم آنها نيز به ما مي پيوندند. ما معتقديم سرمايهداري جنس پرست نمي تواند به تمام خواستهها و اصلاحاتي که نياز داريم عمل کند پس ما از آنها بر عليه خودشان استفاده مي کنيم. گرچه اين کار با خواسته هاي حداکثري ما متفاوت است اما خواسته هايي است که سيستم موجود در برابر آنها ايستاده و مقاومت ميكند.
بسياري از همين اصلاحات براي ما مفيدند چرا که مي توانيم با پيرزوي درآنها احساس اعتماد به نفس را در ميان زنان زنده کنيم. گرچه اين اصلاح به خودي خود پايان مبارزه نيست. ديگر اينکه ما واقعا نياز داريم پيرامون مسائلي که پيروزي در آنها به ما احساس قدرت و اتكاء به نفس مي دهد تلاش کنيم. بنابراين نياز به رويکردي چند وجهي براي آزادي زنان وجود دارد. اگر ما چنين رويکردي را بپذيريم مي توانيم از دام تعصب و فرقه گرايي در زمينه درست يا نادرست بودن يک برنامه بپرهيزيم. ما يک استراتژي يکدست و خطي را مورد تاکيد قرار نمي دهيم و بايد مشوق و پذيراي آلترناتيوها و بديلهاي متفاوت باشيم. فقط مهم اين است که حرکت جمعي ما در تحليل نهاييبه بهبود زندگي زنان ختم شود. پس ما تقريبا به هر فعاليتي که براي زنان انجام مي شود با روي باز خوشامد مي گوييم.
ميبينيم كه اين فمينيستهاي سوسياليست در مورد حقوق و قوانين مربوط به توليد مثل، برگزاري يک کمپين را مثال زده و ويژگيها و نتايج مثبت آن را گوشزد مي نمايند.
مساله اينجاست که نويسندگان چنين بيانيه اي که خواستار تغييرات نهادي و كلان نيز هستند براي فعاليتهاي اصلاحي همچون تغيير قوانين نه تنها سنگ اندازي نکرده بلکه به آن خوشامد هم گفته اند و خود را ملزم به فعاليت در اين راستا نيز مي دانند.
حتا بسياري از فمينيستهاي راديکال که با مباني نظري ليبرالها در اساس مشكل دارند براي تغيير قوانين زن ستيز (از جمله حقوق مربوط به توليد مثل) مبارزه گستردهاي را سازمان دادهاند ، چرا که يکي از استراتژيهاي خود را رويارويي شديد با هر گونه تجلي پدرسالارانه در هر نقطهاي که پديدار شود تعريف كردهاند. و جالب تر آنکه در آمريکا زماني که تا اواخر دهه 1970 اکثر سازمانهاي فمينيستي راديکال که در مبارزات روزانه با پدرسالاري واقعا موجود، تحليل رفتند به سازمانهاي ليبرال پناه آوردند و در عرصه هاي مناقشه برانگيز و راديکال تر مطالبات حقوقي، دست به مبارزه زدهاند.
فراموش نکنيم که حتا يک حرکت کاملا ليبرالي نيز با توجه به فضاي اجتماعي که در آن قرار داريم مي تواند بسيار راديکال باشد همان طور که آيزنشتاين مي گويد: مسائلي که مورد توجه فمينيستهاي ليبرال است يعني حقوق برابر و غير جنسيتي کردن مقوله هاي اجتماعي، مستلزم چنان سطوحي از دگرگوني نهادي است که حتا در محدوده هاي محافظه کار ترين استراتژيها، در تحليل نهايي پدرسالاري را به چالش ميكشد.
مبارزات عملي زنان سرشار از مواردي است که نشان مي دهد آنها فارغ از اينکه کدام کار به اصطلاح ليبرالي است و کدام کار غير ليبرالي، مصمم و قاطع در راهي که درست مي دانستند گام برداشته اند و در قضاوتي منصفانه مشاهده ميكنيم كه هيچ گاه اقداماتشان منجر به عقب رفتن جامعه و بدتر شدن وضعيت زنان نشده است. پس آيا تنها نقد کردن و تکرار شعارهاي کليشه اي عليه يک حرکت اجتماعي نشان نميدهد كه مشکل از جاي ديگري آب مي خورد؟
از خود ميپرسم آيا حرکتي همچون كمپين يك ميليون امضاء که سعي مي کند با زنان طبقات مختلف جامعه ارتباط برقرار کند و از رنج مشترک بگويد و حتا بشنود حرکتي سطحي است ؟ آيا فعالاني که تا کنون موفق شدهاند با هزاران نفر از طبقات و اقشار جامعه و مناطق مختلف کشور ارتباط برقرار سازد نخبه گرا است؟ در هر صورت به ياد داشته باشيم براي همين خواسته هاي حداقلي که از جانب منتقدان به صفتهايي چون سطحي و پيش پا افتاده مزين شده، ساعتها بايد گفتگو کرد ، روزها بايد وقت گذاشت، هفته ها بايد توان صرف کرد و احتمالا سالها بايد صبر کرد و خونجگر خورد.
منابع:
1. تونسن، ورنر، زن در جستجوي رهايي، ترجمه شهلا لاهيجي، فريده عصار پور.انتشارات روشنگران و مطالعات زنان: 1382.
2.واتکينز ، سوزان و ديگران، فمينيسم، ترجمه زيبا جلالي نائيني، انتشارات شيرازه: 1381.
3.مشيرزاده، حميرا. از جنبش تا نظريه اجتماعي، انتشارات شيرازه: 1383.
4.كاستلز ، مانوئل (1382) عصر اطلاعات، اقتصاد، قدرت و هويت ، ترجمه حسن چاووشيان ، تهران: انتشارات طرح نو .
Documents from the Women’s libration movement(Chicago women’s liberation union.5
اين مقاله در نخستين نشست دست اندركاران كمپين يك ميليون امضا ارائه شده است
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
دهمین دورۀ مراسم تندیس صدیقه دولت آبادی ۱۳۹۲
کارت پستالهایی به بهانهی هشت مارس و به یاد همهی مبارزین راه برابری
بیانیه بیش از 350 تن از مدافعان حقوق زنان به مناسبت روز جهانی زن؛ زنان هر روز فرودستتر میشوند
لباسی که برای تن ما دوخته اند! /اعظم بهرامی
چالشها و چشمانداز فعالیت مدنی زنان
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|