پذيرش > سایت نوشته ها > از خانه به جامعه و از جامعه به خانه - چهره خشونت را نمی توان پوشاند!
خشونت علیه زنان
از خانه به جامعه و از جامعه به خانه - چهره خشونت را نمی توان پوشاند!
19 تیر 1387 - شیرین فامیلی - نسخه قابل چاپ
از یاداشت کوتاهی که حدود 10 روز پیش نوشتم و شاید بتوان نامش را "مقاله" گذاشت، تا این یاداشت که می کوشم در همان حجم باشد و بابا لنگ دراز نشود، پیام های گوناگونی دریافت کرده ام. شاید محبت سایت ها و وبلاگ های پربیننده که این یاداشت را منعکس کرده و یا لینک داده بودند، خود از دلائل زیادی شمار پیام ها بود. نام آن یادداشت "ریشه های خشونت خانگی" بود و بازگشت به عمق این فاجعه در جامعه ما و یافتن دلائل مضاعف بودن این خشونت برای زنان. به همین دلیل در بسیاری از پیام هائی که دریافت کردم، از من خواسته شده به نمونه هائی از خشونت آشکار و پنهان اشاره کنم تا بلکه دیگران نیز یاری کنند و نه تنها بحث گسترده تر شود، شاید از سوی آنها نیز نمونه هایی بازگو شود.
قریب 6 سال تهیه برنامه های رادیوئی که اغلب نیز متمرکز بوده بر امور زنان و کودکان و حوادث برآمده و سرکشیده از دل خشونت ریشه دار در جامعه ایران، نمونه هایی در دفتر حافظه من ثبت و ضبط است که همه آنها به دلائل کوتاهی وقت این برنامه ها، و یا در حاشیه بودن این بحث ها در گفتگوهای رادیوئی و یا حتی پرهیز از دامن زدن به آنها، پخش نشده است .اما پخش نشدن آنها دلیل ادامه نیافتن حیات آنها در زیر پوست جامعه ما نیست.
فروردین ماه گذشته سردار علی اصغر جعفری- رئیس پلیس آگاهی کشور اعلام کرد، قتل های خانوادگی 25 درصد جنایت ها را به خود اختصاص داده است. همان روزها صفحه حوادث روزنامه ها تابلوی این فاجعه بود: "دخترهفده ساله یی بنام فرزانه را، پدرش در حضور خانواده و سکوت مادر کشت!". خبری چنان تکاندهنده، که چند ستون آنطرف تر، این خبر را درحاشیه قرار داد:
" پدری دختر 26 ساله اش را با همدستی دو تن از اعضای خانواده کشت!"
این نوع جنایات در گذشته بوده و هنوز با جان سختی به موجودیت خود ادامه می دهد. اما در چند دهه گذشته اشکال نوینی نیز یافته که مروج و معلم آن حکومت است و استناد آن هم به تعبیری که از اسلام رواج داده اند. از عمق هفت توی خانه هائی که این فجایع در آنها روی می دهد بیرون بیآئیم و قدم به جامعه و نتایج آن تعبیر از اسلام که نمونه ای از آموزش روش است بگذاریم: "دختری چهارده ساله را پدرش به کمک مردی دیگر در زاهدان سنگسار کرد!"
و تازه، این همه خشونتی که من درباره آن حرف دارم نیست. منظورم انواع خشونتی است که روان عمومی جامعه ما را می آزارد و به همین دلیل هم تاکید م آنست که راهی به ریشه ها و به اعماق بیابیم.
برای نمونه: خشونت در نگاه، خشونت در کلام، خشونت در آهنگ صدا و... تا می رسیم به سد ممنوعیت های حکومتی و خانوادگی که پشت آن نیمی از جامعه ایران و با توجه به اعمال همین ممنوعیت ها علیه کودکان، بهتر است بگویم دو سوم جامعه ما قرار گرفته اند. نمی خواهم بگویم مردان ما قربانی این خشونت نیستند، آنها هم هستند، اما آنچه بر زنان و کودکان ما می رود فرسنگ ها جلوتر و پیشتر از مردان است. اگر از خشونت مضاعف صحبت می کنیم، منظور همین است، والا نه تنها منکر خشونت علیه مردان و جوانان نیستم، بلکه معتقدم با گسترش مقابله با خشونت درایران، باید با آن نیز شدیدا مقابله کرد و بر نمونه ها نیز انگشت گذاشت. حتی در میان اقشار متعلق به روشنفکران جامعه، تا بتوان راه حلی عمومی و همگانی برای این فاجعه پیدا کرد و مرد و زن و کودکمان را از ورطه آن نجات دهیم.
در جریان تهیه یک گزارش رادیوئی با خانمی گفتگو کردم که همسر یک از هنرمندان سرشناس است. مهم نیست در خارج یا داخل ایران. می گفت بیش از ده سال است که ازدواج کرده ام و هنوز یکبار شوهرم من را با خود به محافل عمومی و اجتماعات نبرده است!
این خشونت نیست؟
با خانم روانپزشکی برای یک برنامه دیگر گفتگو می کردم، که در بخش پیش زمینه گفتگو بغض راه گلویش را گرفت و گفت: بیماری دارم که زنی چهل ساله است. پس از چندین جلسه گفتگو، بالاخره رازی را بر زبان آورد که ریشه تمام نابسامانی های روانی او بود. از دوران جوانی خود گفت و اینکه حق بیرون رفتن از خانه را نداشته، مگر به همراه برادرش و همین برادر تنها زمانی حاضر می شد با او به خیابان برود که با او بخوابد!
این خشونت ممزوج شده با قوانین نوشته و نانوشته حکومتی، که نهانخانه را با خیابان و پارک و فضای باز خارج از خانه پیوند داده است، باید با همین بازگوئی ها آشکار شود! اساس بحث من درباره ضرورت ِ یافتن ریشه های خشونت رو به گسترش و تنوع آن در ایران، همینجاست!
آیا جمع کردن لباس های زیر زنانه از فروشگاه هایی که فروشندگان آن مرد هستند و یا برخورد با زنان در خیابان ها به خاطر حجاب و آرایش خشونتی نیست که آموزش آن به پدران و برادران در خارج از خانه تزریق می شود تا آنها نیز در خانه به اشکال دیگری آن را اعمال کنند؟ حوادث دردناک از دل این پیوند بیرون می آید.
من فکر میکنم کار ریشه ای را بهتر است در این عرصه سامان داد؛ نه آنکه تنها برحجم نوشته ها و مقالاتی کوتاه در این زمینه افزود، بلکه در عرصه یافتن و گفتن تنوع فاجعه گام گذاشت وهمه را تشویق به نوشتن گوشه هایی از خاطرات ومشاهدات خود د ر چهار دیواری خانه کرد. ستاره دنباله دار فاجعه را باید پی گرفت؛ چرا ما که می خواهیم فلک را سقف بشکافیم و برای زن و مرد ایرانی جهانی نو و عاری از خشونت در افکنیم. از خاطرات و گذشته خود و کودکی آلوده به خشونت خویش با همان رویکردی که دربالا به آن اشاره کردم پرهیز می کنیم؟ خجالت می کشیم بگوئیم از برادران و پدران خود کتک خورده ایم؟ مادران مان از بیم خشونت شوهر و پسر بزرگ خانواده تن به خشونت های آشکار و پنهان علیه ما در دوران بلوغ داده اند؟ اگر نگوئیم، آنوقت به عمق آن چاهی راه نیافته ایم که از درون آن کارمند حراست بیرون آمده است. او همان پدری است که دختر هفده ساله خود را کشته و دختر 14ساله اش را سنگسار کرده است. اگر دیروز پدر و برادر بوده، امروز مامور حراست است، مامور بازجوئی است، مامور دستگیری است و... خود قربانی ریشه های عمیق و پر قدرت درخت کهنسال خشونت در جامعه ایران. در سکوت آلوده به افسردگی آن زن و دختر مامور انتظامی که زنان ودختران را از خیابان تا بازداشتگاه همراهی می کند، اگر همدردی را می یابیم، آیا به آن دلیل نیست که آنها نیز با "درد" آشنا هستند؟ آیا در زندان و بازداشتگاه همین همدردی را نمی یابیم؟ حتی آن ماموران انتظامی و بازجوی هتاک نیز خود قربانی همین خشونت نهادینه شده نیستند ؟ و از درون خانواده هائی بیرون نیآمده اند که در آنها خشونت حکومت می کند؟ آری! و حال در خدمت حکومتی قرار گرفته اند که بر خشونت لباس مذهب و قانون پوشانده است.
شیرین فامیلی
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
یک خبر تلخ؟ یک قانونشکنی؟ یک تصمیم بخشنامهای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه امانی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|