خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > سایت نوشته ها > تئاتر ايران

گزارشی از هنر اعتراضی

تئاتر ايران

21 تیر 1387 - روز آنلاین / علي قلي پور - نسخه قابل چاپ

‏در تئاتر ايران نقش دولت همواره بيش از هنرمندان آن است، بودجه محدودي كه به سختي پاسخگوي گروه‌هاي نمايشي ‏است، به سادگي جريان تئاتر را با تصميمات، سلايق و برنامه‌ريزي‌هاي دولت هم‌سو مي‌كند. در چنين فضايي توليد ‏مستقل و بدون اعمال سليقه كارمندان و كارگزاران تئاتر در بدنه دولت كاري دشوار و تا حدودي غير ممكن است و اگر ‏بخواهيم نشاني تئاتر مستقل ايران را بدانيم بايد به سراغ گروه‌هايي برويم كه خارج از اين حصار دولتي فعاليت مي‌كنند.

‎‎حيات تئاتر در حواشي يك جريان دولتي‎‎
در تئاتر ايران نقش دولت همواره بيش از هنرمندان آن است، بودجه محدودي كه به سختي پاسخگوي گروه‌هاي نمايشي ‏است، به سادگي جريان تئاتر را با تصميمات، سلايق و برنامه‌ريزي‌هاي دولت هم‌سو مي‌كند. در چنين فضايي توليد ‏مستقل و بدون اعمال سليقه كارمندان و كارگزاران تئاتر در بدنه دولت كاري دشوار و تا حدودي غير ممكن است. به ‏همين دليل جريان رسمي تئاتر با برنامه‌هاي خود دورنماي تحولات در تئاتر كشور به سادگي قابل پيش‌بيني كرده و ‏محدوده‌اي را براي آن ترسيم مي‌كند. كمبود فضاي اجرايي براي گروه‌هاي تئاتري مزيد برعلت شده تا همواره با تنها ‏نهاد حامي خود، يعني مركز هنرهاي نمايشي كمال همكاري را داشته باشند. اين نكته را هم نبايد از نظر دور داشت كه ‏چشم قريب به اتفاق هنرمندان تئاتر به همين جريان رسمي و دولتي تئاتر است و به كمتر اثري خارج از محدوده «تئاتر ‏شهر» و تالار«مولوي» عنايت دارند. اما اگر بخواهيم نشاني تئاتر مستقل ايران را بدانيم بايد به سراغ گروه‌هايي برويم ‏كه خارج از اين حصار دولتي فعاليت مي‌كنند.‏

اين گروه‌ها متشكل از هنرمندان نام‌آشناي تئاتر نيستند، از سوي ديگر هدف آنها هم صرفا توليد يك محصول هنري نبوده ‏و بر خلاف توليدات جريان رسمي، از تئاتر به منظور ديگري بهره مي‌گيرند. مي‌توان سه نمونه در تئاتر ايران شرح داد ‏كه حكايت از حيات تئاتر، بيرون از جريان رسمي دارد. بدون شك غير از اين سه نمونه مي‌توان نمونه‌هاي ديگري را ‏هم برشمرد، ملاك انتخاب در اين نوشته اجرا شدن و به سرانجام رسيدن تلاش‌هاي يك گروه است. به همين دليل ‏كوشش‌هاي ديگري كه در نيمه را متوقف شدند در كنار اين‌ نمونه‌ها نيامده است. ‏

‎‎نمايش تاب‌بازي، نه!‏‎ ‎

اولين اتفاق در 22 اسفند سال گذشته رخ داد. اعضاي يك گروه تئاتر كه خود را اعضاي «كميته هنري كمپين يك مليون ‏امضاء» معرفي كردند، در دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه نمايشي را به نام «تاب‌بازي، نه!» را به صحنه بردند كه ‏تابلوهاي کوتاهي از زندگي «راحله زماني» بود: كسي كه در 15 سالگي ازدواج كرده بود و در دي ماه سال گذشته به ‏دليل قتل شوهر خود محكوم به اعدام شده بود. اعضاي كمپين يك مليون امضاء كه تلاش و پافشاري بسياري براي اجرا ‏نشدن حكم اعدام «راحله زماني» داشتند، ناكام ماندند و سرانجام اين حكم اجرا شد. حال تئاتر ابزاري شده بود براي ‏تصوير كردن زندگي او كه به عقيده اعضاي كمپين مستحق اجراي اعدام نبود. در اجراي آنها توليد تئاتر به مثابه كالايي ‏هنري، ماحصل مورد علاقه نيست، بلكه تئاتر رسانه‌اي است كه وظيفه انتقال آرا و عقايد اين گروه را بر عهده دارد. ‏چيزي كه در تئاتر رسمي امكان حضور ندارد، به شكلي غير رسمي در يك دانشگاه اجرا مي‌شود و نمي‌توان حضور آن ‏را به عنوان يك تئاتر با هدفي غير تئاتري ناديده گرفت؛ اين ناديده انگاشته نشدن ارتباطي با اهداف آنها ندارد، بلكه ذكر ‏آن در اين نوشته تنها از منظر فرم اعتراض مد نظر قرار گرفته است. غير تئاتري بودن و ماهيت معترض داشتن ‏اجرايي از اين دست، خط فارق آن دسته از آثاري است كه هر سال زيرعنوان «تئاتر دانشجويي» در جشنواره‌اي به ‏همين نام اجرا مي‌شوند. ‏

نمايش «تاب بازي،نه!» چنانچه در خبرها آمده بر اساس طرحي از نسيم خسروي مقدم و آزاده فرامرزيها بود. آنها به ‏همراه اجراي نمايش از روايت‌هاي مستندي هم كه مفيد مي‌دانستند استفاده كرده و اجراي موثق و متكي به مداركي را ‏براي دانشجويان دانشكده اقتصاد اجرا كردند. با توجه به كم بودن تماشاگران تئاتر در ايران، كمتر تماشاگري حاضر ‏به پذيرش نمايشي است كه هدفي جز سرگرمي مخاطب داشته باشد. اين نوع آثار به شدت نياز به مشاركت تماشاگر و ‏تغيير نقش او از تماشاگر به بازيگر و يا اجرا كننده دارند، به اين معني كه اگر آنها صرفا تماشاگر نمايش باشند، به ‏سختي آن را مي‌پذيرند، يكي از راه‌هاي انتقال پيام به مخاطب اين نوع آثار درگير كردن او در كنش روي صحنه است، ‏و براي مخاطب اغلب آن كنشي بر حق است كه به نوعي در رخ دادن آن سهيم باشد و يا دست كم بخشي از حضور ‏موثر خود را در آن بيابد. با اين همه اين حركت مستقل از بدنه تئاتر رسمي اتفاق جالبي براي علاقمندان به جريان تئاتر ‏غير رسمي كشور است. ‏

اتفاق و يا به عبارت بهتر نمونه دوم گرد هم آمدن گروهي از مهاجران افغاني به كارگرداني «حميد پورآذري» بود كه ‏توانست نمايش «قصه مردي كه لب نداشت» را بر اساس همان شعر شهره احمد شاملو آماده اجرا كند. اين نمايش براي ‏اجرا در تالار مولوي بازبيني شده و كارگردان آن منتظر پاسخ مسئولين تالار مولوي است. نا گفته نماند كه تمرين آنها ‏در دروازه غار و شوش - فضايي كه در اختيار انجمن حمايت از كودكان كار است- انجام شده و در مراسم روز جهاني ‏كودك اين انجمن نيز اجرا شده است. به كارگيري افرادي كه در حاشيه جامعه حضور دارند، براي اجراي يك نمايش، ‏نخستين تاثير چشمگيرخود را بر اعضاي آن گروه نشان مي‌دهد. آنها با اين كار حضور خود را به جامعه اعلام مي‌كنند ‏و از افراد اين جامعه مي‌خواهند كه آنها را به عنوان اعضاي خود بپذيرد. از سوي ديگر مخاطب هم اين حاشيه‌نشين‌هاي ‏جامعه را در فرايند توليد فرهنگي و عرضه محصول ديده و مي‌تواند نقش تازه‌اي براي آنها قائل شود.

‎‎نمايش پلکان‎‎

آخرين نمونه اين نوشته اجراي يك گروه نابينا ازنمايشنامه «پلكان» نوشته مرحوم «اكبر رادي» كه شنبه هفته گذشته با ‏چهار روز اجرا در فرهنگسراي هنر (ارسباران) به كارخود پايان داد. بازيگران اين گروه كه برخي نابينا و برخي كم ‏بينا بودند در گفتگو با نگارنده تاثير اين كار را بر زندگي شخصي خود بسيار مفيد مي‌دانستند، «غفار تقي‌خاني»، بازيگر ‏نمايش «پلكان» كارشناس نابيناي تربيت معلم، كه خود را مربي تئاتر نابينايان هم معرفي كرد، گفت: «تا وقتي كه ‏منزوي باشي كسي تو را به جمع راه نمي‌دهد، من در اين كار شركت كردن تا بگويم محدوديت مانعي براي حضور من ‏در جامعه نيست، در صورتي كه اگر كاري نكنيم بايد مهرباني‌هاي نابجا و ترحم ديگران را تحمل كنيم». «راضيه ‏يگانه» بازيگر ديگر اين نمايش از اين اجرا چنان به شعف آمده بود كه گفت: «به قدري خوب بود كه تصميم گرفتم ‏بازيگري را به عنوان شغل آينده خود انتخاب كنم».‏

شايد تاكنون شعارهاي بسياري را با همين مضامين از زبان بسياري از نابينايان شنيده باشيم، اما ديدن تجربه روي ‏صحنه آمدن آنها رنگي از آن شعارها ندارد. آنها با تلاش بسيار و به زحمت فراوان خود و اشياء را روي صحنه پيدا ‏مي‌كنند تا به قول يكي از بازيگران اين نمايش بگويند: لطفا همان طور كه به آقاي قطب‌الدين صادقي سالن مي‌دهيد به ما ‏هم در مركز تئاتر حرفه‌اي جايي براي اجرا بدهيد.» البته نكته مهمي كه در اين اجرا نبايد از نظر دور داشت مسئله ‏وجود «كارگردان» است. ‏

حضور كارگردان در گروهي نابينا و يا در هر گروهي كه با ناتوانان جسمي تئاتر كار مي‌كند، مي‌بايست كه از اصولي ‏خاص پيروي كند، در غير اين صورت اين خطر هست كه كارگردان عقايد هنري و سلايق خود را در كاري دخيل كند ‏كه هدف غائي آن تنها توليد يك اثر هنري نيست. و حتي ممكن است مانع بروز خلاقيت فردي بازيگران براي اثبات ‏خود به عنوان هنرمنداني با توانايي برابر با افراد سالم شود. در اين اجرا كارگردان به آن معني كه در يك گروه حرفه‌اي ‏و رسمي هست، فاقد معني و توجيه است، نمي‌توان تصور كرد كه يك كارگردان هنري و علاقمند به حضور در جريان ‏رسمي تئاتر كشورعده‌اي نابينا را با امتياز توانايي بينايي خود گرد هم آورده و با آنها نمايشي به صحنه برده است كه تنها ‏خود را در مركز اين توليد هنري قرار دهد، به همين علت بيراه نيست كه بگوييم حضور كارگردان راه رفتن بر لبه ‏شمشير است. ‏

اما معرفي يك نفر به عنوان سرپرست گروه و سامان دادن اجرا به نحوي كه بر اساس خلاقيت فردي بازيگران باشد، ‏همه اين احتمالات را از ميان خواهد برد. احتمالاتي كه در اجراي گروه «پلكان» با حضور شخصي به نام «كارگردان» ‏از ميان نرفت. نا گفته نماند كه اكثر بازيگران اين گروه داراي مدارك كارشناسي و كارشناسي ارشد در رشته‌هايي چون ‏روانشانسي، علوم سياسي، زبان فرانسه و... بودند. ‏

تا كنون در ميزگردها و نشست‌هاي بسياري به تقابل تئاتر دولتي و خصوصي پرداخته‌اند، هزاران بحث بي محل براي ‏درمان بيماري‌هاي تئاتر پيشنهاد كرده‌اند، و اين روند ميزگرد و نشست و مصاحبه همچنان دور باطلي است كه گوئي به ‏موازات مشكلات ادامه خواهد داشت. توجه به جريانات غير دولتي و غير رسمي همه اين به گرد خود چرخيدن‌ها را از ‏ميان خواهد برد، چون با پرداختن و توجه به اين جريانات ديگر تنها مكان اجراي تئاتر و تنها قلب تپنده تئاتر ايران را ‏ساختمان «تئاتر شهر» نمي‌داند. متاسفانه گروه‌هاي نمايشي هم براي رسيدن به اين ساختمان گرد كه خيل مخاطبان ‏رسمي را به خود مي‌خواند، در رقابت تنگاتنگي با هم قرار دارند كه سرانجام هم روشن نيست كه ستاره اقبال كدام ‏كارگردان و يا كدام گروه در اين فضاي نيمه جان، كورسوئي براي اعلام حيات جريان رسمي تئاتر دارد. ‏

روزآنلاین

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

یک خبر تلخ؟ یک قانون‌شکنی؟ یک تصمیم بخشنامه‌ای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه‌ امانی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English