پذيرش > سایت نوشته ها > وجه مشترک زنان و دانشجويان: هزينه دادن
گفت و گو با نسيم سرابندي فعال جنبش دانشجويي و زنان
وجه مشترک زنان و دانشجويان: هزينه دادن
5 تیر 1387 - روزآنلاین / امید معماریان - نسخه قابل چاپ
نسيم سربندي هم در حوزه زنان وهم در حوزه دانشجويي مشارکتي فعال دارد. وي در گفت وگويي تفصيلي با روز مشکلات فعاليت در هر يک از اين دو حوزه را برمي شمرد. اين گفت وگو را مي خوانيد.
شما از جمله زنان جوان فعال در جنبش زنان و جنبش دانشجويي هستيد. با توجه به مشاهدات و تجربه کار مشترک در دو حوزه چه تفاوت هاي عمده اي بين نسل بيست-سي ساله ها و ميانسالان جنبش زنان وجود دارد؟ درنوع مطالبات، روش هاي پيگيري اين مطالبات، استمرار وتداوم و همچنين روحيه؟
نيروهاي جوان و جديد جنبش زنان عليرغم اين که با فرديت گرايي دنياي مدرن درگيرند نوعي حس وظيفه اجتماعي براي عمل جمعي را نيز دارند. اين نسل در دنياي دوگانه اي بزرگ شده اما در گير و دار تناقض ها نمي افتد و آن ها را مانعي براي فعاليتش نمي يابد. ولي به همان ميزان که نسل جديد با انرژي و پرتوان و خلاق است، صبر و تحمل آن براي رسيدن به اهداف نيز پايين است و البته اين ناشي از سرعت دنياي مدرن است. آن ها چندان قائل به قالب ها و تقسيم بندي هاي ايدئولوژيک نيستند و مانند اکثر نيروهاي فعال در گذشته که قائل به مزربندي بودند، در فعاليت ها مرزبندي هاي خشک ايدئولوژيک را در نظر نمي گيرند. نسل جديد فردگرايي، آزادي و برابري حقوق را در زندگي روزمره و روابطش تجربه مي کند. باورهاي فمينيست هاي جوان حتي در خصوص مناسبات جنسيتي بيشتر به برابري نزديک است. آنها توهين شخصيتي از طريق تذکرات و برخوردهاي پوششي را کمتر از نسل قبل مي پذيرند. گرچه بر مطالبات نسل قديم همچون تغيير قوانين اصرار مي ورزند اما در اين راه بي پرواتر و پوياتر از گذشتگان عمل مي کنند.
به نظرت چه اقداماتي طي دوسال گذشته توسط جنبش زنان انجام شده که راهي به جز انجامش نبوده؟ آيا اگر دو سه سال به عقب برگرديد چيزي وجود دارد که به صورت ديگري انجام داد؟
با توجه به هزينه هايي که بر جنبش زنان تحميل مي شود، رفتار واکنشي نسبت به اين برخوردها را نمي توان انتظار نداشت. از سويي ديگر نبايد از کنش هم غافل شد. ورود زنان به خيابان ها براي عمومي کردن مطالبات کنشي بود که از رهگذر آن گروه هاي متنوعي از زنان جذب جنبش زنان شدند. حتي کمپين يک ميليون امضا کنشي بود که نيروهاي بسياري را حول درخواست براي تغيير قوانين تبعيض آميز گرد آورد. اين کنش ها لازمه يک حرکت رو به جلو است و هرچه حرکت ها فراگير و عميق تر مي شود هزينه ها نيز افزايش مي يابد.
اگر گروه هاي زنان دو سال پيش تلاش پوياتر و بيشتري براي جلوگيري از سهميه بندي جنسيتي در دانشگاه ها انجام مي دادند و تهديدهاي ناشي از روي کار آمدن دولت جديد در مدارس و دانشگاه ها (مثل تفکيک جنسيتي در دانشگاه ها و طرح تغيير کتب درسي در مقاطع تحصيلي) را پيش بيني مي کردند، شايد امروز شاهد اعتراضات گسترده تري نسبت به اجراي اين ديدگاه هاي واپس گرايانه مي بوديم.
براي کسي که دو حوزه مختلف فعاليت هاي اجتماعي را تجربه مي کند، چه تفاوت ها واشتراکاتي درميان جنبش زنان و حرکت هاي دانشجويي مي بينيد؟
بين اين دو تفاوت هاي عمده اي وجود دارد. نسل جديد جنبش زنان اکثرا دانشجو هستند اما وقتي وارد فضاي حرکت هاي زنان مي شوند با نوع فعاليت و اهداف متفاوتي مواجه مي شوند. البته تا پيش از اين تصور مي کردم که ساختار فعاليت هاي زنان متفاوت و دموکراتيک تر است که متوجه شدم تنها در بعضي از بخش ها بدين صوررت است اما به نسبت، از ساختار فعاليت دانشجويي بهتر است. به راحتي مي گويم در جنبش دانشجويي براي فعال شدن بايد پوست کلفتي داشته باشي و با سر وگردني از همه بلندتر(به لحاظ توانايي، استعداد، تجربه و اعتماد به نفس) وارد حرکت هاي دانشجويي شوي. ساختار مردسالارانه سد راهبرخي کساني است که مي خواهند در دانشگاه فعاليت کنند. حرکت هاي دانشجويي مقطعي و واکنشي است. البته اين موضوع به دليل برخوردهاي سه يا چهار سال اخير با دانشجويان نيز است. تنوعات کوچکي ديده مي شود اما شايد کافي نباشد.
در جنبش دانشجويي بيشتر مردان فعاليت مي کنند و هنوز هم با محدوديت هايي زنان را مي پذيرند. از طرفي تحديد آزادي بيان، انديشه و آزادي هاي فردي مسئله اي است که در هر دو جنبش وجود دارد. گرچه به نظر مي رسد در دروني کردن اين نقاط اشتراک هر دو ضعيف عمل کرده اند و پيوندهاي سستي برقرار شده است. کميته هاي زنان انجمن ها و فعاليت هاي ديگر گروه ها در دانشگاه ها، تحت نام فعاليت هاي زنان، تا حدودي کم رونق هستند و حتي در بسياري از تشکل ها مردان، زنان را به عنوان گروهي که صرفا بايد براي کسب حقوق خود تلاش کنند مي پذيرند و اگر دختري وارد حوزه فعاليت هاي صنفي، سياسي شود از وي انتظار دارند هنجارهاي گروه هاي مردسالار را رعايت کند.
فکر مي کنم جنبش دانشجويي و زنان در حال حاضر در ميزان هزينه هايي که مي دهند و فشارهايي که متحمل مي شوند، اشتراک دارند. گرچه اعتقاد دارم بهتر است دانشجويان مناسبات جنسيتي و روش هاي نوين فعاليت موجود در گروه هاي زنان را الگوي خود قرار دهند و در مسائل سياسي و صنفي فراجنسيتي بينديشند. شايد بهتر باشد هر دو گروه بر روي فعاليت هاي مشترک بيشتر کار کنند و پيوندشان را محکم تر سازند گرچه عرصه فعاليت دانشجويي مقطعي و گذرا است و جنبش زنان بدين گونه نيست و اين خود مشکلاتي ايجاد مي کند. سر دادن شعار دموکراسي خواهي و التزام به حقوق بشر کار آساني است اما تحقق آن بسيار سخت است و زمينه فعاليت مشترک ميداني براي آزمون تجربه ي دموکراسي خواهي است.
تغييرات دولت چقدر در فعاليت هاي خرد درسطح دانشگاه ها تاثير مي گذارد؟ مثلا يک دولت اصلاح طلب خاتمي با يک دولت اصول گراي احمدي نژادي چطور مي توانند روي کار شما تاثيرات متفاوتي بگذارند؟
مسلما تغييرات موجود در عرصه حاکميت بر فعاليت هاي اجتماعي تاثيرگذار است. فشارهاي روزافزون دولت احمدي نژاد براي از ميدان به در کردن فعالين دانشجويي با ترفندهاي گوناگون فضاي سرکوبي ايجاد کرده که دانشجويان را به انفعال کشانده است. البته اين به معناي تأييد عملکرد اصلاح طلبان در دانشگاه نيست. نگاه بدبينانه به اصلاح طلبان پيامد نگاه از بالا آنان به جنبش دانشجويي است. ورود دوباره گفتمان برابرخواهي به دانشگاه ها گرچه پس از روي کار آمدن دولت اصلاحات صورت گرفت، به نظر من به ميزان زيادي نتيجه فعاليت پررنگ زنان در جامعه و حرکت هاي جديد جنبش زنان بوده که با دوران اصلاحات همسو شد.
اگر مسايل زنان در دانشگاه را هم بخشي از جنبش زنان بدانيم، نظرتان درمورد طرح اسلامي کردن دانشگاه ها، که برخي مي گويند همه آنچه از اسلامي کردن مد نظر دارد برميگردد به رابطه زن ومرد وجداسازي، چيست؟
فکر نمي کنم طرح اسلامي کردن دانشگاه ها تنها به رابطه زن و مرد محدود بماند، گرچه جداسازي بخش مهمي از آن است. اسلامي کردن علوم انساني و بازنگري در کتب و رشته هاي دانشگاهي مسئله اي است که نمي توان از آن درگذشت. جلوگيري از حضور روزافزون زنان در دانشگاه ها، تفکيک جنسيتي (در کلاس هاي درس، سرويس هاي دانشگاه و...)، اعمال آيين نامه هاي پوششي، تبليغ و ترويج گفتمان ضد انديشه هاي برابري طلب و فمينيستي از طريق متون دروس عمومي، ايجاد مانع بر سر حضور اساتيد زنان در گروه هاي دانشگاهي و يا مراتب بالاي مديريتي دانشگاه ها اتفاقي است که امروز شاهد آن هستيم. امروزه در دانشگاه ها تلاش بسياري براي ريشه کن کردن حضور زنان در اجتماع و برگرداندن آنها به خانه ها با روشي نرم صورت مي گيرد. شناسايي اين برخوردها و مقابله با آنان نقطه عمل فعالين دانشجويي در دانشگاه ها است.
چه تفاوت ها وشباهت هايي بين ۱۸ تير ۷۸ براي جنبش دانشجويي و ۲۲ خرداد ۸۵ براي جنبش زنان وجود دارد؟
به نظرم هر دو واقعه ياد شده حرکتي مدني بودند که از سوي دو جنبش پوياي اجتماعي شکل گرفتند. حرکت هاي مدني که پيامد هاي مثبت و منفي داشندت. در هر دو برخورد سخت حاکميت و تا حدي ريزش نيروها و هزينه ي بالا که در نتيجه ايستادگي نيروهاي دو جنبش بود، را ديديم. البته جنبش زنان پس از 22 خرداد 85 به صورت پويا و سريع کمپين يک ميليون امضا را راه اندازي کرد و توانست نيروهاي ريزش کرده را بازيابي کند.
از طرفي واقعه 18 تير در دوران اصلاحات روي داد و دانشجويان انتظار برخورد سخت حاکميت را نداشتند. آنها حتي تصور حمايت گروه هاي اصلاح طلب را داشتند که اين اتفاق نيفتاد و در کنار سرخوردگي به وجود آمده در جنبش دانشجويي و انفعال بخشي از بدنه دانشجويي، حرکت جديدي جهت فاصله گيري از قدرت و احزاب در پبش گرفته شد. در جنبش زنان که از ابتدا اين فاصله گيري از حاکميت وجود داشته و تجمع 22 خرداد 85 در دوران دولت اصولگرا شکل گرفت، انتظار چنين برخوردي مي رفت و سرخوردگي ناشي از آن مانعي براي بازيابي به وجود نياورد.
روزآنلاین
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
یک خبر تلخ؟ یک قانونشکنی؟ یک تصمیم بخشنامهای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه امانی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|