پذيرش > كوچه به كوچه > سه گانه ای برای کمپین/ سميه فريد
سه گانه ای برای کمپین/ سميه فريد
28 آذر 1385 - - نسخه قابل چاپ
اپیزود اول: خیاطی
روز اولی که می خواستیم بریم و اولین امضا رو بگیریم، باید می رفتم خیاطی لباس مامانم رو بگیرم. با سعیده، دوستم وارد خیاطی شدیم. پس از سلام ودادن مشخصات لباس، لباس آماده شده رو به من داد و تشکر کردم . چهار پنج نفری داشتند کار می کردند. به اطرافم نگاه کردم که کسی سرش شلوغ نباشه بعد نفسم رو تو سینه جمع کردم و گفتم می تونم چند دقیقه وقتتان را بگیرم؟ بعد از جواب مثبت شروع کردم به صحبت کردن در مورد نقص قوانین در مورد زنان و نابرابری ها و... سعیده کنارم ایستاده بود و گاهی حرفم را کامل می کرد. هر چیزی که فکر می کردم براشون مهمه در مورد بچه هاشون و اینکه حتی در مورد بیماری آنها هم نمی توانند تصمیم بگیرند و...گفتم. بعد طرح رو توضیح دادم و گفتم اگر موافق تغییر قوانین هستید می تونید این برگه را امضا کنید. حالا نوبت آنها بود که در مورد مسائل خود صحبت کنند ما هم جمله های آنها رو با گفتن موارد بیشتری ازنقص قانون و تایید آنها کوتاه می کردیم . بعد از حدود ده دقیقه همه امضا کردندو برگه را به من دادند. شاید خنده دار باشه اما من خیلی خوشحال شدم....
اپیزود دوم: ایستگاه اتوبوس
باید با مادرم می رفتم خرید . در ایستگاه اتوبوس خانمی ایستاده بود، دیدم سرش خلوته دفترچه را از کیفم درآوردم دادم دستش، گفتم بخونید اگه دوست داشتید با هم صحبت می کنیم. گفت چیه بگو. من هم از فرصت استفاده کردم و در مورد ایرادات قانون و نابرابری های آن صحبت کردم . خانم با حالت خشنی گفت که اگر زنان حق طلاق ندارند پس همسر برادر من چطور طلاق گرفت؟ تازه مهریه اش و بچه اش را هم گرفت!بعد از یک لحظه سکوت گفتم قانون این حق را به زنان نمی دهد مگر اینکه برادر شما خودش خواسته باشد. گفت آره برادرم گفت از دستش خسته شدم! بچه را هم نمی توانم نگه دارم!من هم از آنجایی که تصمیم گرفته بودم جر و بحث نکنم گفتم، حالا برادر شما آدم خوبی بوده در واقع این برادر شما بوده که به او کمک کرده نه قانون. گفت: درسته. درست می گی .ورقه را بده تا امضا کنم اما خیلی از زنها بلدند چطور حقشان را بگیرند . من هم گفتم آنهایی که بلد نیستند چی؟ این به خاطر آنهاست. سرش را به علامت تصدیق تکان داد و امضا کرد....
اپیزود سوم: خیابان
در راه برگشت از کلاس زبان با یکی از دوستانم راجع به قوانین در باره زنان در ایران بحث می کردم.او عقیده داشت که چون این قوانین در قرآن به صراحت اعلام شده نمی توان و نباید به راحتی آنها را تغییر داد، من هم دلایل خودم را می آوردم. تا اینکه با صدای بلند گفتم یعنی تو معتقدی زن نصف مرد حق داره؟ یعنی ارزش زن کمتر از مرده؟ دوستم هم که یک کم عصبانی شده بود گفت آره، کمتره! که یک دفعه خانمی که کنار من نشسته بود رو کرد به ما و گفت: کی میگه ارزش زن کمتره؟ ظاهرش بسیار محجبه ودر عین حال بسیار رنجدیده بود. من به دوستم اشاره کردم ...خانم گفت نه، اینطور نیست و ارزش همه برابر است و... من پرسیدم نظر شما در مورد چند همسری مردان چیست؟ خانم ادامه داد که ببینید، این به خاطر اینه که مردها قوی هستندو می توانند چند خانواده را از نظر مالی تامین کنند و این از حسادت ما زنان است که می خواهیم آنها فقط برای خودمان باشند. من گفتم اگر آنها قدرتمندند پس قانون موظف است قدرت آنها را محدود کند نه اینکه به آنها حق اعمال قدرتشان را اعطا کند. خانم حرفهایش را در دفاع از آقایان ادامه داد و در بین صحبت هایش گفت که من هم یک مشکل بزرگ خانوادگی دارم و بعد از چند کلمه ادامه داد که همسرش به تحریک یکی از دوستانش ازدواج مجدد کرده او هم هیچ کاری نمی تواند بکند. ادامه داد که دوست همسرش به او علاقه مند بوده و برای از بین بردن زندگی او دست به این کار زده است و حالا هیچ قانونی از او حمایت نمی کند. گفت مهریه اش به نیت بیست و دو بهمن 22 سکه بهار آزادی است که به راحتی قابل پرداخت است. از من کمک خواست و من تنها توانستم به او بگویم با مشاوران دادگاه خانواده مشورت کند البته گفت که وکیل گرفته اما اصلا امیدوار نیست. من برای او راجع به طرح کمپین توضیح دادم. با کمال میل امضا کرد و آرزو کرد که به نتیجه برسد . از ماشین پیاده شدم در حالیکه با خودم فکر می کردم آیا همه آن دفاع ها از مردان برای آرام کردن درون ناآرامش نبود؟
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
روايت بيست و پنجمين شهريور / نرگس طیبات
وقتی آتش خاموش شود/فرشته نوبخت
آن گاه که زن شدم / ویژه نامه 8 مارس 1391
چیزی زیر پوست این شهر می جوشد / دلارام علی
گرسنگی / وبلاگ سیب و سرگشتگی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|