خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > سایت نوشته ها > زنان ميتوانند تغيير ايجاد کنند/ کمپين «يک ميليون امضا»؛ قدمي در راهي طولاني/ دكتر عباس (...)

زنان ميتوانند تغيير ايجاد کنند/ کمپين «يک ميليون امضا»؛ قدمي در راهي طولاني/ دكتر عباس آزاديان

25 آذر 1385 - - نسخه قابل چاپ

شهروند: اين نوشته بخشي است از نوشته اي طولاني تر که به بررسي تجربه خشونت زنان ميپردازد و اين مسئله را از جنبه هاي مختلف روحي ــ رواني و اجتماعي مورد بررسي قرار ميدهد. مقاله زير که به جنبش يک ميليون امضا ميپردازد به دليل اهميت خاص مقطعي آن در اينجا چاپ ميشود. فصول ديگر اين نوشته در شماره هاي آتي شهروند به نوبه خود در اختيار خوانندگان قرار خواهد گرفت. مبحث "مهاجرت" پس از آن پي گرفته خواهد شد.

قفس
اين زمزمه
اين غريو
اين بهاران
اين قفس اين قفس اين قفس اي امان!

احمد شاملو ــ از در آستانه

کمپين يک ميليون امضا

2سال پيش در 22 خرداد 1384 جمع وسيعي از فعالان جنبش زنان به دليل اعتراض و نقدي که به نگاه قانون‎گذار در قانون اساسي نسبت به جايگاه زن داشتند، تجمعي مسالمت‎آميز در مقابل دانشگاه تهران برگزار كردند. زنان در قطعنامه‎ي پاياني اين گردهمايي اعلام كردند که تا رسيدن به خواسته‎هاي بر حق زنان به مبارزات صلح‎جويانه‎شان ادامه خواهند داد.1

22 خرداد 1385 نيز در "ميدان هفت‎تير" تجمع مسالمت‎آميز ديگري با تاكيد بر خواسته‎هاي قطعنامه‎ي تجمع سال گذشته برگزار شد، اما اين‎بار مطالبات زنان به‎ طور شفاف‎تر‎ و ملموس‎تري بيان شد: حق برابر ولايت مادر و پدر بر كودك، حق برابر در طلاق، حق خروج از کشور، برابري در ديه و ارث، حق اشتغال از جمله خواسته‎هايي بود كه در اين تجمع مد نظر قرار گرفت. هر چند در آن روز به خاطر برخورد نيروي انتظامي و بازداشت هفتاد تن از شركت‎كنندگان، قطعنامه خوانده نشد، اما تلاش زنان حق‎طلب براي كسب خواسته‎ هاي‎شان با وجود خشونت‎هاي اعمال شده ادامه يافت تا آن‎كه برگزاركنندگان و بخشي ديگر از زنان عدالت‎خواه، كمتر از سه ماه پس از 22 خرداد با اعلام سميناري (كه به خاطر مخالفت نيروي انتظامي، در خيابان برگزار شد) كمپين جمع‎آوري يك ميليون امضاء براي تغيير قوانين تبعيض‎آميز را آغاز کردند و برنامه اي دو ساله براي آن اعلام داشتند. از آن روز يعني از 5 شهريور 1385 كه اين كمپين اعلان موجوديت كرد، طرح جمع آوري يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز به همت شمار كثيري از زنان و مردان فعال شده است. آنها قصد دارند تا با آگاهي رساني و ايجاد ارتباط "چهره به چهره" با زنان و مردان در سطح جامعه و در ميان اقشار مختلف، خواست برحق و قانوني خود را به ميان مردم ببرند و تغيير را از سطوح زيرين و ميانه‎ي جامعه آغاز کنند. گرچه نام کمپين "يک ميليون امضا" است، اما جمع آوري يک ميليون امضا فقط يکي از اهداف کمپين به ‎شمار مي‎رود. شايد مهمترين هدف اين طرح "آگاهي‎رساني" به مردم و ايجاد ارتباط با آنان باشد. ارتباط متقابلي كه نتيجه ‎اش "فرهنگ ‎سازي"برابري‎طلبانه و حق‎خواهانه در ميان مردم است.

فعالان اين كمپين، کتابچه‎هايي را که در آن به زباني شيوا و نثري ساده و روان سعي شده است قوانين تبعيض آميز را با نمونه‎هاي ملموس توضيح دهد، هنگام گفت وگو با مردم، در ميان آنان توزيع ميکنند. آنها در مورد ماده‎هاي قانوني با مردم صحبت مي‎کنند و چنانچه اين افراد با تغيير اين قوانين موافق باشند، بيانيه را با ذكر نام و مشخصات خود امضا مي‎کنند.

اين حرکت با پيشنهاد تعدادي زن فعال اجتماعي شروع شد. به‌ سرعت گسترش يافت و توجه تعداد زيادي از هموطنان مارا در اقصي نقاط ايران جلب کرد چون اين‌ قوانين تبعيض‌آميز درد مشترک همه زنها بوده است. در ايران زنان جنس دوم به حساب مي‌آمده‌اند. در سرتاسر کشور شاهد کشته ‌شدن دختران به ‌دست پدر، برادر، عمو، دايي هستيم که چرا مثلا با فلان پسر هم‌کلام شده‌اند. و اينگونه قتلها جرمي هم براي قاتلان آنها محسوب نميشود. هر روزه شاهد ازدواج مجدد مرداني هستيم که از اين قوانين سوءاستفاده مي‌کنند. زنها مي‌خواهند که اين قوانين تبعيض‌آميز عوض شوند تا آنها در آرامش بيشتري زندگي کنند. فعالان اين جنبش، اين حرکت را حرکتي سياسي نميبينند، بلکه آن را حرکتي فرهنگي و اجتماعي ميدانند. اين حرکت به نظر نميرسد ضد مذهب هم باشد. زنها خواهان تغيير قوانيني هستند که به آنها به ديده تبعيض نگاه ميکند. آنها بر اين باورند که بسياري از زنان به اين قوانين آگاه نيستند.

در دفترچه اي تحت عنوان تاثير قوانين در زندگي زنان، برخي از قوانيني که ناعادلانه هستند تحت 11 قسمت جمع آوري شده اند. اين قوانين شامل بحثهايي در زمينه هاي: 1ـ ازدواج 2ـ طلاق 3ـ حق ولايت بر فرزندان 4ـ تعدد زوجات 5ـ سن مسئوليت کيفري 6ـ تابعيت 7ـ ديه 8 ـ ارث 9ـ قوانيني که از قتل هاي ناموسي حمايت ميکنند 10ـ شهادت 11ـ ديگر قوانين تبعيض آميز است.

زيبايي اين حرکت در ريشه مردمي داشتن آن است. خصوصيات اين حرکت به شرح زير است:

1ــ فعالان اجتماعي يک شهر از طريق ارتباطات شخصي خود و يا از طريق سايت شبکه جهاني اينترنت (تغيير براي برابري) در جريان مبارزه قرار ميگيرند.

2ــ اين افراد درصدد جمع آوري امضا بر مي آيند.

3ــ جمع آوري امضا روندي است چهره به چهره و در سطح فردي با مردم.

4ــ در اين برخورد رو در رو درباره نابرابريهاي حقوقي در کشور به بحث و گفتگو مينشينند.

5ــ امضايي به جمع امضاها اضافه ميشود.

6ــ با اين مقدمات گروههاي 20-10 نفري تشکيل ميشود.

7ــ درصورت امکان کارگاههاي آموزشي براي چند ساعتي در آن منطقه برگزار ميشود.

در اين کارگاههاي آموزشي هم ابتدا کليات طرح کمپين جمع آوري يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز براي داوطلبان معرفي ميشود. سپس يک حقوقدان نابرابريهاي حقوقي زنان را توضيح ميدهد و به سئوالات پاسخ ميدهد. پس از آن روش کار چهره به چهره را براي نحوه برخورد با زنان هنگام جمع آوري امضا آموزش ميدهند.

چيزي که براي من جالب است گستردگي و سازمان دهي اين حرکت ميباشد. براي مثال خانم مريم حسين خواه در سايت اينترنتي خود به شرح سفر خود به يزد به منظور برپايي چنين کارگاهي ميپردازد. ايشان از سفر يک گروه شش نفره صحبت ميکند که افراد مسئوليتهاي مختلف دارند. يک نفر براي آموزش حقوقي، يک نفر تسهيلگر براي آموزش چهره به چهره و فرد ديگري براي معرفي خبري کارگاه و غيره در جمع حضور دارند. هزينه هاي سفر را هر کس خودش ميپردازد. از آنجايي که اين حرکت حرکتي است پايه اي و مردمي و فعالان امکانات مالي چنداني ندارند، براي صرفه جويي شبها را در راه به سر ميبرند. صبح زود به مقصد ميرسند، صبح کارگاه را برپا ميکنند و شب بعد را در راه برگشت ميگذرانند تا هزينه هتل و اقامت را صرفه جويي کنند.

خانم حسين خواه مينويسد که در جريان اين سفرها با مردم حرف ميزنند و سعي ميکنند امضا جمع کنند و اين شامل خود سفر و در کوپه قطار هم ميشود که آنها با مردم حرف ميزنند و امضا جمع ميکنند و يا در شهر محل کارگاه وقتي فرصتي پيدا ميکنند در خيابانها و کوچه پس کوچه هاي شهر ميگردند، با مردم حرف ميزنند و از آنها ميخواهند اعتراض به قوانين نابرابر را امضا کنند. گسترش بذر آگاهي فرد به فرد در سرتاسر کشور.

اهداف اين جنبش:

به نظر ميرسد که در کنار جمع آوري يک ميليون امضا اين جنبش اهداف ديگري را هم تعقيب ميکند:

1ــ نشان دادن اينکه جنبش مستقل و حق طلب زنان تنها محدود به چند هزار زن نيست.

2ــ که بسياري از زنان ايران از هر طبقه، قوميت و تحصيلات و سن و سالي که باشند با قوانين تبعيض آميز مواجه هستند.

3ــ و اينکه اين زنان خواهان تغيير اين قوانين ميباشند و در اين مورد هم صدا ميباشند.

4ــ و اين که با حرکتي آهسته ولي مداوم و به صورت چهره به چهره ميتوان زنان بيشتري را در جهت تغيير اين قوانين بسيج کنند.

اساس حرکت "يک ميليون امضا" بر اصول زير استوار است:

- زنان همواره دوش به دوش مردان در همه صحنه هاي اجتماعي و سياسي حضور داشته اند.

- اکنون زمان اسلحه و تفنگ نيست. زمان کتاب و قلم است.

- اکنون زمان مبارزه فرهنگي و اجتماعي است.

- با اينکه زنان نيمي از جمعيت و 64٪ ورودي دانشگاهها را تشکيل ميدهند، قوانين ايران براي زنان تبعيض آميز است و بايد عوض شوند.

- اين تغيير بايد از پايين به بالا صورت گيرد.

- که زنان در گرفتن حقوق خود بايد نقش اصلي و فعال را به عهده داشته باشند.

- اولين مشخصه اين کمپين آگاهي دادن به مردم عادي جامعه است، که جنبش زنان را از محدوده ي ميزگردهاي بحث و گفتگو و کارگاه هاي دانشگاهي و غيره مي رهاند و با بافت متوسط جامعه پيوند ميدهد. و اين به مفهوم اصلاحات از پايين به بالا ميباشد.

- به نظر ميرسد که زنها به اين نتيجه رسيده اند که اگر بخواهند ميتوانند تغيير ايجاد کنند. آنها ميخواهند با نزديک شدن به زنان کشور اين احساس خود را "چهره به چهره" به همديگر منتقل کنند تا همه بتوانند در جهت بهبود وضع خود قدمي بردارند.
به چند مورد از برخوردهاي جالب در جريان اين فعاليتها توجه کنيد. خانم حسين خواه در سايت خود درباره سفرش به يزد مينويسد:

"چند ساعت وقت آزاد ما در يزد هم فرصتي بود تا همراه دوستان يزدي، هم شهر را ببينيم و هم با چند نفري صحبت كنيم. بهترين بخش اين تجربه هم وقتي بود كه در يك خانه قديمي و سنتي يزد كه حالا هتل شده است، بند و بساط امضا را بيرون آورديم و از زني كه مديريت هتل را بر عهده داشت امضا گرفتيم. چند نفري كه با يك تور دانشجويي آمده بودند صحبت هاي ما راشنيدند و وارد بحث شدند و پس از چند دقيقه تمام آدم هايي كه در حياط هتل بودند درباره كمپين و قوانين نابرابر بحث مي كردند. كار آنقدر خوب پيش رفت كه چند نفر شماره هاي تماسشان را دادند و داوطلب جمع آوري امضا شدند و مردي هم كه مدير يك موسسه آموزش در تهران بود قول داد تالار اجتماعاتش را براي برگزاري سمينار در اختيار كمپين بگذارد."

شركت كنندكان در كارگاهها هم از همه قشر و سني ميباشند. از دختران و پسران جوان دانشجو گرفته تا استاد دانشگاه و معلم و كارآموزان وكالت و زن هاي خانه دار. براي مثال در جلسه اي که در شهر کرج برگزار شد تعداد 60 نفر از اقشار مختلف زنان کرجي در جلسه حاضر بودند اعم از زنان خانه‌ دار، دانشجو، معلم، دبير، استاد دانشگاه، پزشک، پرستار، مدير مهدکودک، مربي سوارکاري، عکاس، گرافيست، نقاش، کارگردان سينما و تعدادي از اعضاي چند سازمان غير دولتي مثل اعضاي جمعيت‌هاي محيط زيستي و همياري سلامت روان. جالب اينجا است که به علت محدوديت فضا بسياري از کساني که مايل به شرکت در اين جلسه بودند نتوانستند شرکت کنند.

خانم زهرا امين يکي از فعالان اين حرکت مينويسد:

"يكي از دوستان من ، خانم مسن 76 ساله ‌اي‌ است. چند وقت پيش براي سر زدن به او به خانه ‌اش رفتم و پاي درددلش نشستم. بعد از کمي صحبت درمورد بيماري اش، بحث افتاد به مشکلات بعضي از خانم‌هاي فاميل و آشنا. آخرهاي بحث ياد طرح يک ‌ميليون امضا افتادم و شروع کردم به تعريف يکي يکي قوانيني که بايد تغيير پيدا کنند. برعکس هميشه که توي حرفم مي‌پريد، با اخم گوش مي‌کرد و هچ‌چيز نمي‌گفت. با گفتن هر قانون سگرمه‌ هايش درهم‌تر مي‌شد. کم‌کم اين احساس در من به وجود آمد که به زعم او دارم به مقدساتش توهين مي‌کنم. نگران شدم اما حرفم را هم نمي‌توانستم قطع کنم. چون کماکان با ابروان گره خورده به من خيره بود. به قانون دهم که رسيدم نفسي به راحتي کشيدم و منتظر عکس ‌العملش ماندم. بعد از کمي مکث ناگهان دستش را دراز کرد و گفت: فرم را بده ببينم! کسي هم جرات کرده امضايش کند؟ دستم توي کيفم رفت. دو فرم همراهم بود. يکي هفت امضا داشت و يکي سه‌ تا. آن فرم سه امضائه را درآوردم. نمي‌دانم چرا فکر کردم ممکن است فرم را پاره کند. پيش خودم گفتم ديدي چه راحت سه امضا را از دست دادم. من که چند روز پيش در نامه‌ اي به مسئولان اين طرح گفته بودم چرا در هر فرم فقط جاي ده امضا دارد، حالا فلسفه ‌اش را درک مي‌کردم. بانوي مسن کاغذ را تقريبا از دست من کشيد. عينکش را که به گردنش آويزان کرده بود به چشمش گذاشت و با تحکم گفت: خودکار! خودکاري به او دادم. و زير نگاه خوشحال من امضايش کرد و گفت. هر چند براي من دير است ولي دستتان درد نکند.

گفتم چرا دير؟ گفت: قصه ‌اش دراز است. ممکن است خودت هم از مادرت شنيده باشي. ما شش خواهر و سه برادر بوديم. برادرها هر سه به سليقه خود ادامه تحصيل دادند و پزشک شدند. ولي ما شش خواهر علي‌رغم هوش و استعداد و وضع خوب مالي خانواده به خاطر اجازه‌ ندادن پدر از ادامه تحصيل منع شديم. ما خواهران بزرگتر سيکل و با تلاش ما فقط دو خواهر کوچکتر ديپلم گرفتند. موقع ازدواج، برادران ما با هر دختري که دوست داشتند، حتي خارجي، ازدواج کردند. ولي ما هر شش خواهر به اجبار پدر سر سفره‌ عقد مردي نشستيم که دوستش نداشتيم. برادرها زندگي خوب و خوشي داشتند و مسافرت و گردش هاي خارج‌کشورشان به راه بود، اما ما شش خواهر هر کدام اسير مردي بوديم که از ما فقط آشپزي و بشور و بساب و بچه زياد مي‌‌خواست. وقتي که پدرمان هم مرد، برادرها تمام ساختمان‌ها و زمين‌ها که تعداد بسيار زيادي بودند صاحب شدند و با پول کمي دهان ما را بستند. بعد از آن زخم زبان شوهرانمان که بعضا براي تصاحب ارث پدرمان ما را گرفته بودند بر ديگر زجرهايمان اضافه شد. حالا ديگر براي من کار از کار گذشته. اما خوشحالم که با امضاي من ممکن است دختران امروز سرنوشت مشابه من را نداشته باشند."

فعال ديگري در مورد تجربه هاي منفي مينويسد:

"مثل هميشه بعضي ها هم مثل سرآشپزي كه ناهار را مهمانش بوديم، دفترچه را گرفتند و بيانيه را هم خواندند اما امضا نكردند و گفتند با اينكه همه حرف هاي شما را قبول داريم اما اين امضاها فايده اي ندارد."

فعالان اين جنبش اميدوارند كه با اين روش، مشارکت اجتماعي شهروندان ارتقاء يابد و در نتيجه خود مردم در ايجاد يک تغيير اجتماعي سهيم شوند. آنها اميدوارند که با اين روش زنان از پستوي خانه ها و فعالان از پشت كامپيوترها كنده شوند. آنها اميدوارند که با اين ارتباط دو جانبه فعالان از حال مردم و مردم از حال فعالان باخبر شوند. آنها ميخواهند فعالان در مورد کم و کيف قوانين به مردم آگاهي برسانند و از تجارب آنها فرا بگيرند. بدين ترتيب آنها پاي صحبت و درد دل همديگر مينشينند و ياد ميگيرند که خوب گوش دهند و با مشکلات‎ مردم به طور ملموس و واقعي آشنا شوند.

شکي نيست که نظام کنوني حاکم بر کشور از ريشه بيمار است، اما نميتوان انتظار معجزه اي ناگهاني و يا انتظار تغييري ناگهاني داشت. يعني ما که هنوز در مورد ابتدايي ترين حقوق که ازدواج و حضانت کودک و شهادت و ديه و نبود قانوني جدي در برابر خشونت هاي خانگي و خياباني که به راحتي به گسترش قتل هاي ناموسي و غيره کمک ميکنند، مشکلات اساسي داريم، چگونه ميتوانيم انتظار تغيير کل نظام اقتصادي و بهبود اساسي جامعه را داشته باشيم. بالا رفتن فرهنگ يک جامعه خود به تنهايي پيروزي بزرگي است و ميتواند قدم اول و نيز بزرگترين قدم در به دست آوردن آزادي و عدالت باشد.

با اين روش در حقيقت ميشود گفت زنان توانمندي خود را در عمل باور کرده اند و درک کرده اند که تا زنان خود، آگاه نشوند و نياز به تغيير را حس نکنند، اتفاق مهمي نخواهد افتاد. اصلاحات بايد از درون و از بطن جامعه مدني شعله بكشد و تئوري‎هايي كه همه‎ چيز را به دولت محدود مي‎كند و هر نوع تغييري را از دولت آغاز مي‎كند، به تنهايي ما را به جايي نخواهد برد.

درگير کردن زنان و انسانهايي که خواهان حقوق مدني خود هستند و خواهان وجود عدالت اجتماعي ميباشند ضرورتي است که در نهايت ميتواند فقر شديد، بي عدالتي و زورگويي اجتماعي را ريشه کن کند. کمپين "يک ميليون امضا" قدمي است کوچک در اين راه طولاني و بزرگ.

پانويس:

1ــ نمونه های مطرح شده در اين مقاله از سايت "تغيير برای برابری" گرفته شده است.

سايت شهروند

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

یک خبر تلخ؟ یک قانون‌شکنی؟ یک تصمیم بخشنامه‌ای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه‌ امانی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English