خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > سایت نوشته ها > شیرین عبادی: تعصب، بزرگ‌ترین دشمن حقوق بشر است

گفت و گو با دکتر شیرین عبادی:

شیرین عبادی: تعصب، بزرگ‌ترین دشمن حقوق بشر است

21 خرداد 1387 - رادیو زمانه/فرنگیس محبی - نسخه قابل چاپ

دکتر شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل در سال ۲۰۰۳ و فعال حقوق بشر در ایران به دعوت کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد برای انتشار ترجمه انگلیسی کتابش «حقوق پناهندگان در ایران» که به تلاش این سازمان به ترجمه و چاپ رسیده، به لندن آمد.

در جلسه معرفی این کتاب، شیرین عبادی ضمن ابراز نگرانی نسبت به موقعیت پناهندگان در ایران، گفت که اعلام این امر توسط دولت جمهوری اسلامی ایران در سال‌های آغازین جنگ‌های افغانستان مبنی بر این‌که اسلام مرز ندارد و هر مسلمانی که مایل باشد می‌تواند به ایران بیاید، باعث شد که حدود چهار میلیون پناهجوی افغان وارد این شوند.

با وجود این، دولت ایران هرگز حاضر نشده که این پناهندگان را به رسمیت بشناسد که این مساله باعث نقض بنیانی‌ترین حقوق این پناهندگان از قبیل نداشتن حساب بانکی، به رسمیت نشناخته شدن ازدواج آنان با شهروندان ایرانی، و عدم صدور شناسنامه برای فرزندان آنان شده است.

دکتر عبادی با اشاره به تعهد جمهوری اسلامی به کنوانسیون حقوق بشر، گفت که صدور روادید رسمی برای پناهندگان، تکلیف قانونی دولت است و نه لطف و محبت آنان.

او همچنین گفت در آمارگیری و سرشماری که درباره بچه‌های سرگردان در خیابان‌ها کردند، متوجه شدند که اکثر این بچه‌ها یا افغان و یا نیمه‌افغان هستند و چون شناسنامه ندارند که به مدرسه بروند، به ناچار در خیابان‌ها به فروش گل و چیزهای دیگر می‌پردازند.

با وجود وقت کم و برنامه سنگین خانم عبادی، چند دقیقه‌ای با او به گفت‌و گو نشستم و با اشاره به صحبت‌های ایشان که پناهندگان باید به دنبال گرفتن حق و حقوق‌شان بروند، پرسیدم که آن‌ها چطور می‌توانند حق‌شان را بگیرند؟

اصولاً کسی که تحت ستم است در درجه‌ی اول، باید آگاه باشد که آن‌چه ‌ اتفاق می‌افتد، ستم است و ناروا‌ست. خیلی از افرادی که در جهان تحت ستم هستند این آگاهی را ندارند.

من به برخی از زنان در برخی از کشورها برخوردم که خیلی طبیعی می‌دانستند که از شوهرش کتک بخورند. یعنی فکر می‌کردند زندگی یعنی همین. یا در برخی از کشورهای اسلامی، زن‌ها خیلی طبیعی می‌دانند که شوهرشان چهار تا زن بگیرد.

بنابراین در زمینه ارتقای حقوق بشر، مساله‌ی مهم، آموزش است. یعنی شخص ستمدیده بایستی آگاه بشود که بر او ستم می‌شود و بعد بایستی با استانداردهای بین‌المللی آشنا بشود.

یعنی به او بگویند که زندگی چطور می‌تواند باشد و زندگی تو با زندگی‌ای که استاندارد است چه تفاوت‌هایی دارد. این اولین گام است. اولین گام هیچ‌وقت برداشته نشد و تا اولین گام برداشته نشود، سراغ گام‌های بعدی نمی‌توان رفت. یعنی نمی‌شود تا ابد افراد تحت ستم توقع داشته باشند که دیگران برای حقوق آن‌ها بجنگند. شرط اول این است که خودشان آگاه بشوند، خودشان در پی مطالبه حق بربیایند و وظیفه سایرین هم هست که به آن‌ها کمک کنند.

به نکته‌ی جالب دیگری هم اشاره کردید. در مورد غیرقانونی بودن ازدواج این افغان‌ها با ایرانیان و این‌که بچه‌های محصول این نوع ازدواج نیز، غیر‌قانونی هستند. چطور از لحاظ شرعی این مساله ایراد پیدا نمی‌کند؟

ببینید، طبق قوانین ایران هر مرد غیر‌ایرانی که بخواهد با زن ایرانی ازدواج کند، بایستی از دولت اجازه بگیرد. این اجازه در صورتی به او داده می‌شود که مسلمان باشد و ضمناً ثابت کند که دارای شغل و حرفه‌ای است که می‌تواند زندگی خانواده را اداره بکند و یکی دو تا شرط دیگر.

بنابراین کسی که اساساً وجودش مورد تایید قانون نیست، چگونه می‌تواند اجازه بگیرد تا با یک زن ایرانی ازدواج کند. بنابراین چون آن اجازه را ندارد، به‌صورت غیر رسمی با او ازدواج می‌کند و چون ازدواج غیررسمی است و قانوناً ثبت نشده، در نتیجه برای بچه هم نمی‌تواند شناسنامه بگیرد و این خودش سرآغاز مشکلات عدیده است.

خانم دکتر عبادی، جایزه نوبل را پنج سال پیش به شما دادند. آیا این جایزه در پیشبرد هدف‌های‌تان در ایران به شما کمک‌ کرده و یا از یک جهاتی باعث فشارهای بیشتری هم بر شما شده است؟

جایزه صلح نوبل باعث شد که من صدای خودم را رساتر به مخاطبین بیشتری در جهان برسانم. میکروفن‌های بیشتری را در اختیار من قرار داد و از این جهت من توانستم نقض حقوق بشر را به‌صورت واضح‌تر و گسترده‌تر به گوش مردم جهان و مردم ایران برسانم.

البته منظور من در داخل ایران و فشارهایی است که متوجه شما شده، مثلاً مرتباً تهدید جانی شدید که یک مورد آن همین اواخر بود که باعث دخالت آقای احمدی‌نژاد هم شد.

متاسفانه بیش از ده سال است که من به‌طور مرتب از سوی گروه‌های مجعول و ناشناس به‌وسیله نامه، تلفن و ایمیل مورد تهدید قرار می‌گیرم.

من می‌دانم که وقتی قرار است کسی را بکشند قبلاً به او نمی‌گویند که مراقب خودت باش. پس هدف آن‌ها از چنین نامه‌هایی چیست؟ هدفشان این است که من بترسم و دست از کارهایم بردارم.

کسانی که این نامه‌ها را می‌نویسند و در حقیقت آرزوی مرگ من را دارند، با من اختلاف حساب شخصی ندارند. زیرا من داد‌ و ستدی با کسی ندارم. بیش از ۱۵ سال است که مجانی فقط از زندانیان سیاسی دفاع می‌کنم. بنابراین رقابت حرفه‌ای هم در مورد من صادق نیست. می‌ماند کسانی که این آرزو را دارند و نویسندگان این نامه، که افرادی هستند که با عقاید من مخالف هستند.

کسانی هستند که حرف‌های من را برنمی‌تابند و می‌خواهند به هر شیوه ممکن من را ساکت بکنند و به نظر من پیدا کردن این افراد برای پلیس و حکومت ایران، بسیار راحت است.

شما درمورد زندانیان بهایی و کلاً بهاییان ‌هم فعالیت‌های زیادی داشتید، آیا این فعالیت‌های شما نتیجه‌ای داده؟

متاسفم که تاکنون به نتیجه‌ای نرسیدیم. مثلاً ما در زمینه اخراج دانشجویان بهایی از دانشگاه‌ها، به دیوان عدالت اداری شکایت کردیم و نتیجه‌ای گرفته نشد و اخیراً هم تعدادی از بهاییان را دستگیر کردند.

به هرحال شما بیش از ده سال است که برای حقوق بشر در ایران فعالیت می‌کنید. آن هدف‌هایی که داشتید و چیزهایی که در این راه به آن‌ها دست پیدا کردید، شما را خشنود کرده و افتخار می‌کنید به آن‌ها یا نه؟

حقوق بشر، یک فرهنگ است و خوشحالم که این فرهنگ در ایران روز به روز ارتقای بیشتری پیدا می‌کند. من به خاطر دارم روزنامه‌های حکومتی و رادیو و تلویزیون و همچنین روزنامه‌های راستی که می‌خواستند به من ناسزا بگویند، می‌گفتند لیبرال، فمینیست، ای طرفدار حقوق بشر و این‌ها را به منزله یک فحش و ناسزا به کار می‌بردند.

در آن روزگار طرفداری از حقوق بشر یک ضد ارزش بود و خوشحالم که امروزه در اثر مجاهدت‌های مدافعان حقوق بشر در ایران، فرهنگ حقوق بشر تعالی پیدا کرده و امروزه طرفداری از حقوق بشر نه تنها یک ضد ارزش نیست، بلکه یک ارزش اجتماعی است.

امروز دیگر به عنوان ناسزا کسی را طرفدار حقوق بشر خطاب نمی‌کنند و این خود برد بزرگی است. گذشته از این چند قانون، از جمله قانون حضانت به نفع مادران اصلاح شد. اصلاحاتی صورت گرفته، پیروزی‌هایی به‌دست آمده اما بسیار اندک است و راه درازی در پیش داریم.

بزرگترین عاملی که در پیشبرد اهدافتان در ایران سد راه شما‌ست، چیست؟

تعصب. مهم‌ترین مساله‌ای که سد راه افکار مربوط به حقوق بشر است، تعصب و جهل است. کسانی که معتقدند در دنیا فقط یک رنگ وجود دارد. کسانی که معتقدند فقط آن‌ها برحق هستند. کسانی که ذهن‌شان را بر هر نوع تغییر و تحولی بستند.

رادیو زمانه

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

یک خبر تلخ؟ یک قانون‌شکنی؟ یک تصمیم بخشنامه‌ای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه‌ امانی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English