پذيرش > سایت نوشته ها > قتلهاي ناموسي؛ به نام دين اما در مقابل آن
زنان و قوانین تبعیض آمیز
قتلهاي ناموسي؛ به نام دين اما در مقابل آن
20 خرداد 1387 - نجوای آزادی /كاوه رضائي - نسخه قابل چاپ
نگاهي به صفحه حوادث بسياري از روزنامههاي سراسري كشوركه مياندازم، سرشارند از مواردي كه به قتلهاي ناموسي مربوط ميشود، اين يكي به همسرش مشكوك شده و او را به قتل رسانيده و آن يكي همسرش را با مردي ديده و آن دو را به قتل رسانيده، يكي ديگر ادعا ميكند كه همسرش به او خيانت كرده و براي همين او را كشته است و… و در تمامي موارد چون مربوط به ناموس!!! ميشود … نمي دانم چه بگويم . همين چند وقت پيش بود كه در اخبار تلويزيون مي گفت پس از چند ده سال كه يك مرد به جرم تجاوز در زندان بسر ميبرده تبرئه ميشود و قاضي بنا بر مستندات مبتني بر تحقيقات تكميلي ميپذيرد كه اشتباه كرده و حكم به آزادي متهم محكوم به حبس ابد داده است، ولي به راستي چند نفر از كساني كه در ايران به اين جرم محكوم شدهاند اگر امروز زنده بودند با تحقيق بيشتر آزاد مي شدند، چند تن از آن زناني كه در اثر شك يا توهم مردي كه خيالش از سوي قانون! آسوده است كشته ميشوند بيگناهند، در فكر محو ميشوم و از خود ميپرسم كه به راستي چرا واپسين دين الهي بدين ميزان خشن و بي رحم است؟
اما به راستي پشتوانه قوانين حامي قتلهاي ناموسي احكام اسلام است؟ )مواد 220 و 630 قانون مجازات اسلامي( براي پاسخ گويي بدين سوال بايد نگاهي به سير تصويب قوانين جاري بيندازيم كه در اين صورت مي بينيم اينگونه نيست، نه تنها اين قوانين براساس اسلام نيست بلكه تضادي آشكار با متن صريح قرآن دارد، در حدود يك صد سال پيش كه براي نخستين مرتبه مي خواستند براي ايران قانون بنويسند، قانون كشور فرانسه را با تغييرات جزئي به عنوان قانون ايران اعلام داشتند، در قانون فرانسه كه ميراث دوران ناپلئون بناپارت بود، موردي تحت عنوان قانون فراش وجود داشت كه به مرد اجازه ميداد هرگاه زناش را در هم بستري با مرد ديگري ببيند ميتواند زنش را بكشد و قانون از مرد حمايت كرده و او را مجازات نخواهد كرد، اين قانون به مردان اجازه ميداد در صورت شك به زنانشان آنها را بكشند و در دادگاه نيز با استناد به چنين قوانيني از مجازاتهاي سنگين خلاص شوند، در آن سالها اين قانون به عنوان قانون كشورمان مصوب شد و در اثر اجراي آن به هنجار جامعه بدل گشت و حتي اينگونه مطرح شد كه اين موارد براساس قوانين ديني افراد مهدورالدم است و پس از پيروزي انقلاب و سرنگوني نظام پادشاهي پهلوي، اين قوانين از آنجايي كه به هنجاري قدرتمند بدل گشته بود، همچنان در جاي خود ابقا شد و هيچ كنكاشي در پشتوانه ديني آن نشد، در حالي كه قرآن كريم صريحاً در سوره النساء آيات 15 و16مي فرمايد: … و كساني از زنان شما كه مرتكب زنا شوند، جهار نفر از مسلمانان را بعنوان شاهد بر آنها بطلبيد؛ اگر گواهي دادند آنان (=زنان) را در خانهها (يخود) نگاه داريد تا مرگشان فرا رسد؛ يا اينكه خداوند، راهي براي آنها قرار دهد. و از ميان شما آن مردان و زناني كه (همسر ندارند، و) مرتكب آن كار (زشت) ميشوند، آنها را آزار دهيد (و حد بر آنان جاري نماييد). و اگر توبه كنند، و (خود را) اصلاح نمايند، (و به جبران گذشته بپردازند) از آنها درگذريد. زيرا خداوند توبهپذير و مهربان است.
مردسالاري عريان حاكم بر جامعه ملل خاور ميانه چنان پايههاي خود را بر قوانين حامي قتلهاي به اصطلاح ناموسي استوار كرده كه حتي در آثار فعالان حقوق زنان كشورمان نيز به انگشت شمار مواردي بر ميخوريم كه به اين مسئله پرداخته باشند و بر عملكرد منافي دين فرهنگ مردسالار جامعه كه با نام حفظ دين اجرا ميشود تاخته باشند و در اين ميان نيست روزي كه انساني به واسطه همين فرهنگ قرباني نشود.
بار ديگر قرآن را ورق ميزنم، برگ به برگ آن را به دنبال شاهدي بر تاييديه دين بر اين قوانين ميگردم، اما دريغ از كلمهاي در اين باب، بار ديگر به ناپلئون ميانديشم و سرزمين فرانسه و قوانين امروز فرانسه و زنان و مرداني كه براساس دين رسمي ايران با كوچكترين درخواست كمكشان بايد حداقل 90 درصد ساكنان اين مرز و بوم به ياريشان بشتابند اما … اخبار از اسلام آوردن زني ديگر از اهالي اروپا خبر ميدهد، اين زن با مطالعه قرآن به اسلام روي آورده است، آيا او ميداند در جوامع اسلامي قانون فراش ناپلئون از قوانين قرآن معتبرتر است؟ … شايد سرنوشت راند عبدالقادر، دختر عراقي در يك كلام اوج تحريف دين به نفع مردسالاري را نمايان كند، راند که در دانشگاه بصره زبان انگلیسی می خواند، زمانی که به عنوان داوطلب به آوارگان کمک می کرد با پل سرباز انگلیسی 22 ساله آشنا می شود.به گفته زینب دوست نزدیک راند، ارتباط آن دو تنها به مکالمات پراکنده محدود بوده است اما راند جوان و تاثیر پذیر وعاشق پل می شود و عشق خود به پل را با زینب در میان می گذارد.این اولین و آخرین عشق جوانی راند بود و زمانی که پدرش متوجه میشود که فردی راند را در خیابان در حال حرف زدن با پل، دشمن متخاصم و مسیحی، دیده است راند را به قتل می رساند.مادر وحشت زده راند زمانی که متوجه می شود عبدالقادر با پای خود در حال خفه کردن راند است دو پسر ش حسن 22 ساله و حیدر 21 ساله را برای نجات راند می طلبد ولی حسن و حیدر به جای نجات راند با پدر خود در خفه کردن خواهرشان همراه می شوندو پس از به قتل رساندن او، جسد تکه تکه شده اش را در یک گودال پرتاب می کنند. عبدالقادر می گوید”مرگ کمترین مجازات او بود.من به هیچ عنوان پشیمان نیستم.تمامی دوستانم که آنها هم مثل من پدر هستند از من حمایت می کنند.آنها می دانند کاری که راند انجام داد برای هیچ مسلمان شرافتمندی قابل پذیرش نیست. من دختر ندارم و ترجیح می دهم که بگویم هیچوقت هم دختر نداشته ام.آن دختر باعث تحقیر من در برابر خانواده و دوستانم شد.او با صحبت کردن با یک سرباز اجنبی مهمترین ارزش یک زن را از بین برد. مردم کشورهای غربی شاید از این واقعه تعجب کنند اما دختران ما مثل دختران آنها نیستند که بتوانند با هرکس که می خواهند رابطه داشته باشند.دختران ما باید به مذهبشان، خانواده اشان و بدنشان احترام بگذارند“.
عبدالقادر پدر راند معتقداست که پلیس او را آزاد کرد چون همه می دانند که عدم ارتکاب قتل ناموسی در برخی موارد امکان ناپذیر است. او می گوید:” افسران پلیس در تمام لحظات در کنار من بودند و به خاطر کاری که کرده بودم به من تبریک می گفتند”. او همچنین اضافه می کند که ” آن دختر، ژن های خرابش را از مادرش به ارث برده بود”. مادر راند 41 ساله، به محض قتل دخترش توسط همسرش از او جدا می شود ولی هنوز به دلیل ترس از کشته شدن توسط خانواده همسر سابقش در مخفیگاه به سر می برد.عبدالقادر به محض اینکه متوجه میشود لیلا تصمیم به جدایی دارد او را مورد ضرب و شتم قرار می دهد و دستش را می شکند.” پس از جدایی به منزل یکی از بستگانم رفتم ولی آنها هر روز یک یادداشت پشت در خانه می گذاشتند و من را روسپی خطاب می کردند.من هر شب به یاد چهره راند می افتم که چگونه زیر ضربات پدر و برادرانش کمک می طلبید.هنوز موفق به پذیرش قتل دخترم توسط همسر سابقم نشده ام. او آدم بدی نبود و در طول 24 سال زندگی مشترکمان هیچوقت فرد متهاجمی نبود.دخترم اکنون زیر خاک است ولی خداوند چه در این دنیا و چه در دنیای باقی، عبدالقادر را مجبور به پرداخت بهای عملش می کند (منبع گاردين 11 مي 2008 ترجمه توسط كانون زنان ايراني)“.
نجوای آزادی
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
یک خبر تلخ؟ یک قانونشکنی؟ یک تصمیم بخشنامهای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه امانی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|