پذيرش > كوچه به كوچه > خدیجه آزاد شد.../ سمیه فرید
خدیجه آزاد شد.../ سمیه فرید
30 فروردین 1387 - - نسخه قابل چاپ
بچه ها به جز چند نفری نیامده اند. خدیجه قرار است آزاد شود. دست دست می کنیم برویم روبروی زندان یا بمانیم و جلسه مان را برگزار کنیم. بالاخره می مانیم!
دو ساعت بعد و با پایان یک جلسه خوب از هم خداحافظی می کنیم. من، نازلی و یاشار تصمیم می گیریم به یاد خدیجه چند امضا جمع کنیم. از هم جدا می شویم گرچه چشم از هم برنمی داریم. هر سه سراغ زن و شوهران جوان می رویم.واکنش ها مثبت است و اکثرا امضا می کنند به جز چند نفری که معتقدند باید کار فرهنگی کرد!!! کنار دو دختر جوان روی صندلی رو به پیاده رو می نشینم. هر دو برگه را می خوانند. وقتی خودکار در می آورند که امضا کنند ناخودآگاه برگه را از دستشان می گیرم و قسمت بیانیه را به زیر تا می کنم با این فکر که اینجوری امضا کردن راحت تر است. دختر در حال امضای بیانیه جمله ای حواله فضای روبرو می کند: چطوری سرکار؟؟ سرم را که برمی گردانم کلمه پلیس را پشت سه سبز پوش موتور سوار می بینم که از ما دور می شوند. آب دهانم را قورت می دهم و فکر می کنم این بار هم شانس با من بود. نازلی از توی چمن ها صدایم می کند. تصمیم می گیریم برویم...
از هم که جدا می شویم سوار اتوبوس می شوم. هنوز دارم به برگه ها، به خدیجه و به نرفتنم فکر می کنم. برگه ها را از کیفم در می آورم. به دختری که روی صندلی روبه رویم نشسته و پشت سریش می دهم. هر دو جوانند با صورت هایی خسته ومقنعه و مانتویی ساده. انگار از دانشگاه برمی گردند. دختر که می خواند، زن کنار دستی اش مرتب سرک می کشد روی برگه. دست آخر برگه ای هم به او می دهم. شبیه معلم ها یا کارمندان دبیرخانه است با مانتو و مقنعه ای که ظاهرا برایش خیلی مهم نیست مرتب باشد. برگه را پس می زند و و می گوید: نمی خواهم. من قبول ندارم. دو دختر جوان برگه را امضا می کنند و برمی گردانند. می گویم: حداقل این است که اول بخوانی بعد بگویی قبول ندارم. زن هایی که ایستاده اند سر تکان می دهند. دختر روی صندلی پشتی حرص می خورد و این از نگاه نگرانش پیداست. به هم لبخند می زنیم. زن شروع می کند به خواندن برگه...
اتوبوس در ایستگاه جمهوری می ایستد و زنان چادری با خرید هایشان آهسته و پر سر و صدا سوار می شوند. با یک دست چادرشان را نگه داشته اند و با یک دست وسائل و میله اتوبوس را. زن بحث را شروع می کند. عصبانیم. یک لحظه احساس می کنم صدایم دارد بالا می رود که زن شروع می کند به دفاع از چند همسری و کلیشه رایج سرپرستی از زنان بیوه!!! و من سکوت می کنم. حرف هایش که تمام می شود، زن محجبه ای که بالای سرش و کنار من ایستاده رو به او می گوید: خانم شما چقدر خوبید!!! با تعجب می گویم: خوب؟؟؟ جمله اش را اصلاح می کند:" منظورم این است که چه تحملی دارید. من اصلا نمی تونم بپذیرم. "
زن هایی که تازه سوار شده اند کنجکاوانه می خواهند بدانند چه خبر است. بیانیه را با صدای بلند توضیح می دهم. بیانیه دست به دست می شود. زنی که معلم دبستانی در جنوب شهر است از من می خواهد به مدرسه اشان بروم و از معلمان آنجا هم امضا بگیرم. زن میان سالی با روسری و چادر مشکی ای که به سختی روی سرش نگه داشته، بیانیه را می گیرد، می خواند و می گوید: اسمم را بنویس تا من امضا کنم. امضا که می کند دلش نمی آید برگه را پس بدهد. می گوید یکی از این ها به من بده و شروع می کند به درد دل کردن... میدان شاپور زندگی می کند و با چشمان پر اشک از چند همسری شوهرش می گوید...
باید پیاده شوم. برگه ها پر شده اند. به سرعت از لابه لای زن هایی که تند تند برایمان آرزوی موفقیت می کنند رد می شوم و از اتوبوس پیاده. تلفنم زنگ می خورد. هیچ وقت صدای پروین را اینقدر شاد نشنیده ام: خدیجه آزاد شد...
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
روايت بيست و پنجمين شهريور / نرگس طیبات
وقتی آتش خاموش شود/فرشته نوبخت
آن گاه که زن شدم / ویژه نامه 8 مارس 1391
چیزی زیر پوست این شهر می جوشد / دلارام علی
گرسنگی / وبلاگ سیب و سرگشتگی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|