پذيرش > كوچه به كوچه > برای خدیجه مقدم/ فرخنده احتسابیان
برای خدیجه مقدم/ فرخنده احتسابیان
22 فروردین 1387 - - نسخه قابل چاپ
سه شنبه بیستم فروردین ماه 1387ساعت 2بعد از ظهر : خبر دستگیری خدیجه مقدم مانند پتکی بر سرم فرود می آید . افکارم پریشان است . در راه رسیدن به محل با خود فکر می کنم ، او که تازه از پرستاری همسر بیمارش که یک ماه پیش عمل سختی راپشت سر گذاشته بودند فارغ شده بود و داشت کم کم آثار نگرانی از چهره اش پاک می شد. نه این انصاف نیست برای کسی که تمام زندگیش را وقف زنان محروم این مرز و بوم کرده است و این دستمزد او نیست.
تمام فعالیتهای خدیجه مقدم یکی یکی از جلوی چشمانم رژه می روند. نیازی نیست که خدیجه مقدم را از خیلی دورها بشناسی، آنقدر عملکردش صاف و شفاف است که هیچ نقطه تاریکی در آن نمی بینی. پس به خود می گویم به کدامین گناه ؟؟؟؟ تشویش اذهان عمومی!
با عملکردهای خدیجه مقدم در جامعه مدنی این جمله کاملا مسخره به نظرم می رسد و یک نوع دهن کجی است به افراد جامعه.
خدیجه مقدم کدام اذهان را مشوش کرده که به ضرر جامعه بوده؟ اذهان زنان کار آفرین و زنان خود سر پرست را؟ اذهان زنان بم را با براه انداختن تعاونی زنان بم؟
باز به خدیجه مقدم فکر می کنم که با چه شوری از زنان بم می گفت و از فرهنگسرایی که برای زنان بم در حال ساخت بود. هرگز ندیدم که از انجام کاری خسته و نا امید شود. در نا امیدوارترین لحظات کافیست که با خدیجه مقدم صحبت کنی کاملا امیدوار به راهت ادامه می دهی.
خدیجه مقدم را شاید زمان زیادی نباشد که می شناسم ولی در این مدت کوتاه به اندازه سالیان درازی از او آموختم.
آموختم رفتار دموکراتیک را، آموختم رفتار صلح آمیز و تعاون ر ، آموختم استقامت و صبوری را و آموختم رفتار مسالمت آمیز را و اینکه هرگز من نباشی و همواره بگویی ما.
به چشم خود دیدم که چگونه درد آسیب دیدگان اجتماعی دلش را به درد می آورد و اشک را بر گوشه چشمانش می نشاند .
او یک فعال مدنی است و دلش برای مردم محروم این مرز و بوم می تپد. او پناهگاه امنیست برای بی پناهان کشورش و این را می شود در کارنامه درخشانش به وضوح ببینی.
وقتی مشکلی پیش می آمد اولین مشاور و راهنما خدیجه مقدم بود ، آیا اکنون در نبود او خواهیم توانست آموخته هایمان را بکار بندیم ؟
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
روايت بيست و پنجمين شهريور / نرگس طیبات
وقتی آتش خاموش شود/فرشته نوبخت
آن گاه که زن شدم / ویژه نامه 8 مارس 1391
چیزی زیر پوست این شهر می جوشد / دلارام علی
گرسنگی / وبلاگ سیب و سرگشتگی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|