خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > كوچه به كوچه > جمع‌آوری امضای گروهی/ ترانه امیرتیموری

جمع‌آوری امضای گروهی/ ترانه امیرتیموری

10 آذر 1385 - - نسخه قابل چاپ

روز مراسم بزرگ‌داشتِ خانم شهلا لاهیجی بود. تا آخرین ساعت‌ها مردد بودم که به مراسم برم، یا با یک گروه کوه‌نوردی برم کوه و از اون‌ها برای کمپین «یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض آمیز» امضا بگیرم...
بالاخره تصمیم گرفتم برم کوه و چه کار خوبی کردم! با آدم‌هایی دوست داشتنی آشنا شدم، متوجه شدم با بعضی‌شون دوستان مشترکی دارم، و ۳۰ تا امضاء گرفتم.
برای شروع، ابتدا با مسئول گروه صحبت کردم. از این حرکت اجتماعی خیلی خوشش اومد و کلی استقبال کرد.
نیم ساعت بعد که برای نوشیدن چای توقف کردیم، من رو به همه معرفی کرد و نظر مثبت خودش رو شرح داد. بعد من طرح کلی کمپین رو توضیح دادم و به سوالات گروه جواب دادم. بعضی‌ها راجع به اسلامی بودن قوانین سوال داشتند. صفحه ۲۵ دفترچه «تاثیر قوانین بر زندگی زنان» رو براشون توضیح دادم که قوانینی که ما خواهان تغییر آن هستیم محل اختلاف بین مجتهدین است.
اون شب همه، زن و مرد، بیانیه رو امضاء کردند (به جز دختر جوانی که خیلی تند و رادیکال بود). خیلی‌ها هم داوطلب همکاری و عضویت در کمپین شدند یا از من خواستند که چند ورق خالی بهشون بدم تا از خانواده‌شون امضاء بگیرند.
یکی از خانم‌ها به من گفت روی قانون صیغه برای مردان متاهل کار کنید که خیلی ضد خانواده است و بنیان خانواده‌ها را ویران می‌کند. بهش گفتم که مسئله تعدد زوجات هم یکی از موارد مورد اعتراض ماست و اون خانم و دخترش داوطلب همکاری و جمع‌آوری امضاء شدند.
جالب بود که در ادامه مسیر هر کسی بر مبنای دیدگاه اجتماعی خودش درمورد مسایل زنان صحبت می‌کرد.
چند تا از پسرهای جوون هم به شوخی گفتند ما هم می‌خواهیم دو میلیون امضاء جمع کنیم برای دفاع از حقوق مردها! بهشون گفتم خیلی خوبه اگه کاری کنید که سن مسئولیت کیفری پسربچه‌‌ها از ۱۵ سال به ۱۸ سال تغییر کنه :)) من هم کمکتون می‌کنم! بعد که جدی‌تر شدند معلوم شد مسئله سربازی هم یکی از مشکلات عدیده‌ی زندگی آقایون است.
اون روز خیلی‌ها ازم تشکر کردند و گفتند که به این کارتون افتخار می‌کنیم.

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

روايت بيست و پنجمين شهريور / نرگس طیبات
وقتی آتش خاموش شود/فرشته نوبخت
آن گاه که زن شدم / ویژه نامه 8 مارس 1391
چیزی زیر پوست این شهر می جوشد / دلارام علی
گرسنگی / وبلاگ سیب و سرگشتگی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English