خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > كوچه به كوچه > هم نامم دربند است / نسیم سرابندی

هم نامم دربند است / نسیم سرابندی

28 بهمن 1386 - - نسخه قابل چاپ

نسیم خسروی را چندان نمی شناسم به جزء چند باری که برای لحظاتی کوتاه این ور و آن ور برخورد داشته ایم. با رها بیش از او همراه بوده ام و همیشه زحمت های ما گردن رها می افتد. اما یک تشابه اسمی سبب شده این آشنایی اندک چنان عمقی پیدا کند که زمانی که شنیدم او را همراه رها بازداشت کرده اند به اندازه خبر دستگیری رها ناراحت و غمگین شوم. می خواهم گوشه ای از اتفاقات این تشابه اسمی را برایتان تعریف کنم تا ببینید این تشابه کوچک به کجا رسیده است.

1)موبایلم زنگ می خورد... گوشی را برمی دارم... تارا است.

- سلام خوبی؟

- سلام... وای نسیم پاشو اون راشا رو بفرست بیاد... پروین بامون قهر کرده...

- چی؟ راش؟ راش چیه دیگه؟

- ای بابا... راشا دیگه؟

- راشای چی؟

- آه ه ه ...

- تو چی می گی؟

- اِ اِ اِ اِ اِ ... توکدوم نسیمی؟

- سرابندی.

- اُ اُ اُ ... (صدای شلیک خنده تارا)... اشتباه گرفتم. ببخش

- خواهش... قربانت خدافظ

- خدافظ

2)صدای آلارم اس ام اسه... اس ام اس را باز می کنم:

- بدو... (تو ذهنم یه لحظه چِت می کنم)

- جواب می دهم: کجا بدوم؟؟؟

- بدو دیگه دیر شده...

- چی دیر شده؟ کجا باید برم؟

- اِ اِ اِ اِ ... تو کدوم نسیمی؟

- نسیم سرابندی

- اشتباه گرفتم ... ببخشید.

3)به رها پی ام می دهم... چند لحظه طول می کشد.

- سلام... من رها نیستم. یکی از دوستاشم

- خوب. ببخشید اگه مزاحم شدم.

- نه بابا... خوبی؟ چه خبرا؟ (تو دلم می پرسم چرا اینقدر زود صمیمی شد؟)

- مرسی بد نیستم...شما خوبید؟

- ممنون... چی کار می کنی؟ شوهرت خوبه؟
- 
- بله...؟! (تو دلم می گم من کی شوهردار شدم که خبر ندارم)

- من که شوهر ندارم...

- اِ اِ اِ.... با نسیم خسروی اشتباه گرفتم... شرمنده

- خواهش می کنم...

4)دارم تو خیابان قدم می زنم یکی از هم دانشکده ای ها را می بینم:

- سلام خوبی؟

- سلام ... مرسی... وای نسیم چه قدر خوب... چه زود آزاد شدی... گفتم این دفعه یک ماهی رفتنی شدی...(دیگه دارم دو تا شاخ در می آورم)
- بله؟!

- مگه تو رو نگرفته بودن؟ پنجشنبه... بابا بی خیال امضا ها بشید دیگه...

- منو که نگرفتن... اون نسیم خسرویه

- آ آ آ آ آ آ... اصلا به اسم فامیلش نگاه نکردم... اشتباه شد...

*****

شاید همه این اتفاقات خنده دار و جالب باشد اما دربند بودن نسیم و رها برای همه ی اعضای کمپین دردناک است. تا کی می خواهند به بازداشت اعضای کمپین ادامه دهند؟ مگر خواسته های کمپین چیست که این همه حساسیت بر طرح و پیگیری آنان وجود دارد؟ وقتی خبرهای کنار کارناوال های انتخاباتی را می خوانم به راستی خنده ام می گیرد. پس از گذشت 4 سال از عمر مجلس هفتم و تلاش های مستمر فعالان حقوق زنان برای طرح مطالباتشان، تازه نمایندگان مجلس به فکر تغییر قوانین افتاده اند. امری که بیش از آن که نشان از دغدغه این نمایندگان داشته باشد بیشتر به یک تبلیغ انتخاباتی شباهت دارد.

البته فعالان حقوق زنان در هر شرایطی از تغییر مثبت قوانین تبعیض آمیز استقبال می کنند، اما بازداشت مکرر آنان با همان اتهامات همیشگی اصلا قابل دفاع نیست. چرا آنان باید به خاطر طرح تغییر قوانینی به زندان بروند که در مجلس، تغییر برخی از آنان در حال پیگیری است؟

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

روايت بيست و پنجمين شهريور / نرگس طیبات
وقتی آتش خاموش شود/فرشته نوبخت
آن گاه که زن شدم / ویژه نامه 8 مارس 1391
چیزی زیر پوست این شهر می جوشد / دلارام علی
گرسنگی / وبلاگ سیب و سرگشتگی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English