پذيرش > كوچه به كوچه > ما به آنها افتخار می کنیم
برای هانا و روناک
ما به آنها افتخار می کنیم
13 مرداد 1387 - فرخنده احتسابیان - نسخه قابل چاپ
می خواهم از هانا و روناک حرف بزنم که حالا مدت هاست که از زندانی بودنشان می گذرد. بارها با خود فکر کرده ام که واقعا گناه این دو دختر جوان چیست ؟ و آیا برابری خواهی جرم است؟
روناک فقط 21 سال دارد و در پرونده خود این همه فعالیت اجتماعی؛ همان طور که هانا با 24 سال سن فعالیت هایش زبانزد همه کسانی است که او را می شناسند. روناک و هانا از 17 سالگی شروع به فعالیتهای مفید اجتماعی در مورد زنان کرده اند زمانی که اوج شور جوانی می توانست آنها را به راههای دیگری سوق دهد ولی آنها این شور را صرف کمک به همنوعان خود کرده و زنان محروم روستایی و کودکان بی سرپرست دغدغه فکری آنها بوده است، در حالی که آنها خود هنوز نوجوان بودند.
آری، خوب می دانم که روناک و هانا به همراه دوستان دیگرشان در آگاه ساختن زنان روستایی به حق و حقوقشان و در باسواد کردن زنان و دختران بی سواد روستاها چه نقش بزرگی را بر عهده داشته و دارند. خوانده ام که در انجمن آذر مهر برای زنانی که ترک اعتیاد می کرده اند با هزینه شخصی جشن می گرفتند و همیشه مشوق آنها بودند. واقعا آیا پاداش این همه مسئولیت پذیری در برابر جامعه زندان است؟ آیا این مهرورزی ای است که از آن صحبت می شود؟
خواهر روناک می گوید که او چگونه با وجود سن کم یار و یاور زنان بی سرپرست و مونس زنان ستمدیده و کودکان بی سرپرست و خانواده های فقیر بوده است.
و برادر هانا می گوید که هانا با عشق و علاقه، نسبت به زنان و دختران ستمدیده احساس مسئولیت می کرد. هانا از خودسوزی زنان و از رنجی که همنوعانش بدلیل خشونت مردان می برند رنج می برد همانطور که بی عدالتی ها و نابرابری ها دل روناک را به درد می آورد.
واقعا آیا اینهمه مناعت طبع و اینهمه احساس مسئولیت در قبال همنوعان تحسین بر انگیز نیست؟
دوباره می خوانم که هانا و روناک بدون داشتن هیچگونه چشمداشتی زنان و دختران روستا را درس می دهند و یا دختران شهرشان را برای ورود به دانشگاه آماده می کنند. روناک به فکر کودکان کار است و با دیدن آنها به این فکر می کند که چگونه می شود به آنها کمک کرد؟ آیا چشمان دیگری جز روناک ها ، هانا ها و دیگران فعالین این حوزه این کودکان را نمی بینند و یا نمی خواهند که ببینند؟!!
هر چه پرونده زندگی این نوجوانان را که مرور می کنم چیزی جز خدمت و پاکی و زحمت چیز دیگری نمی بینم. پس آقایان در این پرونده روشن دنبال چه نقطه تاریکی می گردند؟
می دانم که هرگزچیزی نخواهند یافت وفقط با ادامه این اعمال خود یک صفحه سیاه به پرونده خود اضافه خواهند کرد.
می خوانم که به مادرانشان گفته اند: این ها چه دختر هایی هستند که تحویل جامعه داده اید؟ اینها باید بدانند که جوانانی همچون روناک و هانا و ..... که خوشبختانه تعدادشان هم کم نیست باعث افتخار تمام مادران این مرز و بوم هستند و مادران آنها باید به خود ببالند که اینچنین شیر زنانی در دامان خود پرورش داده اند.
روناک در زبان کردی به معنی نور و روشنایی است. روناک جان به امید روز که دوباره نور و روشنایی وجود تو و دوستت هانا محفل خانواده و دوستانتان را روشن کند.
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
روايت بيست و پنجمين شهريور / نرگس طیبات
وقتی آتش خاموش شود/فرشته نوبخت
آن گاه که زن شدم / ویژه نامه 8 مارس 1391
چیزی زیر پوست این شهر می جوشد / دلارام علی
گرسنگی / وبلاگ سیب و سرگشتگی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|