پذيرش > سایت نوشته ها > شهلا لاهيجي از اولين حاميان كمپين ”يك ميليون امضاء“ / سارا لقماني / زنستان
شهلا لاهيجي از اولين حاميان كمپين ”يك ميليون امضاء“ / سارا لقماني / زنستان
25 آبان 1385 - - نسخه قابل چاپ
زنستان: اينجا گرد هم آمدهايم تا بيش از دو دهه تلاش خانم شهلا لاهيجي را در عرصهي نشر كتاب زنان پاس بداريم. امروز شادمانيم كه زني ايراني بار ديگر جايزهاي بينالمللي را از آن خود كرده است: ”جايزهي بينالمللي آزادي نشر“ كه باعث افتخار همهي زنان ايران است و بيش از همه باعث افتخار ما در ”كمپين يك ميليون امضاء براي تغيير قوانين تبعيضآميز“ كه يكي از اولين حاميان و تلاشگران اين كمپين خود شهلا لاهيجي است. خانم لاهيجي به همراه شيرين عبادي و سيمين بهبهاني در واقع با حمايت و حضور پر بركت خود در اين كمپين، چشمانداز دستيابي به اهداف حقطلبانه و انساني آن را روشنتر ساختهاند. از همينروست كه امروز دور هم جمع شدهايم تا پايداري، شجاعت و تلاشهاي شهلا لاهيجي را گرامي بداريم و در عين حال دربارهي اهداف اين كمپين كه بيشك دغدغههاي زناني چون لاهيجي است نيز صحبت كنيم.
2 سال پيش در 22 خرداد 1384 جمع وسيعي از فعالان جنبش زنان به دليل اعتراض و نقدي که به نگاه قانونگذار در قانون اساسي نسبت به جايگاه زن داشتند، تجمعي مسالمتآميز در مقابل دانشگاه تهران برگزار كردند. زنان در قطعنامهي پاياني اين گردهمايي اعلام كردند که تا رسيدن به خواستههاي بر حق زنان به مبارزات صلحجويانهشان ادامه خواهند داد. 22 خرداد 1385 نيز در ”ميدان هفتتير“ تجمع مسالمتآميز ديگري با تاكيد بر خواستههاي قطعنامهي تجمع سال گذاشته برگزار شد اما اينبار مطالبات زنان بهطور شفافتر و ملموستري بيان شد: حق برابر ولايت مادر و پدر بر كودك، حق برابر در طلاق، حق خروج از کشور، برابري در ديه و ارث، حق اشتغال و... از جمله خواستههايي بود كه در اين تجمع مد نظر قرار گرفت. هر چند در آن روز به خاطر برخورد نيروي انتظامي و بازداشت هفتاد تن از شركتكنندگان، قطعنامه خوانده نشد، اما تلاش زنان حقطلب براي كسب خواستههايشان با وجود خشونتهاي اعمال شده ادامه يافت تا آنكه برگزاركنندگان و بخشي ديگر از زنان عدالتخواه، كمتر از سه ماه پس از 22 خرداد با اعلام سميناري (كه به خاطر مخالفت نيروي انتظامي، در خيابان برگزار شد) كمپين جمعآوري يك ميليون امضاء براي تغيير قوانين تبعيضآميز را كليد زدند و آغاز دو سالهي آن را اعلام داشتند.
از آن روز يعني از 5 شهريور 1385 كه اين كمپين اعلان موجوديت كرد، طرح جمع آوري يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز به همت شمار كثيري از زنان و مردان حقطلب، تمام قوا فعال است و قصد دارد تا با آگاهي رساني و ايجاد ارتباط "چهره به چهره" با زنان و مردان در سطح جامعه و اقشار مختلف، خواست برحق و قانوني خود را به ميان مردم ببرد و تغيير را از سطوح زيرين و ميانهي جامعه آغاز کند. گرچه نام کمپين: يک ميليون امضاست، اما جمع آوري يک ميليون امضا فقط يکي از اهداف کمپين بهشمار ميرود. شايد مهمترين هدف اين طرح ”آگاهيرساني“ به مردم و ايجاد ارتباط با آنان باشد. ارتباط متقابلي كه نتيجهاش ”فرهنگسازي“ برابريطلبانه و حقخواهانه در ميان مردم است.
فعالان اين كمپين، کتابچههايي را که در آن به زباني شيوا و نثري ساده و روان سعي کرده قوانين تبعيض آميز را با نمونههاي ملموس توضيح دهد، هنگام گفت وگو با مردم، در ميان آنان توزيع ميشود. در مورد مادههاي قانوني با آنان صحبت ميکنند و چنانچه آنان با تغيير اين قوانين موافق باشند، بيانيه را با ذكر نام و مشخصات خود امضا ميکنند.
ما معتقديم و اميد داريم كه با اين روش، مشارکت اجتماعي شهروندان ارتقاء يابد و در نتيجه خود مردم در ايجاد يک تغيير اجتماعي سهيم شوند. با اين روش است که ميتوانيم از پستوي خانه و از پشت كامپيوتر كنده شويم و به ميان مردم برويم تا ببينيم فاصلهي تصورات و ذهنيات ما نسبت به جامعه تا چه ميزان است و با آنچه در اين مدت فراخواهيم گرفت چقدر فاصله دارد؟ در عين حال با اين ارتباط دو جانبه از حال يكديگر بيشتر باخبر ميشويم. به آنان در مورد كم و كيف قوانين موجود، آگاهي ميرسانيم و از آنها تجربه ميآموزيم. پاي صحبت و درد دل آنان مينشينيم. ياد ميگيريم که ”خوب گوش دهيم“ و با مشکلاتشان به طور ملموس و واقعي آشنا شويم.
با اين روش در حقيقت نشان ميدهيم که به توانمندسازي زنان ـ در عمل ـ اعتقاد داريم. معتقديم تا زنان خود، آگاه نشوند و نياز به تغيير را حس نکنند، اتفاق مهمي نخواهد افتاد. اصلاحات بايد از درون و از بطن جامعه مدني شعله بكشد و تئوريهايي كه همهچيز را به دولت محدود ميكند و هر نوع تغييري را از دولت آغاز ميكند، فاصله ميگيريم.
اگر قانوني يك شبه از بالا تغيير کند يک شبه هم ميتواند از بين برود. بنابراين اگر بخواهيم به تغييري اساسي و نهادينه شده دست يابيم بايد صبور باشيم و خودآگاهي جنسيتي را افزايش دهيم. البته در اين ميان هر حركتي هزينه دارد اما همدلي و اتحاد و تجربهاندوزي را نيز با خود به ارمغان ميآورد. راه تغيير و گشودن گرههاي زندگي لزوما از مجاري قدرت عبور نميكند و لزوما توسط زنان و مردان قدرتمند صورت نميگيرد، بلکه از دل مردم است.
ما نيز ياد گرفتهايم كه اگر بخواهيم ميتوانيم. و ما مي خواهيم با نزديك شدن به زنان كشورمان اين احساس خود را ”چهره به چهره“ به آنان منتقل سازيم تا آنان نيز بخواهند و همه در كنار هم بتوانيم در جهت بهبود وضعيت خود و همهي زنان كشورمان قدمي برداريم.
اگر اين کمپين نبود چه اتفاقي مي افتاد؟ واقعيت اين است که مبارزه با اين تبعيضها و بيعدالتيها به اشکال گوناگون وجود داشته و دارد. زني که براي گرفتن حضانت فرزند خود سالها در راهروهاي دادگستري بالا و پايين ميرود،مردان و زناني که عليه اين بيعدالتيها قلم به دست ميگيرند و مينويسند و ناشراني همچون شهلا لاهيجي كه كتابهاي زنان را منتشر ميكنند. دختري که به خاطر تجاوز پدر يا برادر خود از خانه فرار ميکند يا زني که در ايلام و خوزستان و لرستان دست به خودسوزي ميزند، همه و همه دارند اعتراض خود را به اين اين قوانين تبعيضآميز نشان ميدهند. اما ما در اين كمپين ميخواهيم صداهاي اعترض پراكندهي زنان سرزمينمان را به هم نزديك كنيم تا شايد با صدايي دستهجمعي، گرهي از مشكلات حقوقيمان گشوده شود. از طرفي اين كمپين صداي خاموشان است، صداي بيصدايان، صداي زناني که هيچگاه از ناملايمات و بيعدالتيها شکايت نکردهاند، اما در اينجا با امضاي خود در يك حركت جمعي شريك ميشوند.
هدف ديگري که کمپين دنبال ميکند اين است كه نشان دهد جنبش مستقل و حقطلب زنان تنها محدود به چند هزار زن نيست. واقعيت آن است که بسياري از زنان ايرانزمين از هر طبقه، قوميت، تحصيلات و سن و سالي که باشند با يک قانون واحد تبعيضآميز مواجهاند. در حقيقت قوانين ضد زن، فصل مشترک و درد مشترک اكثر زنان ايران است و بهتدريج همه براي تغيير آن هم صدا خواهند شد. و ما اين مسير را آهسته اما پيوسته و از طريق روش ”چهره به چهره“ و در ميان كوچه و خيابان انجام ميدهيم. در همين روند است كه گاه زناني كه خود امضاءكنندهي آن هستند به داوطلبان جمعآوري امضاء تبديل شدهاند و عضو اين كمپين بزرگ شدهاند.
حساسيت جنسيتي نسبت به قوانين ناعادلانهي موجود همچون شاخههاي كوچك يك درخت نورسته در حال شكوفايي است. هر زن يا مردي كه به اين كمپين ميپيوندد، شاخهاي از اين درخت خواهد شد كه شاخههاي ديگرش را مييابد. و بدينوسيله ريشههاي درخت عميق و تناور خواهد شد. ما زنان و مردان حقطلب در اين كمپين در حال يافتن يكديگر هستيم و اين خود اتفاق مباركي است. نهال اين كمپين توسط كساني چون شهلا لاهيجي، شيرين عبادي، سيمين بهبهاني، مهرانگيز كار، نيره توحيدي و... كاشته شده است و شاخهها و برگهاي تازه و جواناش اكنون نور خورشيد را به ريشهها منتقل ميكند. در اين كمپين چند نسل حضور دارند و قامت كشيدهاند تا شايد بتوانند با حركتي منسجمتر، تغييراتي را به چشم خود ببنند، تغييراتي كه خواستهاش يك صد سال است تداوم دارد!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـ* ـ متن تحريرشدهي سخنراني سارا لقماني در مراسم پاسداشت شهلا لاهيجي بهمناسبت دريافت جايزهي بينالمللي آزادي نشر (15/8/1385).
http://herlandmag.net/issue15/06,11,13,07,32,16/
عکس: راحله حسین زاده
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
یک خبر تلخ؟ یک قانونشکنی؟ یک تصمیم بخشنامهای جدید؟
چرا بایست به سکسوالیته پرداخت؟ / نفیسه آزاد
آزارجنسی خانگی؛ «قربانی» نه، «نجات یافته»
زنان، بزرگترین بازندگان بهار عرب
سانسور از دیدگاه جنسیتی/الهه امانی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|