پذيرش > كوچه به كوچه > کارگاههای آموزشی کمپین: عادت زدایی!/آزاده فرامرزی ها
کارگاههای آموزشی کمپین: عادت زدایی!/آزاده فرامرزی ها
14 دی 1386 - - نسخه قابل چاپ
مهم تر از آموخته هایم در کارگاه کمپین یک میلیون امضا, درک این نکته بود که فعالیت در حوزه حقوق زنان, ایدئولوژی نیست که آن را بیرون از خود و در فاصله ای نگه داری که همیشه برای رسیدن به آن بدوی و هرچه توان و زمان داری به پای آن بگذاری- و بعضی وقت ها هر چه نزدیک شوی او از تو دورتر شود؛ نه! مسئله زنان ایدئولوژی نیست. آرمان هم نیست. مسئله ای ست مربوط به زندگی روزمره ما؛ حتی بخشی از زندگی روزمره ما- زندگی که از دیروز آغاز شده, امروز در جریان بوده و فردا نیز ادامه خواهد داشت و شاید تسلسل حوادثش ما را دچار معضل"عادت" کرده و حساسیتها و ریز بینی ها را از ما سلب کرده است. این مسئله به تمامی در تار و پود زندگی ما راه یافته و همگام با جریان آن جریان می یابد. پس آنچه امروز گریبان مرا نگرفته, فردا ممکن است به سراغم بیاید...
جلسات کمپین تلنگرهایی است برای رها شدن از عادت! یادگیری این نکته که یک موضوع, هرچند روال زندگی آن را تبدیل به امری بدیهی کرده, به سادگی قابل چشم پوشی نیست. و اینکه گاه ما آدم ها باید به دانسته هایمان با دیده شک بنگریم: چرا که هر دانشی در طول زمان پتانسیل تبدیل شدن به عرف (!) و روال را دارد. و آنچه تبدیل به عرف شود ما را از تفکر درباره خود آزاد کرده – و حتی گاهی باز می دارد و انسان چیست بدون تفکر؟؟؟
فعالیت اجتماعی- از نظر من- به معنای دور شدن از رویابافی های ایدئولوژیک و نزدیک تر شدن هرچه بیشتر به واقعیت های جامعه است. واقعیاتی که ما با عادت کردن به آنها، به سادگی آنها را تبدیل به فرهنگ, تاریخ و حتی قانون می کنیم. بطوری که گاه منشاء بوجود آمدن امری قانونی, عرفی یا فرهنگی در لابلای عادات روزمره ما گم می شود. چیزی هست اما هیچ کس نمی داند از کی, از کجا و اساسا چرا هست ! مهمترین هدف واقعگرایانه کمپین یک میلیون امضا – و سایر فعالیتهای اجتماعی/حقوقی- شاید ایجاد همین حس چراجویی باشد؛ ایجاد نوعی شک, نوعی تردید. جمع آوری یک میلیون امضا یک سمبل برای رسیدن ب این هدف مهم است. آنچه مرا برای همکاری با این فعالیت گسترده جذب و جلب می نماید, اول بکارگیری توان انسانی در فعال کردن اذهان انسان های دیگر است و دوم یادآوری آن دسته آموخته هایی است که در پس ذهن ها بایگانی شده و نیازی به حرکت و به سیالیت احساس نمی کند.
اندیشه های ما همواره به بازنگری نیاز دارند؛ شاید بازنگری لزوما به معنای باز آفرینی نیست. عادت نکنیم!
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
روايت بيست و پنجمين شهريور / نرگس طیبات
وقتی آتش خاموش شود/فرشته نوبخت
آن گاه که زن شدم / ویژه نامه 8 مارس 1391
چیزی زیر پوست این شهر می جوشد / دلارام علی
گرسنگی / وبلاگ سیب و سرگشتگی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|