پذيرش > كوچه به كوچه > جایی برای تابیدن خورشید /مریم میرزا
جایی برای تابیدن خورشید /مریم میرزا
11 دی 1386 - - نسخه قابل چاپ
تو در راهرو ایستاده بودی، مریم! در انتهای یکی از راهروهای بند 209. از کنارت دویدم. با خشم و با فریاد. تو پرسیدی چه شده است، جوابی ندادم؛ کلافه بودم. تو آرام بودی. مثل کسی که در زمان طلوع خورشید در راهروی قطار ایستاده و از پنجره به دشت نگاه می کند؛ به دشتی که حتی اگر برهوتی بیش نباشد باز هم فضا برای صبح دارد.
این تصویر منتخب من است از میان همه تصاویری که از تو در ذهن دارم. این تصویر با عکسی که این بار از تو منتشر شده بود و نشان می داد که داری در پشت شیشه اتاق ملاقات زندان می خندی، خوب جفت و جور است. هر دو، تصویر زن جوان روزنامه نگاری هستند که برای پافشاری بر حقوق مدنی خود اعم از حق برابری، حق آزادی بیان، حق سوال کردن و پاسخ خواهی، حق شرکت در تجمعات، و ... بر ترس های تاریخی _ جنسیتی غلبه کرده است.
شاید یکی از چیزهایی که نه تنها به تو بلکه به همه ما خیلی مواقع امکان پشت سر گذاشتن ترس را داده، دست هایمان باشد که همیشه در دست هم است؛ این دست ها که وبلاگ، متن سخنرانی، گزارش، مقاله، کتاب یا سرود برای زنان می نویسند، لایحه برای دفاع تنظیم می کنند، پلاکارد در دست می گیرند، امضا برای درخواست محو تبعیض جمع می کنند، و زمانی نیز آغشته به جوهر، اثر انگشت می گذارند برای طی مراحل آزادی از بازداشت.
ایمان به مشروع و منطقی بودن برابری و امکان تحقق آن عامل دیگر پشت سر گذاشتن ترس است، ترسی که از تهدید های ملموس آب می خورد و در امید رنگ می بازد.
و چه چیز امیدوارکننده تر از هر روز بیشتر و بیشتر رسانه های حتی دولتی و فضا را متاثر از مفاهیم گفتمان جنبش زنان دیدن، هر روز بیشتر شعارهای انتخاباتی را نزدیک به خواست فعالان این جنبش دیدن و هر روز زنانی بیشتر را دیدن که به طرق مختلف درگیر می شوند با آگاهی جنسیتی.
آنکه در برابر مرگ مشکوک یک زن جوان پزشک سکوت می کند یا آنکه به ضرب زور به جای زن مسلمان ( و غیر مسلمان البته!) برای پوشش او تصمیم می گیرد یا آنهایی که به پشتوانه جایگاه خود در قدرت، به ورود تبعیض در لایحه ای با عنوان حمایت از خانواده اقدام می کنند، در این امید نه نقطه های کور که نقاط عطف آینده اند.
و ناامیدی چیست مریم؟ ناامیدی چیست وقتی که تو از آن سوی دیوارهای بلند دست تکان می دهی به خورشید که هی اینجا، جای تابیدن است، این سلول های نمور و این زنان تنها و مطرود پر از دانه های گیاهان بالنده و گل های سرخند که به یک تابش سر بر می آورند و بار می دهند.
هیچ وقت از تو انتظار انفجار، انفجار خشم، انفجار درد یا انفجار بغض، نداشته ام؛ که نه در هیجان عصبی و نه در خشونت مستاصل خود هیچ شباهتی به روحیه مدارا مدار تو نداشته اند. هیجاناتت آنی به عمل گرایی مبتنی بر صبر و فهم بدل می شده اند و تفکر مسالمت آمیزت راه آهسته و پیوسته به سوی خواست رفتن را پیش می گرفته است.
آنها که امروز بخاطر تلاش های داوطلبانه ات برای داشتن کشوری بهتر، اتهاماتی دور از ذهن را به تو وارد می کنند، آنها که در سوال و جواب های همیشگی در برابر تلاش های ارزنده افرادی مثل تو، دنبال رد ارتباطی با بیگانه هستند روزی برای خیرخواهی های بی دریغ، کلاه به نشانه احترام از سر برخواهند داشت؛ روزی که منطق و واقع گرایی حرکت آگاهی بخش زنان، عاقبت موفق شود نیروهای مقابل را نیز وادار به منطق و واقع گرایی کند.
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
روايت بيست و پنجمين شهريور / نرگس طیبات
وقتی آتش خاموش شود/فرشته نوبخت
آن گاه که زن شدم / ویژه نامه 8 مارس 1391
چیزی زیر پوست این شهر می جوشد / دلارام علی
گرسنگی / وبلاگ سیب و سرگشتگی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|