خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > كوچه به كوچه > عاشق روزهایی هستم که از سرویس جا می مانم/ مریم زندی

عاشق روزهایی هستم که از سرویس جا می مانم/ مریم زندی

3 دی 1386 - - نسخه قابل چاپ

اتومبیل پرایدی سر چهارراه شلوغ جلوی پایم ترمز می کند. مسافران منتظر هجوم می آورند. من از سمت راست ماشین در را باز می کنم سوار شوم . اما از سمت چپ سه مرد کیف به دست سوار می شوند. خنده ام می گیرد . این سومین ماشینی است که نگه می دارد و آقایان سریع تر از خانم ها به داخل آن هجوم می برند!

امروز از سرویس جا مانده ام و من عاشق روزهایی هستم که جا می مانم. چرا ؟ چون برای بحث کردن و امضا جمع کردن داخل ماشین و مینی بوس فرصت خوبی است. بالاخره سوار تاکسی زرد رنگی می شوم. به دور و برم نگاه می کنم، یک زن چادری جوان و سفید رو و یک آقای جوان کت و شلواری و خوش پوش کنارم نشسته اند. تردید نمی کنم حتی اگر مخالفت کنند ارزش دارد حداقل بحثی باز می شود و تا به مقصد برسم گفتگو می کنیم . دفترچه ها را در می آورم و به زن کناری ام به آرامی می گویم : این دفترچه مربوط به شماست می خواهید این را مطالعه کنید ؟ با لبخند گرمی که به نگاهم می زند می گوید چرا که نه مرسی . و شروع به خواندن می کند به مرد جوان هم می گویم این دفترچه درباره قوانین مربوط به زنان است می خواهید مطالعه کنید؟ او هم لبخند می زندو دفترچه را می گیرد . خیالم راحت می شود.

چنددقیقه می گذرد. زن جوان با سرعت درحال ورق زدن دفترچه است. می پرسم:

- چطور است، مفادآن؟ به نظر شما نباید این قوانین تغییر کنند؟
با کمروئی و صدایی آرام پاسخ می دهد:«چرا که نه. من خودم مسئله طلاق را به چشم دیده ام. اما اما کو تا این قوانین تغییر کند.

- حتما تغییر می کند.

- تا اون روزها خیلی فاصله است.

- کشورهای همسایه هم همین مشکل را دارند . مصر، عربستان، مراکش،..ولی زنان مراکشی با همین امضا ها توانستند بعضی قوانین مربوط به خانواده را البته با کمک مطبوعات و حتی دولت تغییر دهند.
می خندد

- بله.آنها مطبوعات و روزنامه هایشان هم کمک شان کردند اما ما چه ؟ چه کسی از ما حمایت می کند؟

امیدوارانه می گویم:«با همت و فعالیت خودمان و همه برابر خواهان. به کمک امضاهای تک تک آدم ها. اگر راضی به تغییر قوانین هستید این برگه را امضا می کنید؟
برگه را می گیرد و امضا می کند: شما واقعا امید دارید ؟

مرد جوان کناری ام می گوید همین چندماه پیش سران تان را گرفتند. چرا؟

فهمیدم از کمپین شنیده است .خوشحال شدم:

چه خوب که کمپین را می شناسید. البته ما رهبر نداریم بلکه عده ای از خانم ها و حقوق دان ها هستند که شروع کردند و حالا تعدادشان خیلی زیاد تر شده است.

به این ترتیب شروع کردم به گفتن سرگذشت کمپین، از روز 22 خرداد در میدان هفت تیر ، بعد راه افتادن کمپین در 5 شهریور و ...تا رسیدم به ماجرای بازداشت مریم حسن خواه و جلوه جواهری و این که چطور برای تغییر یک قانون فرزندان ما حاضر به پرداخت هزینه می شوند...

زن جوان و مرد جوان سکوت کرده بودندو همچنان گوش می دادند. حالا نوبت راننده تاکسی بود:ببین خانم من حرف های شما را شنیدم اشکل قوانین در اجراست نه در خود قانون. گفتم قوانین فعلی را می گوییم. همین قوانین ارث و دیه و طلاق و حضانت و .... برای روزگار امروز باید تغییر کند و شروع به توضیح دادن کردم . راننده تاکسی با دقت گوش می داد و گفت ببین من یک سوالی دارم اگر مرد و زن هر دو صلاحیت داشته باشند موقع جدایی آن وقت بچه به کی می رسه ؟ گفتم صلاحیت باز هم صلاحیت هر چه به نفع کودک بود صلاحیت اخلاقی ، لیاقت و قوه مسئولیت. خندید و گفت : بنازم پس منظورتان فقط زن نیست گفتم نه اصلا نه . گفت آهان پس مسئله برابری است نه اینکه همه قوانین فقط به نفع شما تغییر کند. گفتم بله بدون تبعیض .

با اینکه من به مقصد رسیده بودم راننده تاکسی چند دقیقه ای ایستاد تا خودش و مرد جوان کناری ام و مرد خاموش کنار راننده که فقط گوش می داد برگه را امضا کردند و به هر کدام دفترچه ای دادم و گفتم بدهید اعضای خانواده تان بخوانند.

من عاشق روزهایی هستم که از سرویس جا می مانم. با گفتگو برای لحظاتی مردم از دغدغه زندگی روزمره بیرون می آیند به دورتر و فرداهای بهتر فکر می کنند بحث می کنند. راستی چرا تا به این حد تغییر قوانین برای ما دور از دسترس است. با اینکه اینقدر نزدیک به زندگی ماست جرا تا به این حد دست نیافتنی؟. چرا مردها فکر می کنند تغییر قوانین یعنی همه چیز به نفع زن تغییر کند ؟.

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

روايت بيست و پنجمين شهريور / نرگس طیبات
وقتی آتش خاموش شود/فرشته نوبخت
آن گاه که زن شدم / ویژه نامه 8 مارس 1391
چیزی زیر پوست این شهر می جوشد / دلارام علی
گرسنگی / وبلاگ سیب و سرگشتگی

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English