پذيرش > كوچه به كوچه > همه مریم ها را نمی توانید بچینید و پشت میله های پنجره بگذارید / زینب (...)
همه مریم ها را نمی توانید بچینید و پشت میله های پنجره بگذارید / زینب پیغمبرزاده
9 آذر 1386 - - نسخه قابل چاپ
مریم نمی آید، نمی نشیند کنارمان. دفترش را باز نمی کند، پیشنهاد های عالی نمی دهد برای شماره های بعدی. بوی قرمه سبزی نمی پیچد در خانه تازه عروس کمپینی.
دیگر هیچ ایمیلی از مریم نمی رسد که گله کند از بد قولی ها، که تحسین مان کند، که نگران به موقع نرسیدن مطالب باشد، که ذوق کند برای شماره جدید زنستان.
بوی تند کرک و سیگار در دماغش می پیچد، معتادی از طبقه سوم تخت، بالا می آورد روی کهنه موکت خاکستری. دختران شلاق خورده بر می گردند و در میان گریه هایشان، ناگهان می خندند، خوشحالند که شلاقشان را خورده اند و تا شب آزاد می شوند. مریم لوبیای یخ کرده اش را با قاشق زیر و رو می کند و به "شلاق ـ آزاد ها" تبریک می گوید.
صدای شکستن شیشه ها گم می شود در میان فریادهای زندانی ها. زیر پتوی تخت کناری شانه های کوچکی می لرزند و چشم های معصومی، تر می شوند. دختری با صورت کبود وارد می شود و از گشت ارشاد می گوید، برای زنانی که فراموش کرده اند بوی اگزوز ماشین های تهران دود گرفته را. مریم بازی می کند با پسرک یک ساله ای که در امور فرهنگی زندان می بیند. شاید مادرش فرصت کند قبل از اینکه هوا از این هم سردتر شود، ژاکتش را تمام کند.
مادر می بافد و از شوهرش متواری اش می گوید، از مواد مخدری که در خانه شان پیدا شده و حتی اسم آن را هم نمی تواند درست تلفظ کند.
مریم کتابهای کتابخانه کوچک زندان را زیر و رو می کند و چشم های خواب آلودش را می مالد در شمارش های صبح گاهی حیاط سرد زندان. گوشه دیوار سیمانی زن محکوم به اعدام، صورت خیسش را تکیه می دهد به شانه های درد آشنای مریم. سینه اش محرمگه اسرار همه زنان کتک خورده می شود، همه قربانیان تجاوز، همه دخترکان فراری، همه مادران دور از فرزند. توی صف می ایستد تا پشت تلفن به همه بگوید: زنده است که روایت کند. شهرزاد قصه گوی شهر ما بر خواهد گشت و دوباره دست هایش روی کیبورد کامپیوتر خواهد رقصید.
عطر مریم بند نسوان را پر کرده .همه مریم ها را که نمی توانید بچینید و پشت میله های پنجره بگذارید. ما همه زنده ایم که روایت کنیم.
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
روايت بيست و پنجمين شهريور / نرگس طیبات
وقتی آتش خاموش شود/فرشته نوبخت
آن گاه که زن شدم / ویژه نامه 8 مارس 1391
چیزی زیر پوست این شهر می جوشد / دلارام علی
گرسنگی / وبلاگ سیب و سرگشتگی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|