پذيرش > كوچه به كوچه > از شهری سخن می گویم که در آن، شهرْخدائید / هدی امینیان
از شهری سخن می گویم که در آن، شهرْخدائید / هدی امینیان
28 آبان 1386 - - نسخه قابل چاپ
گویا هجومتان را پایانی نیست، بر شیرزنان این سرزمین که هیچ نمی خواهند جز نفس کشیدن در هوایی پر از برابری. دیروز دلهایمان نگران از حکم زندان دلارام بود، امروز نگران مریم است که کاری جز آگاهی رسانی به انسانها نمی کرد و به زندان برده ایدش، برای هانا و روناک نگرانیم که به جرم انسانیت و برابری خواهی به بند کشیده ایدشان.
اکنون من می خواهم به جای همه آنها که در بندند بگویم برایتان از دل ناآرام همجنسانم که آنها فریاد حق خواهیشان بوده اند و اکنون شما می خواهید با به زندان افکندنشان این صدا، سکوت شود.
می خواهم از زنانی بگویم که اشکهایشان گواه ناملایمات و رنج بسیاری است که برده اند. از مادرانی بگویم که عمری را درون خانه هایشان در حبس بوده اند و در آخر هم مجبور به ترک محبس تنهایی خود شده اند بی هیچ توشه ای از عمر گرانبارشان. از بدنهای کبود زنانی که زندگی را ادامه می دهند به خاطر نداشتن حق طلاق و یا ترس از دوباره ندیدن فرزندانشان. از دخترانی که چون کالا در دست مردان مبادله می شوند و گاهی سربریده، بدون داشتن حقی یا پناهگاهی برای گریه های رنجشان.
نمی دانم تاکنون دیده اید ضجه های زنان این سرزمین را از سر ناچاری و بی پناهی. همان زنانی که در آغوششان آرام گرفته اید از کودکی تا پایان زندگی.
نمی دانم از بدنهای سوخته دختران این آب و خاک چیزی شنیده اید که محکوم قانون نوشته و نا نوشته شمایند و تنها راه رهایی را سوزاندن تن خود می دانند.
اگر نمی دانید بگویمتان که دوستان در بندم این انسانها را دیده اند و رنجشان را حس کرده اند و ایستاده اند برای گرفتن حق آنها، برای رساندن صدای آنها و برای بازگو کردن ناگفته های آنها در گوش شما که سخت گوشهایتان را گرفته اید و چشمانتان را بر روی اینهمه نامردمی ها بسته اید.
اما هجوم شما را بر ما نهایتی نیست، غایتی نیست گویا که می پندارید " که این تنها طریق رسیدن به بهشت است ".
اماکافی است گوشهایتان را نگیرید، صدا می آید. از تمام وسعت این سرزمین پهناور و این صدا تنها صدای چند نفر نیست که بتوان آرامش کرد. صدای صدها مرد و زنی که با هم می خوانند "جهان دیگری ممکن است".
همان فریادی که در پی خاموش کردنش بودید ، اکنون در همه جا به گوش می رسد، در همه خیابانها، در همه کوچه پس کوچه های این شهر نه، تمام این سرزمین و شما همچنان به باور خود معتقدید که می توان با حبس و تازیانه صداها را خاموش کرد، اما بدانید که این موج را دیگر سر باز ایستادن نیست. و ما مدتهاست که با خود زمزمه می کنیم:
آن جا که عشق
غزل نیست
که حماسه ای است
هرچیز را
صورت حال باژگون خواهد بود:
زندان باغ آزاده مردم است
و شکنجه و تازیانه و زنجیر
نه وهنی به ساحت آدمی
که معیار ارزش های اوست.
از شهری سخن می گویم که در آن، شهرْخدائید.
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
روايت بيست و پنجمين شهريور / نرگس طیبات
وقتی آتش خاموش شود/فرشته نوبخت
آن گاه که زن شدم / ویژه نامه 8 مارس 1391
چیزی زیر پوست این شهر می جوشد / دلارام علی
گرسنگی / وبلاگ سیب و سرگشتگی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|