پذيرش > کمپین در بند > دل آرام علی > تصور کن / وبلاگ يک لحظه تنهايي
تصور کن / وبلاگ يک لحظه تنهايي
15 آبان 1386 - - نسخه قابل چاپ
دلارام نوشته : برادر یک لحظه من را به یاد بیاور.روی زمین نشسته بودم ،سرود می خواندم ،جمعی از دوستانم کنارم بودند و با گرمای حضورشان هر لحظه بر توان فریادم افزوده می شد،تو نزدیک آمدی زود تر از آنچه فکرش را می کردم.باتومت را بالا بردی و می دانم که نمی دانستی بر کجا فرود خواهی آورد،...
یادم هست ! حتما تو هم به خاطر می آوری ... مگر می شود سیل جمعیت و هجوم نیروی پلیس را فراموش کرد ؟ به یاد می آورم ... زمانی که سمیرا با بغض و نفرت هوسرانی شوهر جوانش را برایم تعریف می کرد .زمانی که پروانه گفت قاضی دادگاهش بعد از 4 سال دوندگی برای طلاق به او گفته : خرج زندگی می خواستی طلاق نمی گرفتی ! حالا برو گوشه خیابون وایسا و خرجت را دربیاور !
دلارام نوشته : خلاصه اش کنم از آن روزها تا یکسال مهمان اتاقهای دادگاه انقلاب شدم و الطاف صمیمانه دیگر برادران آنجا تا بلاخره 4 ماه پیش من حکم 32 ماه حبس گرفتم و 10 ضربه شلاق و تو در روزی از همین روزها تبرئه شدی...
یادم هست . چهره شجاع و مهربان دلارام و صدای رسایش وقتی فریاد می زد : ای زن ای حضور زندگی ... حتما به خاطر می آوری دلارام را ... همان که در پس کوچه های شوش و پامنار همقدم کودکان کودکی ندیده بود ... کودکانی که شاید در همین روزها روانه زندان شوند ... چون 9 سالگی را پشت سر گذاشته اند اما کودکی را نه !
دلارام نوشته : خاطرم هست روزهای پس از آزادیمان در روزنامه ها خواندم که سخن گوی قوه قضاییه گفته:هیچ کس در این تجمع مورد ضرب و شتم قرار نگرفته،مامورین آنها را به سمت ماشینها هدایت کردند و آنان تصور می کنند مورد ضرب و شتم واقع شده اند.
این یکی را محال است فراموش کنیم . هم من هم تو ! هردومان می دانیم این بازی یعنی چه ... تصور بی عدالتی سخت است چه برسد به تحملش ! هم من می دانم هم تو ! هردومان منتظریم ! تو منتظر مجازات دلارام ها و الناز ها و مازیارها و روناک ها و ... و من منتظر نوبت خودم ! خواهرم و کودک نیامده ام ! منتظرم ترازوی عدالت روزی کودکم را از من برباید ! من تصور می کنم ! تخیلم قوی است برادر ! مادرم را در فقر می بینم و خواهرم را سرگشته در دادگاه . خودم را می بینم که سراسیمه ام ... و تو را ! تو را هم می بینم ! چون می دانم این تخیل دست تو را هم می گیرد ... من تخیلم قوی است ! و فردایی را تصور می کنم که دلارام ها و پروین ها و روناک ها و مازیارها لبخند می زنند !زیباست و امیدبخش ! تو هم تصور کن برادر !
منبع : وبلاگ يک لحظه تنهايي
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
بهاره هدایت را آزاد کنید؛ درخواست ۴۵۵ تن از فعالان زنان، دانشجویی واجتماعی از قوه قضاییه
بیانیه بیش از ۱۵۰ تن از مدافعان حقوق بشر بین المللی برای آزادی بهاره هدایت و مریم شفیع پور
ششمین روز از کمپین «ده روز با بهاره هدایت» با عنوان «روز سلامت»
پیام ضیا نبوی و مجید دری از زندان کارون اهواز به کمپین«ده روز با بهاره هدایت»
روز پنجم از کمپین ده روز با بهاره هدایت:« بهاره، یک فرزند و یک خواهر است»
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|