پذيرش > تریبون > گزارش كمپين > در امضا کردن برای برابری، امضا کننده مهم است یا کنش او؟
در امضا کردن برای برابری، امضا کننده مهم است یا کنش او؟
8 مهر 1386 - مريم ميرزا - نسخه قابل چاپ
چه کسانی بیانیه کمپین را امضا می کنند؟ از چه کسانی امضا می گیریم؟ آیا فرق می کند امضا کننده کیست یا چه مشخصاتی دارد؟ آیا امضا کردن برای برابری خود یک کنش به سمت تغییر نیست؟ آیا آنکه امضا می کند با پیشینه اش امضا می کند یا از منطقش کمک می گیرد یا ؟...اینها پرسش هایی است که بارها بین فعالان کمپین مطرح شده و بحث برانگیز بوده است.
«یکی از مهمانی های فامیلی بود. بعد از توضیحات من درباره کمپین، حالا برگه دست به دست می چرخید و یکی یکی به امضاهایش اضافه می شد. نوبت رسید به یکی از مردان جوان. مردد مانده بودم. نه می توانستم جلوی همه افراد حاضر برگه را از او بگیرم و بگویم لازم نیست امضا کنی. نه می توانستم به خودم بقبولانم که اشکالی ندارد که او هم امضا کند. بالاخره امضا کرد و من از اینکه مردی که همه می دانند کوچک ترین برابری ای بین خودش و نه تنها همسرش، که هیچ زنی، قایل نیست به جمع امضاکنندگان کمپین پیوسته دلچرکین شدم.»
این سخن را مژگان، 25 ساله، یکی از کنشگران کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز در حالی مطرح می کند که به نظر می رسد این تنها مسئله او نیست. شاید بیشتر کسانی که طی یک سالی که از عمر کمپین گذشته به آن پیوسته اند برای جمع آوری امضا به نوعی با این مساله برخورد کرده باشند. مسئله ای که مژگان اینگونه مطرحش می کند:«نمی دانم واقعا درست است از همچین کسانی امضا بگیریم یا نه؟»
زهره، 53 ساله که خود و همسایه اش از روی سایت کمپین جزوات و برگه های امضا را پرینت گرفته و امضا جمع می کنند، به صراحت می گوید که اجازه نمی دهد همسرش برگه کمپین را امضا کند:«آمد امضا کند گفتم این کمپین به امضای تو نیازی ندارد، خیلی بور شد.»
- چرا اجازه ندادید امضا کند؟
من 8 سال پیش که با او ازدواج کردم هدنرس بودم، کارم را رها کردم، مثل یک کارگر در خانه اش کار کردم، ماه ها تک و تنها با بنا و سیمان کار و ... در خانه خرابه ای که وسط بر و بیابان بود می ماندم تا بالاخره آن مخروبه شد یک ویلای دست و حسابی.
عکس های ویلا را پیش و پس از ساخته شدن نشان می دهد و ادامه می دهد:«حالا آقا می خواهند از من جدا شوند و حق و حقوق من را هم در نظر نمی گیرند. می گویم من اینهمه در خانه تو کار کردم، کارم را ول کردم، نتیجه اش این است که تو هیچ حقی از محصول تلاشمان برای من در نظر نگیری؟ اگر کارم را رها نکرده بودم لااقل در این 8 سال چیزی کنار گذاشته بودم، حالا نه کار دارم و نه حساب سپرده ای برای روزهای بیکاری، هر چه هم داشتم در این 8 سال خرج کرده ام.»
دوباره برگه هایی را از کیفش بیرون می کشد. در هر کدام از آنها فهرست خرید های روزانه و جلوی آن مقدار قیمت نوشته شده، می گوید:«آقا این برگه ها را به دادگاه نشان می دهد و می گوید من نفقه اش را داده ام و چیز دیگری نباید بدهم.»
وقتی از زهره می پرسم که چرا به جای امضا نگرفتن از همسرش با او وارد بحث نمی شود، اینکار را بی نتیجه می داند:«چند سال است که دارم بحث می کنم، چه چیزی عوض شد؟ الان لااقل در کمپین دارم انرژی ام را سرمایه گذاری می کنم که در آینده چیزی عوض شود، نه اینکه وقتم را با شوهرم تلف کنم و آخرش هیچی به هیچی.»
ناهید هم از کنشگران کمپین یک میلیون امضا است که می گوید:« بزرگ ترین شادی من وقتی است که یک نفر خودکار را از من می گیرد و برگه را امضا می کند»، و ادامه می دهد:« ولی مسلما این یکی هر کسی نمی تواند باشد.»
ناهید به زنی که با مرد متاهلی رابطه دارد اجازه نداده برگه کمپین را امضا کند و می گوید:« به نظر من زنی وقتی به همجنس خود خیانت می کند، درحقیقت به خودش خیانت کرده و این دید را دارم که نباید به برگه های کمپین حتی دست بزند، چون برای من این ورقه ها مقدس است.»
او برگه کمپین را برای امضا به همسرش هم نداده است:« نمی خواهم امضا کند، چون فکر می کنم اگر امضا کند تظاهر است.»
- برای شما اعتقاد واقعی امضا کننده مهم تر از تعداد امضا ها است؟
البته خیلی مهم است که تعداد امضاها بیشتر شود ولی به نظرم اعتقاد قلبی خیلی مهم تر است. برای من خیلی ارزشمند تر است که کسی تا مفاد کمپین را دیده گفته ای وای خواهرم، یا آن یکی گفته ای وای دخترم، یا گفته اگر فلان جور شود خوب می شود. این روحیه ارزش بیشتری دارد تا کسی صرفا بخواهد ادایی دربیاورد و بگوید من امضا کرده ام.
نیلوفر وحدت از دیگر کنشگران کمپین یک میلیون امضا است که او هم به اعتقاد امضاکننده به موارد ذکر شده در کمپین بهای بیشتری از صرفا امضا کردن می دهد و تعریف می کند:« در یک سفر با یک آقایی بحث می کردم بعد از کلی بحث گفت خیلی خوب بده امضا کنم، انگار که فقط ما پی امضا هستیم و من برایش توضیح دادم که هدف ما صرفا جمع آوری امضا نیست.»
نیلوفر می گوید:« وقتی فکر می کنم که آگاهی از برابری را طرف ندارد امضا نمی گیرم، چون هدف کمپین گسترش این آگاهی است.»
نوشین احمدی خراسانی، از فعالان حقوق زنان و کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز نيز اعتقاد دارد:«یکی از چالش برانگیز ترین مساله ی ما در جنبش یک میلیون امضا، حفظ تعادل میان اهمیت دادن به هدف و اولویت بخشیدن به راه و روش است.»*
این چیزی است که در گفت و گو با کنشگران کمپین نیز به چشم می آید. ژیلا شریعت پناهی برخلاف آنهایی که اعتقاد قلبی امضاکنندگان را مهم تر از تعداد امضاها می دانند، یکی از افرادی است که می گوید مخالف کسانی است که «فکر می کنند امضا باید مثل سند خانه باشد.»
او توضیح می دهد:« باید آنکسی که امضا می گیرد بگوید شما حق دارید این نوشته را بخوانید و اگر قبولش داشتید امضا کنید. ممکن است بحث هم پیش بیاید اما اگر طرف خودش عامل نیست مهم نیست.»
ژیلا درباره روش امضا جمع کردن خودش می گوید:« به مردم می گویم بخوانید اگر دوست دارید امضا کنید اگر دوست ندارید و حوصله دارید بحث کنیم. اگر هیچ کدام را هم ندارید که هیچی! ولی کاری ندارم که خودشان رفتارشان در خانواده چگونه است.»
محبوبه حسین زاده نیز که از کنشگران کمپین است، با اینکه تجربه امضا جمع کردن خود را کم می داند ولی می گوید:« اگر یک قانون برابر وجود داشته باشد کم کم فرهنگ برابری را هم می آورد.» و ادامه می دهد:« اینکه یکی امضا دهد که حقوق زن و مرد برابر باشد، این اعتقاد به برابری بزرگ تر از رفتارهای داخل خانواده است و در آینده می تواند این رفتارهای خانوادگی را هم اصلاح کند.»
خدیجه مقدم نیز با وی موافق است و با بیان اینکه «کمند کسانی که قبول نداشته باشند اما از روی رودربایستی یا ژست امضا کنند» می گوید:« می تواند با همین قدم ها شروع شود و طرف شروع کند به فکر کردن و در نهایت تغییر.»
«در تاکسی و اتوبوس و خیابان و ... ما که آدم ها را نمی شناسیم. چه می دانیم که رفتار شخصی شان چطور است ولی امضا می گیریم.»
این نیز گفته ناهید کشاورز از دیگر کنشگران کمپین یک میلیون امضا است. وی با این استدلال سنجیدن رفتار شخصی افراد را روش مناسبی برای امضا گرفتن یا نگرفتن از آنها نمی داند.
ناهید کشاورز همچنین توضیح می دهد:«در برابری خواهی مثل دموکراسی خواهی ابهام هایی وجود دارد. خیلی ها ممکن است بگویند دموکراتم اما آیا واقعا دموکراتند؟ اما همین که دموکرات بودن را ارزش می دانند مهم است. مردی که در زندگی خصوصی برابری خواهانه عمل نکند اما این گفتمان را به عنوان ترقی خواهی می پذیرد همین خیلی ارزشمند است.»
وی می گوید:« من آدم هایی را می شناسم که برابری خواه نیستند حتی به زنشان خیانت می کنند اما استدلالی ندارند که نابرابری را توجیه کند و از نظر عقلی می پذیرند و برابری خواهی را صحه می گذارد. این مهم است.»
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
دهمین دورۀ مراسم تندیس صدیقه دولت آبادی ۱۳۹۲
کارت پستالهایی به بهانهی هشت مارس و به یاد همهی مبارزین راه برابری
بیانیه بیش از 350 تن از مدافعان حقوق زنان به مناسبت روز جهانی زن؛ زنان هر روز فرودستتر میشوند
لباسی که برای تن ما دوخته اند! /اعظم بهرامی
چالشها و چشمانداز فعالیت مدنی زنان
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|