خانه تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش > تریبون > مقالات > اسراییل دولتی شرور است /ترجمه و تلخیص: ژاله معصومی

اسراییل دولتی شرور است /ترجمه و تلخیص: ژاله معصومی

27 آبان 1391 - - نسخه قابل چاپ

تغییر برای برابری: ماریا پیا بوئتیوس نویسنده، روزنامه نگار سرشناس و فمینیست سوئدی یکی از سرنشینان ناوگان جنبش کمک رسانی و شکستن محاصره ی غزه، به نام استل بود. این کشتی کوچک همراه با محموله‌ی کمک‌هایی که شهروندان سوئدی‌ جمع آوری کرده بودند توسط نظامیان اسرائیلی در آب‌های بین المللی توقیف شد و سرنشینانش با خشونت راهی زندان‌های اسرائیل شدند. بوئتیوس از رفتار پلیس و مقامات اسراییلی با او و همراهانش می نویسد. او گوشه ای از مشاهدات تکان دهنده‌ی خود را به تحریر در آورده که ترجمه شده و در زیر آورده می شود.

حدود ساعت 10:30 دقیقه روز شنبه 21 اکتبر اسرائیل جنگ همه جانبه‌ای را بر علیه کشتی کمک رسانی استل که در آب‌های بین المللی حامل سی و یک سرنشین صلح طلب و خشونت گریز حرکت می کرد، آغاز کرد. بر فراز سر ما هلیکوپتری می چرخید، پنج کشتی جنگی غول پیکر و بیست قایق سریع السیر با سربازان مسلحی که از پشت باتوم‌های الکتریکی، مسلسل ها، دوربین‌ها و دیگر سلاح‌ها به سختی دیده می شدند، به سوی ما می‌راندند. همگی آنها کلاه‌های راهزنی- نوعی برقع مردانه- بر صورت داشتند. این جملات را با بغضی در گلو می نویسم، نه برای اینکه برایم تاسف بخورید. دیدن این صحنه و شاهد این بودن که انسانها قادر به چه اعمالی هستند و به چشم خود دیدن این واقعیت که چگونه رویای اسرائیل به کابوس تبدیل شده سخت است. تبدیل شدن اسراییل به یک دموکراسی نظامی- البته اگر چنین نظامی وجود داشته باشد- نظامی که نسل‌های پی در پی جوانان خود را از طریق دیسپلین و تلقین در دوران سربازی نابود می کند، تاسف بار است. سه اکتیویست اسرائیلی سرنشین استل همگی اسرائیل را پس از خدمت سربازی ترک کرده بودند- آنها نمی خواستند در چنین کشوری زندگی کنند- اما حالا برگشته بودند تا برای اسرائیل دیگری مبارزه کنند. آنها هم اکنون در حبس خانگی به سر می برند. و من هنوز نمی‌توانم همه چیز را بنویسم. سرنشینان عزیز استل، 9 مرد از سوئد، فنلاند و نروژ هنوز در زندانهای عمیقا تحقیر کننده ای که همگی ما در آن زندانی شدیم بسر می برند. (تا هنگام ترجمه‌ی این مطلب آنها تحت فشارهای وزارت خارجه ی سوئد پس از چند روز آزاد شدند. م)
من می‌دانستم که ما احتمالا توسط اسرائیلی ها در مسیر غزه متوقف خواهیم شد، اما آمادگی چنین عملیات جنگی عظیم را نداشتم. البته که آرزو می کنم که این اتفاق هرگز نیافتاده بود، اما از آنجایی که این اتفاق افتاد خشنود هستم که آنجا بودم و همه چیز را به چشم خودم دیدم. من خودم تقریبا زیر دست سربازان اسرائیلی خرد و خمیر شده‌ام، تمام بدنم ازضرب باتوم‌های الکتریکی و سلاح‌ها کبود شده است. سرباز زنی دست‌هایم را از پشت دستبند زد به این دلیل که من هنگامی که جهت بازرسی بدنی فرا خوانده شدم قدم زنان خواندم á la Monty Python silly walk، و به سمت او رفتم، اقدامی که از دید من یک اعتراض غیر خشونت آمیز بود و از نگاه سرباز اسراییلی اقدامی که به وی اجازه اعمال خشونت را می داد.

بدتر از همه آسیب به ناحیه کمرم است. این تقصیر نظامی‌ها نیست. بلکه تقصیر مقامات وزارت اخراج است که مرا مجبور کردند که 12 ساعت تمام روی یک مبل سخت بنشینم، تکان نخورم، همراه با آفریقای‌های به‌غایت مهربان، زنان روسی، فیلیپینی و مولداویایی که بعنوان کلفت خانه کار کرده بودند و قرار بود اخراج شوند و اکنون همراه با من، با آنان نیز مانند جنایتکار رفتار می شد. آثار زخم این شکنجه‌ی ملایم که ساعت ها ادامه داشت، در بدنم باقی است. سپس توسط اسرائیلی ها به آلمان فرستاده شدم.

بعد از آنکه کشتی در آب‌های بین‌المللی به تصرف در آمد و همه نوع خشونتی علیه ما به کار گرفته شد، مجبور شدیم روی عرشه عقبی بنشینیم، آنجا فقط برای نصف تعداد ما جای نشستن وجود دارد، زیر نور شدید آفتاب- به مدت 10 ساعت ما را نگه داشتند. پس از آن به اسرائیل برده شدیم و در طول تمام شب توسط ماموران موساد بازجوئی شدیم. از آنچه که در آنجا اتفاق افتاد هنوز نمی توانم چیزی بنویسم، چرا که هنگام نوشتن هنوز تعداد زیادی از یاران ما در زندان هستند. اما می خواهم کتابی در این رابطه بنویسم که در آن جزییات آنچه را که در آنجا گذشت بازگو کنم. آنچه در زندان و در اردوگاه اخراجی‌ها گذشت. به مدت 48 ساعت اجازه نداشتم کتاب، قلم و یا کاغذی داشته باشم. کامپیوتر، آیفون، یادداشتهای من از سفر با کشتی استل، همه توسط اسرائیلی ها ضبط و دزدیده شدند. هنگامی که بالاخره در هواپیما به سمت فرانکفورت نشستم، سرنشینان هواپیما در ابتدا مشوش بودند: آیا سرنشین تروریستی وارد هواپیما شده بود؟ - آنچه را که گذشته بود در کتابی که در کوله پشتی‌ام داشتم نوشتم، در تمام سطوح سفید آن نوشتم. دسترسی به یک قلم تجمل غیر قابل باوری بود.

رسانه‌ها می خواهند اینگونه جلوه دهند که ما نازک نارنجی هستیم و برای خودمان دلسوزی می کنیم - اینگونه نیست. مسئله اصلا این نیست. مسئله این است که اسرائیل به چه کشوری تبدیل شده است. آنها با انسان‌ها در غزه و کرانه غربی چه می کنند – و چگونه کسی می تواند این‌ها را ببیند، تحمل کند و چشم بپوشد. جامعه ملل متحد، بازار مشترک اروپا و سوئد می خواهند به هر قیمتی پروژه‌ی ناوگان کمک رسانی را متوقف کنند چرا که خائن هستند و به طور عینی در مقابل اسرائیلی که از جانب آمریکا حمایت می شود ضعیف! برای اینها ناوگان کمک رسانی به غزه و سایر اکتیویست‌ها مزاحمین هولناکی هستند که خیانت تمام عیار آنها را به رخ می کشند. شاید وزارت امور خارجه سوئد آنقدر جرائت داشته باشد که سکوت نکند. خواهیم دید.

وقتی که من پس از ده ساعت اسارت در کشتی و پس از آنکه تمام شب را توسط موساد (سازمان امنیت اسرائیل) بازجوئی شدم، ساعت 6 صبح بوسیله ماشین حمل و نقل زندانیان به ”Givon detention center” در حومه تل آویوبرده شده و پس از آنکه مورد تحقیر ددمنشانه در مقابل ورودی زندان قرار گرفتم، در سلولی زندانی شدم. اتاقی پر از تخت‌های چند طبقه. پیش خودم فکر کردم: فلسطینی‌های غزه و کرانه غربی هر روز اینگونه زندگی می کنند. من فقط برای بازدید از جهنم به اینجا آمده ام و آنها همیشه در این جهنم زندگی می کنند. امروز به جای آن دوستانی در سوئد که از اسرائیل علی‌رغم همه‌ی جنایاتی که این کشور مرتکب می شود حمایت می کنند خجالت می کشم. من معتقدم که آنها به نیرویی وحشتناک کمک می کنند و به نظر من ما که اعتراض می کنیم دوستان بهتری برای یک اسرائیل متفاوت هستیم.

اسرائیل امروز یک دولت کلاش و شرور است. مایه شرمساری است برای آنچه که اسرائیل می توانست بشود. روشنفکران اسرائیلی که می گویند مسئله "پیچیده" است بزدل هستند. اسرائیل می رود که به یک کشور نژادپرست، دین سالار و کشوری به لحاظ اجتماعی عمیقا نابرابر تبدیل شود. وقتی که به من، که از بردن هر وسیله ای از ساکم به داخل سلول منع شده بودم به یکباره فرمان به پا خاستن در مقابل رئیس زندان داده شد، از من خواستند که "شانه هایم را بپوشانم " که برهنه نباشد. گفتم چگونه می توانم این کار را بکنم وقتی که اجازه بردن هیچ لباسی به داخل سلول به من داده نشده. مامور گفت که "شانه هایم را با حوله ایی بپوشانم". ننگت باد اسرائیل! آنچه را که من دیده ام هرگز نمی شود نادیده گرفت. برخی به خود اجازه می‌دهند که کسانی را که سیاست‌های اسرائیل را مورد انتقاد قرار می دهند "ضد یهود" قلمداد کنند شانتاژ می کنند. این هیاهوها دیگر هیچ تاثیری بر من نخواهد گذاشت. سکوت سیاستمداران دنیا یک شرم پایان ناپذیر است و آنها این را می دانند. به همین دلیل است که نمی خواهند آکسیون‌های ناوگان کمک رسانی به غزه یادآور بزدلی آنها شوند. در عوض آنها از کسانی که جهان را نسبت به غزه آگاه می کنند و اعلام می کنند که حقوق بشر آنها شامل فلسطینی‌ها نمی شود، "فاصله می گیرند". اسرائیل دیگر "اسرائیل" نیست. یک دولت نظامی ست در دست بنیادگرایان افراطی راست گرا با سیاست‌مدارانی که دشمنی و نفرت می کارند تا قدرت خود را استحکام بخشند. این سیاستمداران به کشوری دائما در حالت قربانی شدن نیازمندند تا بتوانند سیاست اشغال غیر قانونی را پیش ببرند، به سلاح اتمی مجهز شوند و به دزدیدن زمین‌های کرانه غربی ادامه دهند.

سلولی که من را در آن حبس کردند مثل یک زباله دانی بود. البته این با نیت بود، آنها می خواهند که انسان در بند خودش را مانند آشغال احساس کند. من اجازه بردن شانه و مسواک به داخل سلول نداشتم و آینه ای در آنجا وجود نداشت. هدف این است که انسان در بند آنها ژولیده و کثیف، نامطمئن و عجیب در ملاقات با قدرتمداران ظاهر شود. من به عنوان یک روزنامه نگار با ناوگان کمک رسانی به غزه راهی شدم و خشنودم از اینکه موفق به دیدن بخش کوچکی از آنچه که مردم غزه روزانه در معرض آن قرار می گیرند، شده‌ام. آن‌طور که من فکر می کردم بد نبود. بسیار بدتربود!

از: ماریا پیا بوئتیوس

منبع: تارنمای سوئدی ا.ت.س

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

دهمین دورۀ مراسم تندیس صدیقه دولت آبادی ۱۳۹۲
کارت پستال‌هایی به بهانه‌ی هشت مارس و به یاد همه‌ی مبارزین راه برابری
بیانیه بیش از 350 تن از مدافعان حقوق زنان به مناسبت روز جهانی زن؛ زنان هر روز فرودست‌تر می‌شوند
لباسی که برای تن ما دوخته اند! /اعظم بهرامی
چالش‌ها و چشم‌انداز فعالیت مدنی زنان

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | اخبار | گزارش كمپين | گفت و گو | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | مقالات | تاریخ شفاهی | خارج از چارچوب | کتابخانه | درباره کمپین | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | دستگیری ها | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | Other Languages | همراهان | «فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت» | English