پذيرش > تریبون > مقالات > کمپینی برای برابری و فرهنگ مردم سالار
کمپینی برای برابری و فرهنگ مردم سالار
6 مهر 1386 - دکتر علی اکبر مهدی / مترجم : علی عبدی - نسخه قابل چاپ
تغییر قوانین و هنجارها در هر جامعه ای نیازمند مهارت، انرژی، امکانات فراوان و فداکاری از طرف همگان است تا نتیجه ای دلخواه حاصل شود. با این وجود، این عوامل ضروری تنها زمانی مؤثرند که خواسته ی اجتماعی برای تغییر، با حمایت دولت همراه شود. در یک ساختار اجتماعی سنتی و محدود کننده که با سازو کار های دینی اداره می شود، تغییر قوانینی که با مذهب، سنت و سیاست درهم آمیخته است کار ساده ای نیست. در چنین جامعه ای، کسانی که برای تغییر قدم برمی دارند تهدیدی جدی برای دولت قلمداد می شوند. بنابراین از هر روشی برای فرونشاندن آن ها استفاده می شود.
حاکمیت پس از انقلاب، از زمان آغاز خود، موج "سیاست های توده ای" را سکان داری کرده است. موجی که در زمان انقلاب به وجود آمد و رژیم پهلوی را سرنگون کرد. اگر چه جمهوری اسلامی توانایی آشکاری در تنطیم و پیاده کردن سیاست های خود بروز داده است، ولی همچنان از "بسیج توده ای" برای بی اعتبار کردن و ترساندن مخالفان داخلی در ترکیب سیاسی-ایدئولوژیک خود استفاده می کند.
فمینیست های ایرانی در مواجهه با چنین فضای سیاسی و واقعیت های یک رژیم دین-نهاد، ناچار بودند در مورد چگونگی برخورد با قوانین نابرابری که بر زندگی شان سایه می انداخت سخت بیاندیشند. در گذشته، زنان فعال سکولار، که از تاکتیک های تظاهرات گسترده برای مواجهه با محدودیت های تحمیل شده توسط دولت انقلابی استفاده می کردند، توسط جمعیت های خیابانی و متعصبین مذهبی چماق به دست مورد هجوم واقع می شدند. در نتیجه فعالان عرصه زنان مجبور شدند راه های کم هزینه تری را برای نشان دادن نارضایتی و مقابله با محدودیت های تحمیل شده بر هویت، شغل، امکان حضور در عرصه ی عمومی و فرصت های آموزشی شان پیدا کنند.
در حالی که زنان در ساختار جدید به دنبال یافتن روش های نو بودند، تاکتیک های شخصی و گسترده ای چون انتخاب نوع پوشش، آرایش، موسیقی و غیره به عنوان وسیله ای برای ابرازدفاع از استقلال شخصی و مقابله با هویت مبهمی که از بالا بر زنان تحمیل می شد مورد استفاده قرار گرفت. زنان به دنبال فرصت هایی برای کاهش محدودیت های دولتی و توسعه ی امکانات برای رشد و ابراز خود بودند. هنگامی که جنگ با عراق تمام شد و ایران پا به دوره ی پس از جنگ گذاشت، زنان فضایی جدید در حوزه های عمومی و خصوصی را طلب می کردند.موج جدید فعالیت ها در راستای برابری جنسیتی، زنان را به ورزش، سازمان های غیردولتی، محفل های ادبی، سازمان های سیاسی و فرصت های آموزشی متنوعی که پیش از آن به روی زنان بسته بود کشاند. انتخاب محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهور در سال 1376 (1997) طلیعه دار دوره ای شد که در آن نهادهای جامعه ی مدنی پدیدار شدند؛ صنعت موسیقی و فیلم ایده های تازه و بانشاطی را تجربه کردند؛ و زنان در نقش هایی شرکت کردند که قبلا به رویشان بسته شده بود.
جنبش زنان با یافتن خود در یک محیط جدید، می بایست به دنبال تاکتیک ها و استراتژی هایی می گشت که با روزنه های کوچک پدید آمده در یک نظام دین سالار، همساز می بود. تحت چنین شرایطی، جنبش زنان با تکیه بر نارضایتی هایی که طیف وسیعی از جمعیت زنان را تحت تأثیر قرار می داد موفق به جلب حمایت آنان شد. با توجه به آن که زنان تقریبا نیمی از جمعیت ایران را تشکیل می دهند، تکیه بر هویت های گروهی و نارضایتی های عمومی رویکرد هوشمندانه ای برای اتحاد و حرکت جمعی بود. موضوعاتی چون حضانت فرزندان، حق طلاق، برابری قانونی و مقابله با خشونت علیه زنان، به همان اندازه برای زنان سکولار و درس خوانده ی طبقه ی متوسط اهمیت داشت که برای زنان فقیر، سنتی و کارگر. در حقیقت این موضوعات برای زنان گروه دوم کم اهمیت تر از نان شب شان نبود.
فعالان امور زنان با درک اهمیت موضوعات اصلی که زنان را تحت تأثیر قرار می داد و با وجود گوناگونی دیدگاه ها، ایدئولوژی ها و سیاست هایشان، به سازمان یافتن حول تبعیض هایی دست زدند که تمام زنان را – فارغ از پیش زمینه های مذهبی، ایدئولوژیکی، قومی و طبقه ی اجتماعی – تحت تأثیر خود قرار می داد. این تغییر در استراتژی سبب ایجاد دو تفاوت مهم شد که فعالین زنان ناگزیر آن را پذیرفته بودند. اول؛ از آن جا که آنان تمام زنان در جامعه را نمایندگی نمی کنند، باید با موضوعاتی دست و پنجه نرم کنند که تمام زنان را تحت تأثیر قرار می دهد و دوم؛ تلاش های آن ها برای تغییر مناسبات جنسیتی و قوانین خانواده بی ارتباط با دیگر جنبش های اجتماعی نیست. فعالین زنان، در یک نظام سیاسی سرکوب کننده و انحصارطلب، توانایی جدا بودن از دیگر جنبش های اعتراضی را ندارند. در نتیجه متحد شدن با دیگر جنبش های پیشرفت طلب در جامعه، به خصوص جنبش دموکراسی خواهی، امری حیاتی برای جنبش حقوق زنان محسوب می شد .
کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز
پس از برگزاری تجمعات بسیار در اعتراض به قوانین نابرابر جنسیتی و پس از تلاش هایی برای جمع آوری امضا در جهت تشویق دولت به پیوستن به کنوانسیون حذف کلیه ی اشکال تبعیض علیه زنان، فعالین زنان سکولار متوجه شدند که باتوجه به سرکوب مداوم تجمعات عمومی مسالمت آمیز آنها توسط دولت، نیاز به یک تغییر تاکتیک احساس می شود. در شهریور 1385 (آگوست 2006) "کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز" (که از این بعد کمپین گفته خواهد شد) پا به عرصه ی وجود گذاشت.
کمپین، از زمان آغاز خود، در به چالش کشیدن همیشگی قوانین ظالمانه و شرایط محدودکننده استوار بوده است و از سوی فعالین دانشجویی، کارگران، فعالین حقوق بشر و کنش گران جامعه ی مدنی در داخل و خارج کشور به رسمیت شناخته شده است.
کنش گرانی که با کمپین همکاری می کنند به نمایندگی و شرکت زنان در تصمیم گیری ها اعتقاد دارند؛ به ویژه تصمیم هایی که به حق زنان در حضانت فرزندان، شرایط ازدواج و طلاق، تقسیم ارث، مقاومت در برابر تجاوز و مانند آن مربوط می شود. موضوعات جمعی مربوط به زندگی زنان – به جای آن که توسط نهادهایی ناآشنا به نیازها و خواسته های زنان تصمیم گیری شود - باید در روند گفت و گو ها و بررسی های اعضای کمپین، چه مردان و چه زنان برابری طلب، تعیین شود. ارجاع چنین مسایلی به سنت های گذشته اراده و مشارکت و دخالت زنان را در زندگی خود نفی میکند، بویژه در حوزه ی جامعه ی مدنی . فعالین کمپین باور دارند که حتی سنت ها و هنجارهای اخلاقی قابل قبول نیز می بایست خود را با شرایط جدید و رضایت عمومی شهروندان سازگار کنند؛ که خود منظری از مدرنیته و سنت دموکراتیک است.
اهداف کمپین عبارتند از :
●تغییر قوانین تبعیض آمیز جنسیتی
●توانمندسازی زنان در جامعه
●بسط آگاهی جنسیتی و
● مواجهه با ریشه های تبعیض های قانونی و اجتماعی در هر دو حوزه ی عمومی و خصوصی
برای به ثمر نشاندن تغییر در قوانین تأثیرگذار بر زندگی زنان، مخالفت با تبعیض در حوزه ی عمومی و ارتقای فردیت در حوزه ی خصوصی، استراتژی های گسترده ای به کار گرفته می شود. فعالیت های کمپین متنوع است و شامل فعالیت های عملی و نیز اقداماتی در جهت بالابردن دانش و آگاهی است. فعالیت های عملی شامل مقاومت های غیر خشونت آمیز در برابر رفتارهای انحصارطلبانه در حوزه ی عمومی، دادن مشاوره های حقوقی به زنان نیازمند، ایجاد اطمینان و پیوند بین زنان و دفاع از فعالین زندانی است. فعالیت های فرهنگی نیز شامل پژوهش روی قوانین تأثیر گذار بر سلامت زندگی زنان، بحث های گروهی و مذاکرات عمومی، اقدامات رسانه ای، شبکه ای و حمایت زایی است. این تلاش ها به دگرگونی مناسبات تبعیض آمیز جنسیتی در سپهر عمومی و خصوصی کمک کرده و شرایط سهیم شدن و رهبری زنان در تصمیم گیری ها را بهبود می بخشد.
یک رویکرد نوآورانه ی کمپین، تلاشی آگاهانه برای شناخت راه هایی است که کمتر پیموده شده اند. کمپین از تاکتیک های انعطاف پذیر و فرصت هایی که از تجربیات روزمره ی زندگی زنان به دست می آید استفاده می کند؛ خواه تجربه ی یک مسابقه ی فوتبال باشد، خواه یک کنوانسیون بین المللی مهم یا زندانی کردن تأسف بار یک فعال زنان. فعالین کمپین در هر مورد با دوری جستن از واکنش های ناشکیبانه و احساسی، آماده اند تا ایده پردازی کنند، متحد شوند و از بسیج امکانات برای رسیدن به اهداف و منظورشان بهره ببرند. آن ها روش هایی اتخاذ کرده اند که حمایت عمومی بیشتری را جذب می کند و نتایج گسترده تری را به بار می آورد. کمپین با استفاده از تکنولوژی جدید، جایی برای خود در شبکه ی جهانی باز کرده و به عنوان عضوی فعال در دنیای مجازی فعالیت می کند.
وب سایت کمپین (http://www.we4change.info/english) با آن که مرتبا توسط حکومت فیلتر و مسدود می شود، از یک پروکسی به دیگری تغییر نام می دهد و آخرین فعالیت ها و پیشرفت های کمپین را مخابره می کند.
کمپین، به خاطر تغییرات بنیادی حقوقی و اجتماعی که سخت در پی آن است، از ایدئولوژی در داخل و خارج از خود پرهیز می کند. شکل دادن به استراتژی ها و تاکتیک بر اساس ایدئولوژی ، کمپین را با چالش هایی مواجه می کند که در گذشته فعالیت های زنان را فلج کرده بود. فعالین کمپین با به رسمیت شناختن گوناگونی دیدگاه ها، نیازها و وضعیت ها، هم در میان خود و هم در میان فعالین زنان دیگر گروه ها و با درکی متقابل، خواستار حمایت از تغییراتی هستند که وضعیت تمام زنان با دیدگاه های دینی و سیاسی مختلف را بهبود می بخشد؛ و نیز آن ها خواستار تعامل با فعالین مسلمان زن هستند زیرا که این نوع همکاری سبب تغییر در قوانینی خواهد شد که زندگی زنان را تحت تأثیر خود قرار داده است.
در کنار اصلاح طلبان مسلمان، که پشتیبان تفسیرهای جدید از قوانین شریعت در مورد زنان هستند، فعالین کمپین نیز توانسته اند حاکمیت را متوجه مسائل حقوقی زنان و اصلاحاتی در قانون کنند؛ هر چند این اصلا حات خفیف و دیرتر از موقع بودند. این "فمینیست های مسلمان"، عنوانی که اکثرشان از کار بردن آن برای خو د ابا دارند، عمق نابرابری های نهادینه شده در احکام دینی را درک کرده اند و خواستار یک تفسیر بشر (زن) دوستانه تر از آن قوانین اند. آن ها هم چنین خود را درگیر با پدرسالاری در خانواده و نهادهای مذهبی محافظه کار سخت جانی می بینند که نسبت به مسائل آنان آشکارا بی توجه اند. فعالین سکولار و مذهبی هر دو با سیاست حکومت مبنی بر سپردن سرنوشت زنان به دست مردان "فاضلی" که نقطه ی عزیمتشان زمان و مکان دیگری در تاریخ است مخالف اند.
فعالین کمپین تلاش زیادی کرده اند که از نخبه گرایی – یکی از عوامل زمین گیر کردن فعالیت های زنان در گذشته – بپرهیزند. فعالیت های کنونی فعالین زنان، تصویر قدیمی از جنبش زنان به عنوان جنبشی نخبه گرا و دور از شهروندان عادی را، اصلاح کرده است. در دوره ی پهلوی، اکثر فعالین سیاسی، خواه لیبرال، محافظه کار ویا رادیکال، به دو دلیل، اهمیتی برای تلاش زنان در جهت ایجاد تغییرات اجتماعی قائل نبودند. اول؛ آن ها این تلاش ها را بخشی از سیاست های حکومت و در نتیجه صادقانه و بی ارزش می پنداشتند. با توجه به نزدیکی مناسبات حکومت با ایالات متحده، تلاش های حکومت برای حضور بیشتر زنان در بازار کار، خدمتی به امپریالیسم و سرمایه داری قلمداد می شد. دوم؛ فعالین سیاسی دیدگاه های فمینیستی را کنش های نامناسب زنان بورژایی می دانستند که رابطه شان با توده ها قطع شده است. حتی امروز، اصلاح طلبان مسلمان اغلب همان شبهه ها را در مورد فعالیت زنان سکولار وارد می کنند و آن را زاده ی غرب و بی ارتباط با اکثریت زنان سرتاسر کشور می دانند؛ اتهامی که نادرستی آن با تحولات دو دهه ی گذشته ثابت شده است. یک بررسی سریع از تغییرات پانزده سال گذشته نشان می دهد که دغدغه های فعالین زنان سکولار با دغدغه های عموم مردم همراه بوده و اغلب سیاستمداران و ایدئولوژی پردازان حکومت را مجبور به پاسخ گویی کرده است: حال یا با اصلاح وضعیت و یا با تلاش برای یافتن توجیه های ایدئولوژیک برای قوانین و سیاست های تبعیض آمیزی که توسط حکومت پشتیبانی می شود.
انتقاد از برخورهای تبعیض آمیز در مواردی چون حضانت، ارث، دیه و شهادت، به فرهنگ مردمی رخنه کرده و موضوعات و سرفصل های هنر، ادبیات و رسانه را نیز به تسلط خود درآورده است. بسیاری از موضوعاتی که این زنان در پانزده سال اول انقلاب به آن پرداختند امروز جزئی از بحث های روزانه ی اصلاح طلبان مذهبی، روشن فکران، روزنامه نگاران، فرهیختگان، روحانیون آزادی خواه و سیاستمداران شده است. اکثر سیاستمداران، از جمله رئیس جمهور فعلی محمود احمدی نژاد، برای جلب حمایت عمومی و کسب آرا در انتخابات، تلاش می کنند که این دغدغه ها را در برنامه های خود بگنجانند و پیش از انتخابات وعده های خوشبینانه ای در مورد زنان بدهند.
کمیپن و فرآیند دموکراسیزاسیون
با آنکه کمیپن بر ایدئولوژی و سیاست و مخصوصا تلاش برای کسب منصب سیاسی تمرکز ندارد، اما ناگزیر با سیاست در هم آمیخته است. هدف هایی چون تغییر قوانین و ارتقای وضعیت زنان است که ساختار قدرت پدرسالار و دولت دین سالار را به مقاومت فرا می خواند. ، برای دوری جستن از دام فراگرد سیاسی، كمپین باید تلقیِ به مثابه ی یک حزب سیاسی بودن را از خود بزداید. کمپین این کار را با اتخاذ تاکتیک های آشكار و استراتژی مبتنی بر آموزش دموکراتیک انجام داده است. کمیپن از تمام بخش های جامعه جان می گیرد و هدفش دسترسی به همه ی آن هاست. استراتژی آن برای رسیدن به اهدافش "یک نفر، یک امضا، یک برخورد و یک رویداد همزمان" است و در نتیجه تعامل یک به یک بین کنش گران و شهروندان را در تمام ابعاد جامعه ارتقا می بخشد. فعالان با مردم رودررو می شوند، بحث می کنند، ادبیاتی تولید می کنند که قوانین مؤثر بر زنان را توضیح می دهد، و آن ها را تشویق به حمایت از کمپین می کنند. هدف، همراه کردن پتانسیل اجتماعی به وسیله ی تکرار فعالیت هایی زنجیروار است که پی در پی افزایش می یابند و در نتیجه فعالین را به نتیجه ی دلخواه نزدیک تر می کنند. این رویکرد، با آنکه طبیعتی اصلاح گرایانه دارد، اما از آن جا که از پیش بینی ناپذیری و آنی بودن تغییرات ناگهانی پرهیز می کند، کم خطرتر و پر ثمرتر است.
کمپین روشی شگرف را در یک تغییر دموکراتیک از پایین به بالا عرضه می کند که وجهه ای مهم در آموزش فرهنگ دموكراسی و گسترش آن است. از آن جا که کمپین می خواهد جنبشی فراگیر و مردمی باشد و از همه ی بخش های جامعه نیرو بگیرد، قادر به ارتباط و حضور در میان همه ی لایه های اجتماعی است: تحصیل کرده و بی سواد، مذهبی و سکولار، شهری و روستایی، سیاسی و غیر سیاسی، پیر و جوان و زن و مرد. جمع آوری امضا از یک نفر در یک زمان و با دیدارهای شخصی و گفت و گو با شهروندان عادی، به اعضای كمپین کمک می کند تا درک دقیقی از وضعیت زندگی زنان در شرایط گوناگون پیدا کنند. این برخوردها و تعاملات با به دست آوردن آنچه که در پی می آید تأثیر شگرفی بر زندگی زنان می گذارد:
الف. به نمایش گذاشتن فعالیت و شرکت افراد در جنبش های اجتماعی
ب. نشان دادن ارتباط اساسی بین قوانین اجتماعی و مشکلات مشخصی که زنان در گروه ها و شرایط گوناگون با آن مواجه اند
ج. فراهم آوردن محیطی انتقادی که زنان تجارب خود را با یکدیگر در میان بگذارند و موقعیت خود را نسبت به وضعیت ملی بسنجند و
د. حمایت و یاری به زنانی که ممکن است بیشترین نیاز را داشته باشند.
هر اندازه كه این ارتباط ها افزایش یابد، افراد بیشتری عضو می شوند، شبکه های ارتباطی بیشتری دایر می گردد، وجدان های بیشتری بیدار می شوند، ادبیات و پژوهش های بیشتری تولید می شوند، و فعالیت و هیجان بیشتری حاصل خواهد شد. این تعاملات و کنش های پی در پی، بنیاد یک فرهنگ مشارکتی را که برای گسترش دموکراسی لازم است بنا خواهد کرد.
در حالی که کمپین استقلال و هدف خود را حفظ می کند، نسبت به دیگر تلاش های اجتماعی برای بهبود وضعیت اجتماعی و اقتصادی لایه های محروم نیز بی تفاوت نیست. زنانی که در کمپین حضور دارند اغلب با کارگران، دانشجویان، و فعالین حقوق بشر همراه اند چرا که همه ی این جنبش ها نمایانگر تلاش هایی برای دفاع از حقوق بشر شهروندان است. کمپینی ها برای کمک به شناسایی مشکلات گوناگون اجتماعی در سازمان های غیردولتی نیز فعال هستند. بسیاری نیز در کمک به مردم مناطق حادثه دیده، یاری به بیماران ایدز، قربانیان زلزله، کودکان مورد تجاوز قرار گرفته و قربانیان خشونت های جنسی فعالیت کرده اند.
تهدید و فشار
اخباری که روزانه از ایران می رسد مأیوس کننده و بسیار دردآور است! به ندرت یک روز بدون خبر احضار فعالین دانشجویی و زنان و کارگران و حقوق بشر و فعالین سیاسی به دادگاه و بازداشت و ربودن و جریمه و یا محکومیت به زندان و/یا شلاق آن ها سپری می شود. زنان و دانشجویانی كه عضو کمپین های خواستار اصلاح و تغییر هستند آماج بیشترین حملاتند. در ماه های اخیر فعالین زنان عضو کمپین به دادگاه فراخوانده شده و با مجازات های سنگینی به خاطر حضورشان در کمپین مواجه شده اند.
فشار بر کمپین از زمان یک اعتراض مسالمت آمیز در میدان هفت تیر در خرداد 85 (جون 2006) و مواجه ی فعالین آن با نیروهای امنیتی، که بسیاری از آنان زنان باتوم به دست بودند، تا به حال ادامه داشته است. در حالی که بسیاری از شرکت کنندگان در آن زمان دستگیر شده و با پرداخت وثیقه آزاد شدند، بسیاری از آنان به خاطر حضورشان در آن رویداد و یا دیگر فعالیت های مرتبط با کمپین به دادگاه فراخوانده شده و با احکام سنگین مواجه شده اند. آخرین قربانی دلارام علی¬ست؛ یک فعال دانشجویی که در کمپین حضور دارد و به دو سال و ده ماه زندان و ده ضربه شلاق به خاطر حضورش در اعتراض سال گذشته محکوم شد.
با وجود رویکرد صلح آمیز، اصلاح طلبانه و دموکراتیک کمپین، دولت آقای احمدی نژاد آنرا مورد حمله قرار داده است. فعالیت های کمپین محدود شده است. آخرین هجمه به کمپین چندی پیش در سخنرانی یکی از مقامات ارشد به میان آمد كه خواسته ی مسالت آمیز کمپین برای هماهنگ ساختن قوانین جنسیتی ایران با کنوانسیون های بین المللی را رد كرد ؛ موضعی که به طور حتم فشار را روی کمپین و فعالین آن بیشتر خواهد کرد.
شگفت انگیز است که از سال 1368 (1990) به بعد حکومت به خاطر ایجاد تغییرات قانونی و ساختاری که در دهه ی شصت (1980) با آن مخالف بود به خود می بالد. بسیاری از این تغییرات، با وجود محدود و مشروط بودنشان، در نتیجه ی تلاش های زنان و با وجود محدودیت های حکومتی و علیرغم خواست حاكمیت به دست آمده است. عرصه هایی چون ورزش، آموزش، هنر، ادبیات، و علوم در آغازین سال های حکومت انقلابی برای زنان غیر قابل دسترس بودند. اگر امروز دریچه ها و فرصت هایی در این عرصه ها وجود دارد، دقیقا به خاطر تلاش ها و جان فشانی های زنان است. کسب اعتبار از طریق این تغییرات و هم زمان انکار نقش و اهمیت فعالین زنان که از سال 1357 (1980) برای این تغییرات تلاش می کرده اند، دورویی دولت مردان را نشان می دهد.
راه پیش رو
کمیپن از عده ای از فمینیست های سکولار همراه با بعضی از اصلاح طلبان زن مسلمان تشکیل شده و توانسته است آن چه که توماس ر. روکون یک "اجتماع انتقادی" می نامد را سامان دهد –اجتماعی از متفکرین و فعالین منتقد که جزو ساختار رسمی نیستند اما آگاهانه تعامل بین گروهی ای را سامان می دهند که نسبت به مشکلات اجتماعی حساسیت بر می انگیزاند.¹
اعضای کمپین برای ادامه ی حیات در یک حکومت دین سالار، با فضای سیاسی سرکوب کننده، ساختار قانونی محدود کننده و محیط فرهنگی محافظه کار، تلاش های شجاعانه ای کرده اند. آنان زنانی شجاع و مقاوم اند که نمی خواهندمثل خودشان فرزندانشان هم در معرض قوانین تبعیض آمیزی باشند که فرصت های آن ها را برای رشد شخصی، پیشرفت اجتماعی، و ارتقای شغلی مسدود کرده است – قوانینی که ازدواج های نامطلوب و ناخواسته را به آنان تحمیل می کند، آن ها را به هوس و اراده ی مردان خانواده و بازار کار وامی گذارد و هوش و ذکاوت و ارثیه شان را نیمی از آن چه به مردان اختصاص یافته به حساب می آورد.
کمپین نیز مانند تمام اجتماع های انتقادی دیگر که تغییرات اجتماعی را می سازند نمی پندارد که این تغییرات به محض آنکه اراده شوند اعمال خواهد شد. هیچ کس باور ندارد که این قوانین پدرسالار بزودی همگی ناپدید شوند یا آن قاضی ها و قانون گزاران مصمم یک شبه دل رحم می شوند. مسئولیت فعالین كمپین بسیار دشوار است. نه فقط به این خاطر که آن ها دارند قوانین تبعیض آمیز علیه زنان را به چالش می کشند، بلکه به این خاطر كه آنها هنجارهای نهادینه شده، رفتارهای روزمره، و قوانین اجتماعی حاکم بر تعاملات خانه و مدرسه و کار را نیز به چالش کشیده اند. آن ها در جامعه ای زندگی می کنند که سرشار از محدودیت های اجتماعی، خط قرمزهای سیاسی، بدبینی و خودخواهی، فامیل گرایی و گونه ای قبیله گرایی است. هیچ کدام از این عوامل برای تغییرات رو به جلوی اجتماعی و آرمان گرایی دموکراتیک امیدوارکننده نیستند.
با این حال، وظیفه ی کمپین بیدار کردن وجدان، توقعات، مطالبات و بسیج عمومی برای تغییر است. هنگامی که موضوع عمومی شد و خواست تغییر فراگیر گشت، جنبش زنان سکان مرکزی را به دست خواهد گرفت و انرژی و ضربآهنگ به مراتب قوی تری از آنچه که میان فعالین سال های دور دیده می شد تولید خواهد کرد. اگرچه اهداف کمپین گسترده و دورنگرانه است ، اما ظرفیت آن برای ایجاد تغییر و تحول بیشتر از هر وقت دیگری با نبض این زنان هماهنگ میباشد. تأثیر این تحولات تدریجی، پیوسته، محسوس و عملی است. هدف ایجاد تغییر است؛ خواه تغییر نگرش یک نفر در یک زمان باشد، خواه جلب حمایت یک مرد در یک روز باشد، یا خواه تلاش برای گشودن در بسته ای در موردی خاص.
با توجه به مشکلاتی که کمپین و فعالینش با آن مواجه اند، از دست دادن امید و توقف پیکار کار آسانی است. با اینحال این زنان نشان داده اند که هیچ بهانه ای اعم از تصمیم حکومت به متوقف کردن فعالین کمپین یا تصویب قوانین جدید و بازتفسیر آن ها برای ایجاد محدودیت برای حصول خواسته های کمپین، آنها را تسلیم نخواهد کرد. کمپین وظیفه اش را قبلا با به جا گذاشتن میراثی فراموش نشدنی برای نسل جدید فعالین که به دنبال وضعیت برابرتر در جامعه ی جهانی مدرن هستند انجام داده است.
1. See Thomas R. Rochon, Culture Moves; Ideas, Activism, and Changing Values. Princeton, NJ: Princeton University Press, 1998
این مقاله ترجمه ای است از مقاله ای با همین عنوان و به قلم نویسنده در بخش انگلیسی سایت تغییر برای
برابری منتشر شده به تاریخ 15 مرداد 86 ( 6 آگوست 2007 )
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
دهمین دورۀ مراسم تندیس صدیقه دولت آبادی ۱۳۹۲
کارت پستالهایی به بهانهی هشت مارس و به یاد همهی مبارزین راه برابری
بیانیه بیش از 350 تن از مدافعان حقوق زنان به مناسبت روز جهانی زن؛ زنان هر روز فرودستتر میشوند
لباسی که برای تن ما دوخته اند! /اعظم بهرامی
چالشها و چشمانداز فعالیت مدنی زنان
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
اخبار
|
گزارش كمپين
|
گفت و گو
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
مقالات
|
تاریخ شفاهی
|
خارج از چارچوب
|
کتابخانه
|
درباره کمپین
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
دستگیری ها
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
|
Other Languages
|
همراهان
|
«فراخوان کمپین ده روز با بهاره هدایت»
| English
|