|
تحصیل دختران، مبارزهای علیه قانون نابرابريكشنبه12 شهریور 1391 شمار بالایی از دختران که در کنکور امسال دانشگاه قبول شدند از انتخاب رشته های مورد علاقه محروم ماندند و همچنان سرگردانند. در روزهای اول انتشار این خبر، اعتراضهای بسیاری را به همراه داشت؛ شیرین عبادی، مدافع حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل در سال 2003 در نامه ای به جمعیت زنان سازمان ملل متحد از حذف پذیرش دختران و تعبیض علیه زنان در ایران خبر داد و تاکید کرد "در ادامه این روند حضور دختران در دانشگاه ها به کمتر از 50 درصد تقلیل خواهد یافت". در 25 مرداد ماه سال جاری، ائتلاف اسلامیزنان در نشستی مطبوعاتی پیرامون "بررسی تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها" به تصمیمات مسئولان در این زمینه اعتراض کردند و الهه کولایی، نماینده مجلس ششم خاطرنشان کرد "عدم اجازه تحصیل به دختران در رشته های مورد دلخواه شان اقدام تازهای نیست و در سالهای ابتدای انقلاب نیز با چنین موجی رو به رو بوده ایم". به گزارش ایلنا، معصومه ابتکار، رئیس کمیته محیط زیست شورای شهر تهران نیز مدعی شد "حذف دختران از رشته های دانشگاهی و تفکیک جنسیتی با آموزه های دینی و قانون اساسی ما مغایرت دارد". وزارت خارجه آمریکا در بیانیه ای نسبت به این تصمیم ابراز نگرانی کرده و حذف دختران را "عقب گرد جدی" برای جمهوری اسلامیخواند. خانواده های دانشجویان متقاضی اعتراض کرده و بسیاری از اساتید دانشگاه با امضای نامه های اعتراضی تفکیک و سهمیه بندی جنسیتی را تصمیمی"اشتباه" خواندند اما وزارت علوم مسئولیتی بر عهده نگرفت. ابوالفضل حسنی، مدیر کل شورای گسترش آموزش عالی وزارت علوم گفت "شورای گسترش آموزش عالی، هیچ گونه دخالتی در درج ظرفیت پذیرش دانشجو برای دانشگاه ها در پورتال سازمان سنجش ندارد. برای بررسی بیشتر دلایل این اقدام از سوی مسئولان، سایت جرس با ناهید حسینی استاد دانشگاه در لندن و فعال حقوق زنان در حوزه "زنان و آموزش در ایران" گفتوگو کرده است. تغییر برای برابری این متن را با اندکی تلخیص بازنشر میکند: طبق آمار دولت یکسال قبل از انقلاب حدود 32 درصد دانشجویان را دختران تشکیل میدادند که در سال 1382 به 63 درصد رسید. این رشد آمار از نظر شما به چه دلایلی اتفاق افتاد؟ با توجه به این که 60 درصد جمعیت ایران زیر 35 سال سن دارد، توقع و انتظار اکثریت جوانان بخصوص زنان با قوانین موجود همخوانی ندارد، در نتیجه با تناقضی در جامعه روبرو هستیم که همان تضاد بین سنت و مدرنیته است که ما از زمان انقلاب مشروطه تا به امروز با آن روبرو بوده ایم و من این پیشرفت دختران ایرانی در تحصیل را در همین چهارچوب میبینم. آنها علیه قوانین تبعیض آمیز مبارزه میکنند. هرچند که استفاده از اینترنت در ایران با محدودیت همراه است اما دسترسی به فضای آزاد رسانه مهیاست. 85 درصد مطالب در اینترنت به زبان انگلیسی بوده و در نتیجه جوانان به فراگیری زبان انگلیسی و استفاده از کامپیوتر و اینترنت ترغیب شدهاند؛ در واقعیت رویدادهای جهان قرار گرفته و کاستی های محیط خود را بهتر دریافتند. دلیل دیگر، ناامنی محیط خارج از خانه است که دختران را برای حضور در جامعه از سوی خانواده در فشار قرار میدهد، از طرفی عدم وجود مراکز ورزشی وتفریح گاه های سالم نیز مزید بر علت شد تا دختران برای رهایی از محیط بسته خانه و جامعه به دانشگاه پناه ببرند. از طرف دیگر پسران زمانی که دبیرستان را تمام میکنند باید به سربازی بروند، 21 ساله شده، به جامعه بازگشته و پس از دوری از تحصیل تعدادی از آنها به دنبال کار میروند. البته پسران به اندازه دختران در جامعه مردسالار تحت فشار نبوده و با توجه به مسئولیت مالی که بر عهده دارند به دنیای کار وارد میشوند و این خود دلیل دیگری برای فضای بیشتر تحصیل دختران است. با توجه به صحبت های شما، در جمهوری اسلامیفضا برای تحصیل دختران مهیا شد و دختران به دلایلی که ذکر کردید دانشگاه را انتخاب کردند. چه تغییر و تحولی باعث اجرای طرح تفکیک جنسیتی میان دانشجویان و دروس دانشگاهی شد؟ مجلس به دو دلیل تصمیم به سهمیه بندی میگیرد. تحصیل بیشتر دختران نسبت به همسرانشان باعث بی ثباتی در خانواده خواهد شد و از سوی دیگر مهارت بیشتر دختران باعث میشود که شغلهای بهتر در جامعه نصیب آنان شود. از 270 نفر نماینده مجلس 203 نفر رای مثبت به سهمیه بندی جنسیتی میدهند و این طرح به اجرا در میآید. البته این طرح سالهاست که توسط دولت ارائه شده و در طی پروسهای آشکارا و پنهان به اجرای آن پرداختهاند. سهمیهبندی محلی که امسال هم رشته تک جنسیتی و حذف زنان از رشتههای علمیدر ادامه همان برنامه به اجرا در آمد. در خصوص دروس دانشگاهی طرح به اجرا در آمده و چه بسیار دخترانی که از تحصیل در رشتههای مورد علاقه خود بازماندهاند. اما در مورد تشویق زنان به بچهدار شدن، اجرای طرح به طور کامل تحت اختیار دولت نیست. به نظر شما تا چه اندازه جمهوری اسلامیدر خانه نشین کردن زنان موفق خواهد شد؟ جمهوری اسلامینهایت تلاش خود را برای محدود کردن زنان انجام داده است؛ به راحتی میگویم که موفق نشدهاند و با بستن هر راهی، زنان راه دیگری را برای پیشرفت پیدا کردهاند. امروز در منطقه خاورمیانه، زنان ایرانی به عنوان زنان تحصیلکرده، مدرن و شرکت کننده در اجتماع مورد بحث هستند. البته دولت همواره با تکیه بر رسانهها سعی میکند فرهنگ خود را به درون مردم ببرد، برخی تاثیر میگیرند. محدود کردن رسانه های غیر دولتی باعث میشود که دولت هر روزه بر وظیفه یک زن به عنوان مادر و همسر تاکید کند. اما اگر بخواهیم در مورد اکثریت جامعه ایران صحبت کنیم با اطمینان میگویم که این طرح هم مانند بسیاری از طرح های دیگر با شکست مواجه خواهد شد. مثال این ادعایم انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 است؛ یکی از نیروهای عمده جنبش مدنی بعد از انتخابات، زنها و دانشجویان دختر بودند که چه در زمینه رهبری و چه شرکت فعال، بسیار موثر بودند. جمهوری اسلامیمتوجه خطری شد که از سوی زنان او را تهدید میکرد و دست به سرکوب جنبش زد و فشار مضاعف به زنان وارد آورد. یعنی شما معتقدید تفکیک و سهمیه بندی جنیسیتی دانشگاه ها در راستای سرکوب اتفاق افتاده است؟ بله. دختران و پسران را از یکدیگر جدا کرده و رشتههای دانشگاهی را تک جنسیتی کردند، زیرا میدانند قرار گرفتن دختران و پسران کنار هم از نظر فکری و اجتماعی باعث همکاری و رشد بیشتر آنها میشود. سهمیه بندی منطقه ای نیز در همین مجموعه قرار میگیرد؛ دختری از شهرستان که در کنکور دانشگاه رتبه دو رقمیآورده است باید در بهترین دانشگاههای ایران رشته پزشکی قبول شود اما جای خود را به پسری میدهد که دارای رتبه سه رقمیبوده و در تهران زندگی میکند. هدف جمهوری اسلامیجلوگیری از دوری دختران از محیط خانواده است زیرا دختری که بعد از دبیرستان در همان محیط شهرستان به دانشگاه رود نه محیط و نه اطرافیانش تغییر نکرده، در نتیجه از نظر اجتماعی و فکری نمیتواند رشد مناسبی پیدا کند. جلوگیری استفاده زنان از حقوق دانشگاهی خود نوعی سرکوب محسوب میشود. برخی معتقدند که این تصمیم برای ایجاد تعادل میان تحصیلکرده های دختر و پسر پایه ریزی شده است. اجرای این طرح با توسل به سرکوب یا به بهانههای دیگر چقدر میتواند تعادل جمعیت تحصیلکرده را تغییر دهد؟ باید دقت کرد که تعداد بیشتر دختران در دانشگاهها فقط مختص ایران نیست، یک مسئله بین المللی است، در کشورهای دیگر از این امر در رشد اقتصادی کشورشان بهره میگیرند ولی در ایران در سالهای 90 و 91 میزان حضور دختران را در دانشگاه ها به 50 درصد رساندهاند، این کاهش 13 درصدی یک قدم موفق برای تصمیمات جمهوری اسلامیبوده است. اما صدمه به رشد تحصیلی عمومیزده است. امروز انتخاب دانشجو بر اساس توان و قابلیت او نیست بلکه معیار انتخاب، جنسیت اوست. در نتیجه سطح دانش در دانشگاه ها پائین آمده است و در طولانی مدت به جامعه لطمه خواهد زد. دخترانی هم که از شهرستان های کوچک خود نمیتوانند خارج شوند ضربه میخورند زیرا نتوانسته اند برای بالا بردن سطح علم و آگاهی خود از امکانات بیشتری برخوردار شوند. امروز مشکلات اقتصادی خانوادهها بیشتر شده است و یک درآمد نمیتواند پاسخگوی نیازهای خانواده باشد در نتیجه اگر زن نتواند کار کند اقتصاد همان خانواده فلج میشود. از نظر اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی لطمه بزرگی وارد خواهد آمد و تعادل را به شکل منفی بر هم خواهد زد. امروز در بسیاری از کشورها تعداد دختران دانشجو بیشتر از پسران است،حتی در قطر به میزان 7 دختر یک پسر به دانشگاه میرود ولی معنایش این نیست که زنان از حقوق مساوی با مردان برخوردارند. در ضمن تاکید میکنم که بالا بودن تعداد دختران در دانشگاه ها طبق تحقیقات بینالمللی، راهی است برای اثبات هویت خود و همین طور مبارزه علیه شهروند درجه دوم بودن خود و چه بسا لزوما مساوات جنسیتی را به بار نخواهد آورد. آیا راهی برای مقابله دختران با تبعیض دیگری که برایشان اتفاق افتاده، وجود دارد؟ تاریخ مبارزات زنان نشان داده است که هر وقت راهی بر آنان بسته شد، راه دیگری پیدا کردند. از فرصت دیگری برای نشان دادن برابری خود با مردان استفاده کردند. به نظر من جمهوری اسلامیبه طور موقت و مقطعی میتواند از رشد زنان با توسل به این محدودیتها و سرکوب جلوگیری کند، اما دیری نخواهد گذشت که زنان راه دیگری برای مبارزه پیدا میکنند. |