|
كارآفريني توسعه و زنانپنج شنبه2 شهریور 1391 خبرگزاری بین المللی وفا : بسياري از زنان به كارآفرينيهاي اجتماعي تمايل دارند و به همين دليل توانمندي بسياري از آنها در قالب سازمانها و نهادهاي مردم نهاد و همچنين ارائه خدمات آموزشي و پرورشي ظهور و بروز پيدا ميكنند و اگر يك حلقه مناسب اطلاعاتي شكل بگيرد ميتواند اين توانمنديها را چندبرابر كند. كارآفريني در دنياي امروز، يك فرآيند اجتماعي ـ اقتصادي است كه حتي به باور بسياري از انديشمندان بهعنوان محور توسعه عمل ميكند. يكي از مهمترين دلايلي كه جايگاه كارآفريني را تا اين حد پر اهميت ساخته، عامل «خلاقيت» و «آفرينش» است، زيرا كارآفريني از هر جنسي كه باشد يك مفهوم متفاوت و متمايز از روزمرگيها و عادتهاي جاري در خود نهفته دارد كه همين عامل تمايز منجر به شكلگيري زنجيره ارزشافزوده ميشود. از آنجا كه مفهوم كارآفريني ابعاد مختلفي را پوشش ميدهد نياز است تا هر كدام از اين ابعاد به صورت مستقل مورد بررسي قرار گيرد. به عنوان مثال توجه به كارآفريني از نقطه نگاه زنان يا جوانان، كارآفريني از نقطه نگاه نوع كسب و كار، كارآفريني از نقطه نگاه ميزان خلاقيت و ريسكپذيري همه ابعادي است كه نياز است به صورت جداگانه مدنظر قرار گيرد. اين توجه تخصصي در نهايت به تعميق اين مفهوم و همچنين گسترش حوزههاي عملياتي آن منجر ميشود. بهعنوان مثال، زنان كارآفرين دغدغههاي مشتركي دارند كه توجه به آنها، مستند كردن آنها و همچنين به اشتراك گذاشتن آنها منجر به گسترش اين امر بين زنان ميشود، چرا كه به اين وسيله ميتوان علايق مشترك را منتشر كرد، تهديدها را به حداقل رساند و فرصتها را بين اعضايي كه منافع مشترك دارند بسط داد. به عنوان مثال در حوزه زنان، بسياري از زنان به كارآفرينيهاي اجتماعي تمايل دارند و به همين دليل توانمندي بسياري از آنها در قالب سازمانها و نهادهاي مردم نهاد و همچنين ارائه خدمات آموزشي و پرورشي ظهور و بروز پيدا ميكنند و اگر يك حلقه مناسب اطلاعاتي شكل بگيرد ميتواند اين توانمنديها را چندبرابر كند. علاوه بر حوزه زنان، كارآفريني از نظر جوانان نيز بسيار حائز اهميت است. بويژه اين امر در شرايط كنوني كشورمان از نقش كليديتري نيز برخوردار است. به عبارت بهتر هماكنون بيشترين نرخهاي بيكاري در دو گروه عمده يعني «زنان» و «جوانان» مشاهده ميشود و توجه به اين دو گروه علاوه بر نقش پيشگيرانه ميتواند به شكلگيري حلقههاي ارزشافزوده كمك كند. توجه به كارآفريني زنان و جوانان از يك رويكرد ديگر نيز حائزاهميت است. اين دو گروه، بخش مهمي از توان اجتماعي جامعه ايران را تشكيل ميدهند. بخش مهمي از هزينههاي آموزش عالي ايران در بخش زنان صرف ميشود و اگر بخواهيم گزينه جوانان را نيز به اين گردونه اضافه كنيم، آنگاه بيراه نيست بگوييم تقريباً كل هزينههاي آموزشي كشور براي اين دو گروه صرف ميشود و كارآفريني فرصتي فراهم ميآورد تا بتوانيم از اين سرمايهگذاريهاي آموزشي بهترين و بيشترين استفاده را داشته باشيم. اگر نهال كارآفريني زنان و جوانان عمق بگيرد، بسياري از مشكلات اجتماعي حل خواهد شد؛ به دليل اينكه كارآفريني تنها براي موسس كسب و كار منافع ندارد، بلكه حلقهاي از منافع براي صاحبان منفعت مختلف ايجاد ميكند و هر قدر اين حلقه وسيعتر و گستردهتر باشد به همان ميزان آسيبهاي اجتماعي كمتر ميشود. در پايان خوب است به اين نكته توجه داشته باشيم كه بدنه زنان و جوانان جامعه ايراني توانمندي كارآفريني را در بطن خود نهفته دارد، مشروط بر آنكه زيرساختهاي لازم براي اين منظور ايجاد شود. در اين صورت ميتوانيم انتظار داشته باشيم اين نخبگان موجب ايجاد پويايي در بدنه آن شوند و همين امر منجر به تقويت موتور محركه توسعه اقتصاد ايران شود. |