شماره مقاله: 9787

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article9787



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

حجاب زنان ایرانی: خوانش‌های دو قطبی و رومانتیک سازی مقاومت / نفیسه شریفی

پنج شنبه12 مرداد 1391


بی بی سی: در حین تحقیقی که زمستان سال گذشته در تهران انجام دادم با زنانی از گروه‌های سنی مختلف در مورد حجاب‌شان صحبت کردم: این که چرا حجاب دارند، و چه حسی نسبت به آن دارند. پاسخ‌ها و دلایلشان آن قدر متنوع بود که به سختی می شد آن‌ها را در گروه‌های از پیش تعیین شده‌ و مشخصی همچون محجبه/ بدحجاب/بی‌حجاب دسته بندی کرد.

بعضی به من گفتند که تنها چند ماهی پیش از پیروزی انقلاب ۵۷ حجاب گذاشته‌اند و تعدادی از آن ها این کار را به رغم مخالفت شدید خانواده‌هایشان انجام داده‌اند. در این میان کسانی هم بودند که بعد‌ها در جریان اشغال سفارت آمریکا و یا در سال‌های جنگ چادر گذاشتند.

یکی‌ دیگر برایم گفت که آن موقع حجاب برایم جنبه‌ اعتقادی داشت تا سیاسی، ولی الان سیاسی است تا نشان بدهم کسانی که مخالف حکومت هستند و یا در تظاهرات اعتراضی به حکومت شرکت می‌کنند تنها زنان غیر محجبه و آدم‌های غیر مذهبی نیستند، زنان چادری هم هستند - با این که خودش دیگر اعتقادی به چادر نداشت. دیگری می‌گفت که چادرش را پس از انتخابات ۸۸ برداشت چون احساس کرده بود نماد حکومت است و دولت بیشتر از این که تاکیدش بر حجاب باشد بر چادر است. در مقابل دختری که عضو فعال بسیج دانشگاهش است به من گفت که چادر برایش جنبه اعتقادی دارد تا سیاسی ولی اگر در جایی جنبه سیاسی نیز پیدا کند برایش مساله‌ای نیست. برای تعدادی دیگر از زنان جوان، چادر نه جنبه اعتقادی دارد نه سیاسی صرفاً پوششی است که در آن بیشتر احساس امنیت و آرامش می‌کنند. عده‌ای هم البته به اجبار خانواده، محل تحصیل یا کار چادر سر کرده‌اند. دختر جوانی برایم گفت که به خاطر پدر و مادرش باید چادر سر کند با آن که خودش دوست ندارد برای همین تا آن جا که برایش ممکن باشد سرش نمی‌کند، چادرش را مثلاً توی کیفش می‌گذارد و نزدیک خانه سر می‌کند.

دختری دیگر برایم از تجربه دستگیری‌اش توسط گشت ارشاد گفت که به خاطر مانتو کوتاه دستگیرش کرده‌اند و همچون مجرمان از او عکس گرفته‌اند و برایش پرونده تشکیل داده‌اند بعد هم مانتو را ضبط کرده‌اند و خواسته‌اند تا مادرش مانتوی بلندتر و گشادتری برایش بیاورد. او گفت که آنها پرونده را بعدا دور می‌اندازند ولی با خنده اضافه کرد که من از آن زمان به بعد همیشه چادری به همراه دارم که به محض این که ماموران ارشاد نزدیک می‌شوند به سر می‌کنم. از دختر دیگری که تجربه دستگیری توسط گشت ارشاد را همان شب قبل از گفت‌وگو داشت پرسیدم چه حسی نسبت به این حجاب "زورکی" داری؟ مکثی کرد و گفت متأسفانه عادت کرده‌ام. خیلی‌های دیگر هم که اعتقادی به حجاب ندارند وقتی این سؤال را ازشان پرسیدم ابتدا برای لحظاتی فکر می کردند تا جواب بدهند و خیلی‌هایشان هم بدون مکث می‌گفتند هیچ حسی. خانمهایی هم بودند که می‌گفتند از حجاب متنفرند و از همان ابتدا که اجباری شد تا مدتها حجاب نداشتند و بعد هم که اجباری شد تا آنجا که برایشان مقدور بود سعی کرده‌اند از آن فرار کنند.

تلاش ناموفق برای دسته‌بندی این زنان که تنها جامعه آماری کوچکی از زنان ساکن تهران را تشکیل می دهند نشان می‌دهد که تا چه میزان مفهوم حجاب در جامعه ایرانی چندلایه و چند وجهی است. حجاب معنای یکسانی برای تمام زنان محجبه و معتقد ندارد همانطور که زنان غیرمحجبه و غیرمذهبی نیز برخورد یکسانی با نوع پوشش و مساله حجاب ندارند. به نظرم در این‌جا باید دو نکته را که عموماً در بحث حجاب و به طور کلی زنان در کشورهای اسلامی نادیده گرفته می‌شوند مورد توجه قرار داد:

اول این که اشتباه است اگر فکر کنیم زن ایرانی هیچ نقش وعاملیتی در مواجهه با کنترل‌کننده‌های اجتماعی، فرهنگی و مذهبی ندارد. همان طور که تنوع در پوشش و حجاب نشان می‌دهد زنان با وجود حجاب اجباری به طرق مختلف سعی می‌کنند تا هویت زنانه‌شان را به نمایش بگذارند. هر یک از این انواع پوشش در نگاه دیگران ـ چه زن و چه مرد ـ در برگیرنده‌ معنایی است. برای مثال حتی در بین زنان چادری، انواع چادر، از چادر چرخی معمولی گرفته تا لبنانی، ملی، دانشجویی، قجری و غیره، تا نوع پوشش زیر چادر از روسری‌های رنگی و بلوز و شلوار، مانتوهای کوتاه و تنگ گرفته تا مقنعه و مانتوهای گشاد با رنگهای تیره نشانگر تیپ شخصیتی و مذهبی متفاوتی است.

دومین مساله خوانشی است که از رفتار زنان و نوع واکنش‌شان در مواجهه با حجاب یا بی حجابی اجباری ارائه می‌دهیم. یکی از معمول‌ترین روشها استفاده از تقابل های دوگانه‌ای همچون مقاومت/ فرمانبرداری در تحلیل رفتار زنان است که بدون توجه به پیچیدگی معانی، پوشش زنان را در نهایت به دو قطب بی‌حجاب/ محجبه تقلیل می‌دهد.

در مطالعه زنان «جنبش مسجد» در قاهره، صبا محمود، استاد مردم‌شناسی دانشگاه برکلی در کتاب «سیاست پرهیزکاری: احیای اسلامی و سوژه‌ی فمینیست» نگاه لیبرال غربی را مورد انتقاد قرار می‌دهد که در آن عاملیت تنها در براندازی و زیرسوال بردن هنجار معنا پیدا می‌کند. برای محمود عاملیت به معنای مقاومت نیست. او در مشاهدات و مصاحبه‌هایش با زنان اهل قاهره که در انتهای دهه ۹۰ جمع‌آوری شده است به این نتیجه می‌رسد که حضور زنان و مشارکت فعال آن‌ها در کلاسهای مذهبی مساجد و حتی حجاب گذاشتن آن‌ها نه در راستای مقاومت و ارائه خوانش زنانه‌ای از دین بلکه برای رسیدن به ایده‌آلی است که از پرهیزکاری دارند.

به تعبیر محمود، آزادی و رهایی برای این زنان معنای یکسانی با تصور جهانشمولی که از آزادی در نگاه فمنیست‌های لیبرال وجود دارد، ندارد. پیش از مطالعه‌ محمود، لیلا ابولغد، استاد علوم اجتماعی دانشگاه کلمبیا نیز در مطالعه‌اش بر طایفه‌ صحرانشین اولادعلی در مصر بر این نکته تأکید می‌ کند که «مقاومت باید به مثابه مشخصه‌ [diagnostic] قدرت» به کار گرفته شود. محدود کردن تلاش پژوهشی به یافتن الگوی مقاومت و یا کسانی که مقاومت می‌کنند باعث می‌شود تا تنوع روابط قدرت را که در سطوح و موقعیت‌های مختلف در جریان است را نادیده بگیریم. به عقیده‌ او آن دسته از رفتارهای زنان اولادعلی که در تضاد با هنجارها به نظر می‌رسد را نمی‌توان نشان از شکست سیستم‌ ارزشی این طایفه دانست. به تعبیر ابولغد این رفتارها را نه باید ابتدایی و بدوی دانست و نه نشان از آگاهی فمنیستی این زنان، بلکه باید به معنای رفتار و زمینه وقوع آن در نزد خود زنان پی‌برد.

بر این اساس ساده‌انگارانه است اگر تنها بدحجابی یا بی حجابی زنان را به عنوان شکلی از مقاومت در برابر حجاب اجباری و حکومت بازخوانی کنیم و زنان محجبه را بدون درک معنایی که حجاب برایشان دارد در دسته فرمانبرداران از حکومت قرار دهیم. در میان این دو قطب، پیوستاری از کنش‌ها و معانی وجود دارد که بیش از هرچیز می‌تواند نشانگر پیچیدگی روابط قدرت در جامعه ایرانی باشد. قدرت تنها در رابطه میان حکومت و زنان معنا پیدا نمی کند. در عرصه‌ عمومی هم حکومت تنها یک جلوه از فرهنگ مردسالار/ پدرسالاری است که کنترل‌کننده‌ حضور تنانه‌ زنان است. متلک‌ها، دستمالی‌ها و نگاه‌های زنان و مردان بدون حضور گشت‌های ارشاد نیز به زنان پیوسته یادآوری می‌کنند که چگونه باید لباس بپوشند یا چگونه رفتار کنند.