شماره مقاله: 9660

مسیر:
صفحه اول > اخبار

لینک مستقیم:
/spip.php?article9660



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

روایت منتشرنشده «جواد مجابی»از گفت‌وگو با «منصوره حسيني» : مرگ نقاش تنها

يكشنبه11 تیر 1391


گروه هنر شرق ، پرويز براتي: «منصوره حسيني» در تنهايي و سكوت درگذشت. جسد او 15 روز پس از مرگش توسط همسايگان پيدا شد تا تهران در روزهاي آغازين تابستان، شاهد مرگ تراژيک نقاش تنها باشد؛ مرگي كه زنگ خطر مهمي را در ذهن‌ها به صدا در آورد: آيا مرگ در تنهايي، سرنوشت محتوم پيشكسوتان هنر و ادبيات اين سرزمين است؟ حسيني كه از نقاشان پيشگام ايران محسوب مي‌شد در سال‌هاي اخير با بيماري دست و پنجه نرم مي‌كرد. سال گذشته به دليل بيماري قلبي و كهولت سن در بخش سي‌سي‌يو بيمارستان شهداي «تجريش» بستري شد و 24خرداد در منزلش درگذشت. از آنجا كه در تنهايي زندگي مي‌كرد جسد او روز پنجشنبه هشتم تير- 15 روز پس از درگذشتش- توسط همسايگان به پزشكي قانوني منتقل شد. جزييات مراسم خاكسپاري و تشييع او هم به‌زودي اعلام مي‌شود. او همسر «چنگيز شهوق» بود؛ نقاش و مجسمه‌ساز نوگراي ايران كه ۲۱ شهريور ۱۳۷۵ در سكوت و بي‌خبري در تهران در گذشت، گويي سرنوشت اين زوج هنرمند چنين بود كه در تنهايي با جهان و مردمانش خداحافظي كنند. حسيني چندي پيش در تماس‌هايي كه خبرنگار «شرق» گاه‌به‌گاه براي احوالپرسي او صورت مي‌داد، در مورد حال‌وهواي خود و فعاليت‌هاي هنري‌اش گفته بود: «اين روزها با وجود بيماري نقاشي مي‌كنم، چون اگر نقاشي نكنم بستري مي‌شوم. گاهي آدم يك عمر، كاري را با شوق ادامه داده و ديگر نمي‌تواند آن را كنار بگذارد. تابلوهايم هم حال‌وهوايي عرفاني و معنوي دارند و در آنها به كاربرد خط توجه ويژه‌اي داشته‌ام.» او كه از سال 1348 صاحب گالري‌اي به نام «منصوره حسيني» شده بود، در گالري‌اش به‌ندرت نمايشگاه برپا مي‌كرد زيرا نگاه خاص خود را به حرفه گالري‌داري داشت. اين نقاش در كنار فعاليت هنري به ادبيات هم گرايش داشت. چند سال پيش رماني به نام «پوتين گلي» از او منتشر شد. «پوتين گلي»، رماني عاشقانه بود كه داستان زندگي يك دختر نقاش خارجي را بازگو مي‌كرد. منصوره حسيني 86 سال پيش در تهران به دنيا آمد. سال ۱۳۲۸ ليسانس نقاشي‌اش را از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران دريافت كرد. سپس در سال ۱۳۳۸ از آكادمي هنرهاي زيباي رم پايان‌نامه گرفت. هنگامي كه منصوره حسيني در دانشكده هنرهاي زيبا آموزش خود را آغاز كرد، اين دانشكده چهار، پنج سال بيشتر نداشت. استادان او، حيدريان، وزيري، صديقي، مقدم، رولان دوبرول و مارت سلستين‌آيو (خانم امين‌فر) بودند. در مدتي كوتاه، حسيني با پژوهش بسيار از بند آموخته‌هاي خشك دانشكده رهايي يافت و شيفته آزادي امپرسيونيست‌ها و پست‌امپرسيونيست‌ها شد.

او خود در اين‌باره مي‌نويسد: «مادام آشوب مرا تشويق مي‌كرد ولي حيدريان متلك مي‌پراند و مي‌گفت سزانـَك شده‌اي، در حالي‌كه من اصلا سزان را نمي‌شناختم و سال‌هاي آخر دانشجويي بود كه كم‌كم با كارهاي او آشنا شدم.» بعد از فارغ‌التحصيلي از دانشگاه(۱۳۲۸) به‌عنوان نقاشي نوگرا فعاليت خود را ادامه داد و در چند نمايشگاه گروهي شركت كرد و سرانجام در اسفند ۱۳۳۳ براي ادامه تحصيل به ايتاليا رفت. در آكادمي هنرهاي زيباي رُم پذيرفته مي‌شود و اجازه مي‌يابد تا در سال دوم نام‌نويسي كند. استادراهنماي او امريكو بارتولي است كه در نقاشي فيگوراتيو شيوه‌اي آزاد دارد. در سال ۱۳۲۵ منصوره حسيني از اولين هنرمندان ايراني بود كه در دوسالانه ونيز حضور پيدا كرد. در سال ۱۳۳۶ نگارخانه «وانتاجو» در شهر رم نمايشگاهي از ۱۹ پرده نقاشي او را به تماشا ‌گذاشت و گزارشگر هنري روزنامه دومنيكا در اين‌باره نوشت: «به‌نظر مي‌رسد كه منصوره، نقاش آينده‌دار ايراني و ميهمان عاشق رم، هوشمندانه از «مكتب رم» بهره گرفته و حال‌وهواي نقاشي ما را با پيچيدگي تزييني و خيالي نقاشي قديم ايراني درآميخته‌است.» او كارهايش را در نمايشگاه‌هاي انفرادي و گروهي بسياري در ايران، ايتاليا، چكسلواكي، يوگسلاوي، از جمله دوسالانه‌هاي تهران (۱۳۳۷ تا ۱۳۴۵) دوسالانه (بي‌ينال) ونيز (۱۳۳۵)، چهارسالانه رم (۱۳۳۷) نشان داد و چند جايزه از جمله: نمايشگاه «نقاشان آسيايي در رم» (۱۳۳۷)، مسابقه ثبت زيبايي‌هاي رُم (۱۳۳۸)، مسابقه نقاشي از مناظر شهرستان جوواني كامپانو (۱۳۳۸)، نمايشگاه ملي هنر معاصر «الهام از حيات نبات» (۱۳۳۸) را دريافت كرد. همچنين در سال‌هاي اخير آثار او در نمايشگاه مروري بر آثار در فرهنگسراي نياوران ۱۳۷۷ و پنجمين نمايشگاه «پيشگامان نوگرايي در ايران» در موزه هنرهاي معاصر ايران (۱۳۸۳) نشان داده شد. ارديبهشت 1388 سير تحول آثار منصوره حسيني در قالب نمايشگاهي مهم در موسسه صبا بر پا شد. حسيني نخست با الهام از خط كوفي دست به ابداعات جديد زد و سپس خطوط ابداعي خود را تبديل به يك ويژگي سبك‌شناختي و زيبايي‌شناسانه خاص كرد؛ به نحوي كه با آن موفق به ايجاد سمفوني و ريتم و حركت به نحوي غيرمستقيم همچون نت براي موسيقي در رويكرد نقاشانه خود شد. اين ويژگي برگرفته از روح عرفان اسلامي، معنويت شرقي و كليت فرهنگ ايراني است.