|
جداسازي جنسيتي كتابهاي درسيپنج شنبه13 بهمن 1390 روزنامه شرق / مهدي بهلولي در روزنامه شرق، سهشنبه 27/10/90 از زبان حاجيبابايي، وزير آموزشوپرورش آمده بود كه با توجه به بند 2/14 سند تحول بنيادين آموزشوپرورش، كتابهاي درسي بر اساس تفاوتهاي جنسيتي ميان دختران و پسران به نگارش درخواهند آمد. گرچه هنوز جزييات اين برنامه روشن نيست و وزير نيز توضيحات بيشتري نداده است اما شايد بهتر باشد كه درباره اين سخن وي، اندكي درنگ كنيم. پيش از هر چيز نگاهي مياندازيم به بند 2/14 سند تحول بنيادين: «متناسبسازي فضاهاي فيزيكي، آموزشي و تربيتي، با نيازهاي ويژه و تفاوتهاي جنسيتي دانشآموزان، با تاكيد بر فراهم آوردن الزامات نهادينهسازي فرهنگ ايماني و عفاف و پوشش و رعايت احكام محرميت در محيط.» ناگفته نماند كه اين بند، يكي از بندهاي بخش «هدفهاي عملياتي و راهكارها»ي سند تحول بنيادين آموزشوپرورش است. اما نكته اين است كه در آن، به جداسازي و تفكيك جنسيتي كتابهاي درسي دختران و پسران هيچ اشاره روشني نشده است و موضوع بيشتر روي محيطهاي آموزشي و شرايط فيزيكي آنهاست و نه كتابهاي درسي. تا آنجا هم كه من خوانده و ديدهام در سراسر سند ملي آموزشوپرورش هم، آشكارا از جداسازي و جدا نوشتن كتابهاي درسي دختران و پسران، سخني نيست. بنابراين گويا وزير از اين بند سند برداشت و فهم شخصي خود را گفته كه پيداست برداشتي به دور از متن و تا اندازهاي شگفتانگيز است. اما اين نگرش وزير- كه چندان هم تازه نيست و در گذشته نيز از زبان علي احمدي، وزير پيشين آموزشوپرورش بارها شنيده شد- نشاني است از بيپايگي اين سخن، كه «با نوشتن سند ملي آموزشوپرورش، از كارهاي سليقهاي در آموزشوپرورش جلوگيري خواهد شد.» سند ملي آموزشوپرورش، سند يكدستي نيست و نوشتن و فراهم آوردنش، سالها به درازا كشيده است. براي نمونه در بخشهايي از آن، بر همياري فرهنگيان پافشاري شده است كه برنامه و طرحهاي آموزشي و پرورشي نبايد بدون آگاهي آنها نوشته شده و به اجرا درآيد. اما در اين سند گفته نشده است كه اگر وزيري، به اين همكاري باور نداشته باشد و هر چند روز به يكباره طرحي نو دراندازد، چه ميتوان كرد؟ آيا هماكنون و درباره همين سخن وزير كه كتابهاي درسي دختران و پسران بايد جدا نوشته شوند بهراستي از آموزگاران نظري پرسيده شده است؟ در برخي رسانهها، آمده بود كه شماري از كارشناسان خود آموزشوپرورش نيز از چنين برنامهاي، آنچنان خبر و آگاهي درستي نداشته و ندارند. در شهريورماه و روزهاي نخست مهرماه امسال نيز از زبان برخي كارگزاران آموزشي، گفته شد كه گويا قرار است دانشآموزان پيش دبستاني، تفكيك جنسيتي شوند. آن زمان هم، به سند ملي آموزشوپرورش استناد شد اما پس از چندي، اين خبر تكذيب شد و خوشبختانه اين جداسازي انجام نگرفت. از همين نمونهها به آساني ميتوان دريافت كه گويا جلو سليقه وزيران آموزشوپرورش و رفتارها و برنامههاي شخصيشان را نميتوان گرفت. 1- جداسازي كتابهاي درسي، تا كجا پيش خواهد رفت، آيا همه پايههاي تحصيلي را در برخواهد گرفت؟ آيا اين برنامه، در دانشگاه نيز پياده خواهد شد؟ يا نه در دانشگاه، درسها دخترانه- پسرانه ندارند و تنها اين درسهاي مدرسههايند كه اينچنين هستند؟ 2- گستره اين جداسازي تا كجاست؟ آيا همه درسها بايد جدا نوشته شوند؟ براي نمونه آيا هندسه دخترانه با هندسه پسرانه، فرق ميكند؟ كجاي جهان چنين چيزهايي هست و چرا ما تاكنون چنين چيزهايي نشنيدهايم؟ يا نه تنها پارهاي از درسها را دربر ميگيرد؟ آنگاه سنجه اين جداسازي درسها چيست؟ كدام درس و با چه سنجهاي بايد جداگانه نوشته شود؟ 3- پيامد و دستاورد اين كار چيست و كدام نابساماني اين آموزش كمكيفيت را بهبود خواهد بخشيد؟ آيا چنين برنامهاي، تاكنون و در سطحي خرد به اجرا درآمده و پيآوردهايش سنجيده و ارزيابي شده است تا پس از آن، سراسري به اجرا درآيد؟ 4- آيا برخي تفاوتهاي فيزيكي و روحي ميان مردان و زنان، ميتواند دليل و بنيادي باشد براي هرگونه جداسازي؟ براي نمونه، آيا زن و مرد در تغذيه نيز بايد جدا باشند؟ آيا در جداسازي، نبايد استدلال و گواه استواري به ميان آورد؟ باري، پرسشهايي اينچنين بسيار هستند. بنابراين بهتر مينمايد كه كارگزاران آموزشي، در انجام برنامهاي نوين، كمي هم به انديشه و فرهنگ مردم و آموزگاران ارزش دهند و دست از رفتارهاي سليقهاي بردارند. |