|
رخشان بنی اعتماد: در ميانهي میدان فریاد می زنمشنبه12 آذر 1390 تغییر یرای برابری - این روزها، تحقیر و توهین به زنان در اشکال گوناگون آنقدر دامن گستر شده که جدا از تریبون های رسمی و نماز جمعه که همواره میدان حمله به زنان بوده مدتی است تریبون های سینمایی هم بدانها افزوده شده و بازیگران زن را آماج حمله قرار داده است. کارگردان فیلم «یوسف پیامبر» برای بار دوم مجددا به بازیگران سینما توهین کرده است. بار نخست پنج تن از بازیگران زن در اعتراض نامه ای واکنش نشان دادند و اکنون رخشان بنی اعتماد در نامه ای انتقادی اعلام کرده است که:« من، رخشان بنياعتماد، به عنوان مادر ناصالحان خانواده سينما، نه جواب به یاوه گو، که بیداد این هرت آباد بی صاحب را، در ميانهي میدان فریاد می زنم.». جالب این که برخوردهای توهین آمیز به زنان هیچگاه با واکنش قضایی رو به رو نبوده است. متن کامل نامه ی رخشان بی اعتماد را در زیر آمده است: «چندي پيش تازهبه دوران سينمارسيدهاي، دهان باز كرد و آنچه در خور خودش بود به بازيگران سينما نسبت داد. با خود گفتم جواب ابلهان خاموشيست و در فضای عفونتزدهي حاضر همان بهتر كه چشم بر عجايب اتفاقيهي هر روز و گوش بر كوس گفتههاي توهمزا و هوهوي كركسان و ناكسان بيندي. پنج بازيگر جوان كه "همه" دخترم بودند، تاب نياوردند و جوابي محترمانه در شأن خودشان و نه در حد پاسخ به گوينده، دادند. امروز در خبرها ميخوانم كه گويندهي دهانلجنزده، مصداق پاسخ را بلند كردن چوب و فرار گربهدزده تعبير كردهاست. چوب را بايد بر فرق فضاي فرهنگي و هنري كوبيد كه زمانه را به نفع بردن و خوردن و بزرگنما شدن آدمكوتولهها گردش دادهاست كه با دهان گشاد و نظر تنگ، دنيا را از زاويهي عقل نارس و اميال سركوبشدهشان ميبينند. گربهدزدها، گرگهاي حريص چشم و دل سيريناپذير، بر سر سفرههاي رانت هاي اعطايي هستند كه با امكانات نامحدود كارفرما ميشوند و سيريالها ميسازند و امرمشتبهبرخود ميشوند كه كاري كردهاند كارستان... به حكم اعتقادات مورد ادعاي خود گوينده، او بايد به شلاق مجازات تهمت ، سياه و كبود شود اما ميدانم برخورد مدني و شكايت به محكمه بردن دراين وانفسا در پيچش و خمش حاميان ايشان ره به تركستان ميبرد. هم او افاضه کرده است که پاسخگويان ناصالح اند. من، رخشان بنياعتماد، به عنوان مادر ناصالحان خانواده سينما، نه جواب به یاوه گو ، که بیداد این هرت آباد بی صاحب را ، در ميانهي میدان فریاد می زنم.» |