شماره مقاله: 8556

مسیر:
صفحه اول > اخبار

لینک مستقیم:
/spip.php?article8556



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

مجازات شلاق؛ توحیدلو اولین نبوده، آخری هم نخواهد بود

يكشنبه27 شهریور 1390


تغییر برای برابری: فضای رسانه های مجازی دو روز گذشته، به بازتاب وسیع خبر اجرای حکم شلاق برای سمیه توحیدلو پرداختند.اجرایی که با صفت نمادین از آن یاد شد و تا مدت زمانی ابهام در نحوه ی خبر رسانی، برای مخاطبان به شکل دقیق مشخص نبود که در اجرای حکم چه اتفاقی افتاده است. در سال های اخیر صدور و اجرای حکم شلاق برای فعالین مدنی به ویژه زنان، خبرساز شده است. اولین بار صدور حکم شلاق، برای دلارام علی و تنی چند دیگر از فعالین جنبش زنان برای شرکت در تجمع 22 خرداد 1385 باعث شگفتی فعالان مدنی شد.حکمی که اجرا نشد، اما تاثیر روانی خاصی بر فضای فعالیت های مدنی داشت. پس از آن دو تن از فعالان مدنی سنندج به نام های «سوسن رازانی» و «شیوا خیرآبادی»، به جرم شرکت در مراسم اول ماه می حکم شلاق گرفتند. حکمی که اجرا شد؛ رازانی 70 ضربه و خیرآبادی 15 ضربه. این حکم در زندان مرکزی سنندج اجرا شد.

شلاق تنها مجازات تعزیری نیست بلکه به عنوان حد نیز برای برخی از جرایم به کار میرود مانند زنای زن و مرد مجرد -زنای با غیر بالغ -زنای مجنون -خوردن مسکر -قذف و قوادی .فلسفه ای که برای مجازات شلاق بیان شده است آن است که درد حاصل از ضربات تازیانه لذت جرم را از بدن مجرم بیرون می آورد، اجرای آن هزینه زیادی ندارد ،تاثیر زیادی در اصلاح مجرم دارد و... این مجازات تنها در قوانین اسلامی وجود دارد و در قوانین دیگر مجازات حبس و جزای نقدی مورد توجه قرار گرفته است.

شمار زیادی از زنان و مردان، روزانه برای چنین جرم های تن به ضربات شلاق و روح به تحقیر بسته شدن بر تخت می دهند. داستان شلاق خوردنِ زنی از میان نام آشنایانِ سیاست - که نمادین بودن و یا نبودن آن چندان تاثیری در تخریب روحیه و تحقیری که فرد به آن دچار می شود ندارد- بسیاری از فعالین اجتماعی- سیاسی و سایت های خبری سبز را درگیر خود کرد. شاید بتوان امید داشت، کسانی که همواره از آن سوی خط به این مجازات ها می نگریستند و برای همین کمتر با آن مخالفتی داشتند یا در بهترین حالت آن را مسئله ی خود نمی دانستند امروز دید واقع بینانه تری بر کلیت مجازات شلاق داشته باشند.

بهتر است امیدوار باشیم که سایت های خبری و سیاست ورزان، به جای گریبان چاک دادن بر سر شلاق خوردن یک « زنِ مسلمانِ معتقد» به دست یک «مرد»، توجه خود را به این موضوع بدهند که تا زمانی که دستگاه قضایی چنین است و مجازات ها چنان، دور نیست روزی که بیشتر از این ها بر تخت شلاق بسته شوند و برای دیگرگونه اندیشیدین و یا دیگرگونه زیستن تعزیر.