|
معرفی کمپین در دیدار عزیزان از دست رفته/ فرخنده احتسابیانيكشنبه1 مهر 1386 جمعه صبح بود و من مثل هميشه قصد رفتن به بهشت زهرا را داشتم، درست موقع آماده كردن وسايلم چند تا دفترچه و فرم امضا را درون كيفم گذاشتم. با خودم فكركردم مترو بايد جاي مناسبي براي جمع آوري امضا باشد. داخل بهشت زهرا هم كه همه مشغول زيارت عزيزان از دست رفته شان بودند. پاسخشان منفي بود اما كنجكاو بودند كه بدانند جريان چيست؟ يكي از دفترچه ها را به آنها دادم تا در طول مسير طولاني اي كه در پيش داشتيم مطالعه كنند؛ با اين كار تعدادي از خانم هايي كه روي نيمكت روبروي من نشسته بودند خواستار توضيحات بيشتري از جانب من شدند. تعدادي از دانشجويان امضا نكردند. اما اين بحث جمعي باعث شد كه من اطلاعات بيشتري در اختيار همسفرانم قرار بدهم و حتي از بعضي از دخترها ايميلشان را بگيرم تا آدرس جديد سايت را برايشان بفرستم. بعد از خارج شدن از مترو سوار اتوبوس شدم. كنار من يك خانم چادري نشسته بود. بيانيه را نشانش دادم و تنها به توضيح مختصري درباره آن اكتفا كردم. زن بلافاصله بعد از خواندن متن بيانيه آن را امضا كرد. در كل روز خوبي بود چون من در عين حال كه به ديدن عزيزانم رفتم، توانستم عده زيادي را نيز با كمپين و اهداف آن آشنا كنم. |