|
تفکیک جنسیتی و جدالهای سیاسی /فریبا داوودی مهاجردو شنبه10 مرداد 1390 انقلاب که پیروز شد، در شماری از کلاسهای درس برخی دانشگاههای اصفهان و تهران، پارچهای میان دخترها و پسرها کشیده میشد و بعضی افراد تند مذهبی بر این جداسازی اصرار میکردند. خبر که به آیتالله خمینی رسید، وی مخالفت کرد. از آن زمان تا امروز اما مباحث مربوط به جداکردن دختران و پسران در اماکن مختلف به صورت دورهای و سلیقهای وجهالمصالحه و حتی اهرم فشار گروههای مختلف سیاسی بوده است؛ اهرم فشاری که اگرچه روی مردم اعمال شده، اما نافرمانی از آن از سوی مردم نیز همچون نافرمانی از دولت و سیستم سیاسی جمهوری اسلامی تلقی شده است. بحث جداسازی جنسیتی در دانشگاههای ایران به صورت ویژه از شهریور سال ۱۳۸۶ و با اعلام راهاندازی دانشگاه دخترانه قم به یک موضوع جدی تبدیل شد. این مسئله از همان ابتدا نه به عنوان اجرای یک دستور مذهبی،بلکه بهعنوان روشی برای تشدید فشار بر فضاهای دانشگاهی، دانشجویی و امنیتی کردن دانشگاهها مطرح شد. دانشگاه از مهمترین اماکنی بود که لازم بود چهره یک پادگان بهخود بگیرد؛چراکه جمهوری اسلامی به دنبال دانشگاهی تحت امر و دانشجویانی گوش به فرمان بود. دانشجویانی که حتی اگر همدلی با فرمانده پادگان ندارند ولی اندیشه تمرد را به خود راه ندهند. از همینروجنسیتی کردن دانشگاهها و انواع و اقسام بخشنامههای مربوط به حجاب و عفاف برای اثبات قدرت فرمانده و ضرورت اطاعت بیچون و چرای دانشجویان بود. در تصور مهندسان امنیتی نهادهای اطلاعاتی تمرین اطاعتپذیری به منزله درونی کردن فرهنگ اطاعت در دانشگاهها و تسری آن در جامعه بود. در همین زمینه صادق زیباکلام، استاد دانشگاه تهران پانزدهم تیرماه سال جاری در گفتوگو با پایگاه اطلاعرسانی رادیو ایران، شورای عالی انقلاب فرهنگی را مسئول قانونگذاری در کشور ندانست و به صراحت اعلام کرد این موضوع جنبه کاملاً سیاسی و تبلیغاتی دارد. پرویز مظاهری، دبیر انجمن روانپزشکی کشور نیز تفکیک جنسیتی در دانشگاهها را بیحرمتی به دانشجویان دانست و به این نکته اشاره کرد که جوانهای ایرانی افرادی بالغ از نظر روحی و روانی هستند. بدون شک بحث جنسیتی کردن دانشگاهها و حتی کنترل حجاب نه امری مربوط به زنان و نه امری مربوط به دانشجویان، بلکه موضوعی کاملاً در پیوند با برنامهریزی کلان سیاسی جمهوری اسلامی برای کنترل فضاهای عمومی است که دانشگاه در آن نقش ویژه دارد. تظاهر به اسلامی کردن دانشگاه در واقع ایجاد تقدس و مشروطیت برای تسهیل اجرای چنین طرحی است.به سخنان کامران دانشجو، وزیر علوم در آذرماه ۱۳۸۸ توجه کنید.وی گفته است سیاست تفکیک جنسیتیدر دانشگاهها براساس «جهانبینی اسلامی» به اجرا گذاشته خواهد شد. ولی این طرح، آنچنان به لحاظ عقلی و امکانات اجرایی فاقد مشروعیت بوده که وی سپس به دلایل دیگری متوسل میشود و ادامه میدهد چنین سیاستی خواست «خانوادهها، مجلس، روحانیون، مراجع تقلید وعلاقهمندان به نظام» است. صرف نظر از دلایل ذکر شده اصولاً طرح موضوعات مربوط به حجاب و عفاف راهی برای تحکیم بیشتر افراد در پستهای سیاسی و بده و بستانهای مربوط به آن نیز به شمار میرود. چنانچه وقتی محمود احمدینژاد از سوی رهبر جمهوری اسلامی بیش از پیش مورد فشار قرار گرفت اعلام کرد که جداسازی جنسیتی اجرا نخواهد شد. کامران دانشجو نیز «اسلام» و خواست همه آنهایی را که مصرانه در پی این طرح بودند فراموش کرد. گویی از ابتدا فرد دیگری در این زمینه داد سخن داده بود.دیگر مدافعان این طرح نیز در پی محمود احمدینژاد سکوت پیشه کردند. نکته قابل بحث اما اینجاست که رئیس دولت دهم در این مسیر حتی اقدام به ظرفیتسازی دانشگاههای تکجنسیتی کرده بود.علی کریمی فیروز، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس به «خبرآنلاین» میگوید وزارت علوم بهجز جداسازی دانشگاهها،برنامههایی هم برای تاسیس دانشگاههای تکجنسیتی دارد.به گفته او، مجلس ایران در این زمینه هرگونه حمایت بودجهای و قانونی را که لازم باشد، فراهم خواهد کرد. پیش از این کامران دانشجو، وزیر علوم و تحقیقات در آذرماه سال ۱۳۸۸اعلام کرده بود دانشگاههای ویژه دختران به منظور «رفاه بعضی ازمتقاضیان» در قالب موسسات آموزشی غیرانتقاعی تاسیس میشود. پس از آن اعطای مجوز دانشگاههای تکجنسیتی در دستور کار دولت قرار گرفت و خردادماه سال گذشته، دفتر آموزشهای آزاد وزارت علوم، تحقیقات وفناوری اعلام کرد سه موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی دخترانه (تک جنسیتی) در تهران مجوز اصلی تاسیس راگرفتهاند. شهریورماه همان سال شورای گسترش آموزشعالی کشور با راهاندازی دو موسسهآموزش عالی ویژه دختران به نامهای «رفاه» و «ابرار»در تهران موافقت کرد. با اندکی توجه درمییابیم تمامی فعالیتهای دولت محمود احمدینژاد در دورههای نهم و دهم پیرامون دانشگاهها، کتابهای درسی، بیمارستانها، پارکها و حتی جداسازی اتاق کارمندان زن ومرد و حذف دبیران مرد از مدارس دخترانه برای کاهش فشار روی دولت و برای معامله روی میز قرار گرفته است. دقیقاً دریافت همین موضوع از سوی ملت است که دستورالعملهایی از ایندست همواره با بیاعتمادی روبهرو میشود و حتی در صورت اجرا نمی تواند کارکردهای لازم پیشبینی شده از سوی مجریان را در پی داشته باشد و همواره به طرحی بر ضد دولت و حکومت تبدیل میشود. تظاهر به تقدسگرایی از ابتدا در جمهوری اسلامی به عنوان یک روش برای پیشبرد اراده دولت به کار گرفته شده است. از همان فردای پیروزی انقلاب با همین روش گروههای اجتماعی و سیاسی را حذف کردند و اندیشهها و انسانها را به جوخه اعدام سپردند. اظهار نظر اخیر محمود احمدینژاد درباره انصراف از تفکیک جنسیتی بعد از اصرار فراوان بر اجرایی کردن این طرح بهخوبی نشاندهنده سیاسی بودن بسیاری از دستورالعملهایی است که به نام اسلام اجرا میشوند. |