|
رهبری زنان، با نامهای افسانهای شروع شد /برگردان :فروغ. ن. تمیمیسه شنبه28 تیر 1390
افزون بر این «ینگلوک» دریک مورد دیگر هم از همتایانش که مقام سیاسیشان از پدرها یا همسران و هم پس از فوت آنها به ایشان به ارث میرسید، متمایز است. چون برادر او تاکسین زنده است و در تبعید زندگی میکند. بنابراین حالا خواهر چهل و چهار سالهاش «ینگلوگ» موظف شده که در مقام اولین زن رئیس دولت در تایلند قدرت را در دست بگیرد. لیست رهبران زن در آسیا تعداد بیشتری را دربر میگیرد. بجز نخست وزیر جدید تایلند تا کنون بیشتر از نه نفر زن در مقام نخست وزیری و یا رئیس جمهور دراین قاره به قدرت رسیدهاند. نفر اول دراین لیست «سریماوو باندارنایکه» است که در سال ۱۹۶۰ اولین زنی بود که درجهان نخست وزیر شد. بدون شک اگر شرایط اجتماعی مناسبتر میبود، تعداد این زنان میتوانست به مراتب بیشتر باشد. مسئلهای که درباره آن نمیتوان تردید کرد آن است که روابط خانوادگی این زنان با یک رهبر افسانهای برای بدست آوردن پست رهبری سیاسی نقش تعیین کنندهای در انتخاب آنها داشته است. بدون این پیوند خویشاوندی امکان ترقی آنها در یک فرهنگ پدرسالارانه آسیایی هرگز وجود نداشت و آنها نمیتوانستند رسیدن به مهمترین منصب سیاسی را حتی در رویا هم تصور کنند. اما واقعا چرا این زنان درنهایت توانستند به این مقام برسند؟ زنان سیاستمدار بخاطر جنسیتشان و یا بخاطر سلطه این تفکر که خصوصیات زنانه دارند، از همتایان مرد خود کمتر در معرض تهدید قرار دارند. آنها حتی میتوانند نقش معصومانهای در مراحل انتقالی و بحرانهای سیاسی بازی کنند. به مسئله اخلاق هم در اینجا باید توجه کرد. گاهی چاره کار تنها در برجسته کردن چهرهای زنانه و غیرفاسد در باشگاه مردان ماکیاولیست است. اما به راستی نقش فرهنگ آسیایی دراین میان چیست؟ چیزی به عنوان فرهنگ آسیایی وجود ندارد. در این منطقه فرهنگها و تنوع فرهنگی بیشمار است. دختران، بیوهها و خواهران هم در تمام مذاهب این قاره وجود داشتهاند. در دوران معاصر تا کنون بوداییها یک نخست وزیر و یک رئیس جمهور زن در سری لانکا و هم یک رهبر اپوزیسیون زن مثلا در برمه داشتهاند. مسیحیهای آسیایی در فیلیپین دو رئیس جمهور زن به خود دیدهاند و هندوها در هند نخست وزیری چون «ایندیرا گاندی» را بر مسند قدرت داشتهاند. زنان مسلمان هم در آسیا درخور توجهاند: «بینظیر بوتو» نحست وزیر پاکستان، «خالده ضیاء» و «شیخ حسینا» از نخست وزیران بنگلادش و «مگاواتی سوکارنوپوتری» رئیسجمهور اندونزی بود. این زنان این مسئله مهم را که آنها «بیوه» و یا «دختر» سیاست مدار مشهوری بودند، خیلی سریع پشت سر گذاشتند. آنها همگی توانستند پایههای قدرت خود را با اتکا به ابتکارات شخصی با شیوهای اصیل تحکیم کنند و بهسرعت و با قدرت از اجرای نقش عروسکان مطیع برای مردان همتایشان سرباز بزدند. اما سیاستهای آنها در عمل به نوعی «سیاست زنانه» خیلی تفاوت هم منجر نشد و یا به بکارگیری روشهای ملایمتری در سیاستورزی نیانجامید. بیشتر این زنان حتی مبارزان بزرگی درراه کسب حقوق برابر و یا جاده صافکن برای ورود زنان بیشتری به دنیای سیاست در کشورشان هم نبودند. نخست وزیری «بینظیر بوتو» برای جنبش زنان پاکستان گولزنکی بیش نبود. نخست وزیر فعلی بنگلادش «شیخ حسینا» اما به حق باید مورد توجه قرار گیرد، زیرا که او دراین میان بر شانههای یک جنبش اجتماعی قوی ایستاده است. در آسیا بستر تحولات اجتماعی هرچه باشد، سبب دگرگونی زندگی «زنان عادی» خواهد شد. آنها بتدریج بیشتر به آموزش، بازار کار و سیاست روی میآورند. منصب خانم «سوکارنو پوتری» حالا به یک مرد واگذار شده است. اما تحت رهبری رئیس جمهور جدید اندونزی چندین وزیر با کفایت زن در پستهایی مهم خدمت میکنند و «سری مولیانی ایندراواتی» وزیر دارایی این کشور با موفقیت تمام سیاستهای اقتصادی را رهبری میکند. هیچکدام از این وزرای زن، دختر و یا بیوه شخص معروفی نبودند. میان زنانی چون «سری مولیانی» و بالاترین مقام دولتی همیشه «سقف شیشهای» وجود دارد. اما زمان آن فرا رسیده است که زنان سیاست مدار به تدریج این «سقف شیشهای» را بدون داشتن روابط فامیلی هم بشکنند. * منتشر شده در فولکس کرانت در تاریخ پنجم ماه جولای سال ۲۰۱۱ |