|
همخوابه متجاوز/پریسا کاکائیچهار شنبه8 تیر 1390 «برای زنی که قربانی تجاوز، ارتباط جنسی با محارم، سوختگی با اسید یا بریده شدن آلت تناسلی است، باقی زندگی، صرف بهبود یافتن از آن تجربه خواهد شد. اگر شما یک زن نیستید، نمیتوانید آن را درک کنید. همچنین ما در سیستم خاصی زندگی میکنیم که جرایم علیه زنان بههمان اندازه جرایم علیه مردان جدی تلقی نمیشوند. در دنیا جاهایی وجود دارد که از توانمندی زنان میترسند. این توانمندی صاحبان قدرت را تهدید میکند. خشونت راهی برای ادامه بقای سیستم مذبور است.»[1] خشونت جنسی موضوعی وابسته به فرهنگ است.گاه آنچه در یک فرهنگ، خشونت محسوب میشود در فرهنگی دیگر بخشی از ارتباط و لازمه آن به حساب میآید. همچنین در نظر گرفتن تعریفهای قانونی هر کشور از خشونت جنسی و رویکرد مذهبی به آن نیز در پیدایش تفاوت مفهومی موثر است. این تفاوت، نسلها را نیز در برمیگیرد؛ چرا که نسل جدید، با مفاهیمی چون حقوق انسانی، بیشتر مواجه میشود و منابع اطلاعاتی زیادتری را برای دستیابی به آگاهی در اختیار دارد. گرچه توانمند شدن در جهت استفاده عملی از اطلاعات موجود، خود مبحث دیگری است. در اینجا هدف بر این نیست که به تعریف دقیق خشونت جنسی پرداخته شود و تنها به ذکر مواردی از آن بسنده میشود. خشونت جنسی، میتواند به صورت فیزیکی و دربرگیرنده تجاوز و تهدید، یا کلامی و یا اشکال دیگری از سوء استفاده جنسی باشد. لمس و نوازش کردن، بوسیدن و یا هر گونه تماس ناخواسته، داخل کردن انگشت، زبان، آلت تناسی یا یک شیئی در واژن در حالی که فرد خواهان آن نیست، اجبار به استمنا خود یا دیگری، اجبار به انجام سکس دهانی، اجبار به تماشای فیلم پورنو، اجبار به موضوع عکسهای سکسی قرار گرفتن، به نمایش گذاشتن اندام جنسی به منظور آزار و تهدید، معاینههای غیرضروری و ناراحتکننده توسط کادر پزشکی، فحشهای جنسی، تهدید به تجاوز، مزاحمتهای کلامی جنسی، همه و همه از مصادیق خشونت جنسی هستند. چند اشتباه رایج وقتی صحبت از خشونت میشود بسیاری بر این باورند که خشونت جنسی صرفاً به معنای تجاوز یک فرد ناشناس به یک زن است. روایتهایی مانند اینکه خشونت جنسی تنها فیزیکی است و کلام را شامل نمیشود، مردان هیچ وقت قربانی خشونت جنسی و تجاوز نیستند، زنانی که مورد تجاوز قرار میگیرند خود اغواگری کرده و موجب این اتفاق میشوند و یا هیچ مردی به همسرش تجاوز نمیکند، از جمله تصورات غلطی هستند که نسل به نسل منتقل و همچنان حتی در جوامع پیشرفته مطرح هستند. نگار، ۳۰ ساله از تهران، معتقد است: «ما زنان ایرانی، در جامعه هر روز با خشونت جنسی کلامی و روانی سرو کار داریم. البته لازم به توضیح هست که من اطلاعاتی در خصوص کشورهای دیگر ندارم برای همین فقط زن ایرانی را مثال میزنم. گاهی وقتی مردی از زنی ناراحت است، فرقی نمیکند ناراحتی سطحی و یا کینهای قدیمی، چنین ناسزا میگوید: "زنیکه رو باید کر... یا باید گا...، مادرتو...، خواهرتو...." شاید در بسیاری مواقع ما این الفاظ را بشنویم. چه زمانی که عابر پیاده هستیم و حق عبور با ماست و در حال عبور از خیابان، راننده فحشگویان آن هم با صدای بلند از کنارت رد میشود چه زمانی که پشت فرمان رانندگی میکنی و برای عابرین میایستی تا حقشان را رعایت کنی، باز از آینه میبینی که از فحشهای راننده پشت سری بیبهره نماندهای. این قضیه مختص آدمهای بیسواد و یا سطح خاصی از جامعه نیست و به صورت امری عمومی در آمده است. قرار است با رابطه جنسی، جسم و روح به اوج برسد در صورتیکه چه همسر خودت و چه دیگری از آن به عنوان کلامی برای توهین و تحقیر دیگران استفاده میکنند.» از سوی دیگر نیز، برخلاف تصور اشتباه رایج، خشونت خانگی یکی از خشونتهاست که طی آن زنان به اشکال مختلف توسط همسر خود مورد آزار و اذیت جنسی قرار میگیرند. تاکید جامعه و تفاسیر چندگانه از دین بر لزوم تمکین مرد از زن و محق بودن مرد برای درخواست ارتباط جنسی از همسرش در هر زمان بدون درنظر گرفتن شرایط و نظر وی، بر این مشکل دامن میزند و مشکلات زیادی را موجب میشود. جامعه، قانون، دین و فرهنگ برای مردی که توسط همسرش به اندازهای که خود آن را کافی میداند، ارضا نمیشود حق ارتباط با زن دیگر را قائل میشود و زن را مقصر میداند. این رویکرد نادرست به دلیل افسانه اشتباه دیگری است که غریزه جنسی مرد را از زن قویتر میداند تا جایی که از کنترل او خارج میشود. این افسانه در نفس خود، ماهیت انسانی مردان و کنترل بر رفتار را زیر سئوال میبرد و توهینی برای آنها محسوب میشود. نگار میگوید: «من از بسیاری زنان شنیدهام که به طور مثال زن در بستر بیماری بوده و به شدت تب داشته است، با این حال همسرش از او درخواست آمیزش کرده و وقتی پاسخ منفی شنیده است که "مریض هستم" مرد بر درخواست خود اصرار ورزیده و گفته: "تو بخواب من کارم را میکنم." یا زن به خاطر خستگی و هر چیز دیگر تمایل به سکس ندارد و امتناع میکند و با واکنش شوهرش مواجه میشود که: "وقتی تو نمیخواهی و مانع میشوی بیشتر به من خوش میگذرد." در این لحظه زن احساس میکند مورد تجاوز قرار گرفته است.» ویژگیهای شخصیتی فرد قربانی اشاره به این ویژگیها به معنای آن نیست که فرد قربانی از پیش دارای ویژگیهایی است که او را مستعد خشونت میکند، بلکه در نظر گرفتن خصوصیاتی است که موجب میشود فرد قربانی به هنگام وقوع خشونت توان مقابله با آن را نداشته باشد. آنچه ما در تئوری به آن باور داریم یا حتی در گفتوگوهایمان دیگران را به آن دعوت میکنیم، با آنچه ما در زندگی واقعی مقابله با خشونت جنسی معنا میکنیم تفاوت دارد. ترس از تنها شدن، باورهای مذهبی و یا فرهنگی، نصایح بزرگترها و یا گروههای همسالان، همه و همه میتوانند باعث شوند در آن لحظهای که باید به چنین خشونتی نه بگوییم، آن را بپذیریم و درد و رنج فیزیکی و روانیاش را تحمل کنیم. پذیرش خشونت به هر شکل و از هر نوعش به اندازه مقابله با آن دشوار است. آیا در آن لحظه هیچ فرصت و امکانی برای مقابله هست؟ آیا نیاز به حمایت داریم؟ آیا مفهوم و روش مقابله را میدانیم؟ قربانی خشونت میتواند برخاسته ازنژاد، طبقه اجتماعی، سطوح مختلف تحصیلی و شغلی باشد. این افراد به دلیل احساس بیکفایتی، توان تاثیر و تغییر در زندگی و محیط اطراف را در خود نمیبینند. آنها در اغلب موارد منبع تغییر را در بیرون از خود جستوجو میکنند. اعتماد به نفس ناکافی، خجالت، احساس گناه، ناامیدی، تنهایی وگاه خود تنبیهگری، از عواملی هستند که افراد را در مقابل خشونت به انفعال میکشانند. در بسیاری موارد ترس از تنها شدن و وابستگی شدید، فرد قربانی را همچنان در کنار آزارگر نگه میدارد. ویژگیهای فوق را در مورد انسانهایی که از آنها انتظار مقابله میرود میتوان برشمرد اما کودکان، افرادی با معلولیتهای جسمی و ذهنی، اشخاصی که در بیهوشی به سر میبرند، قربانیان سوانح طبیعی یا بشری را باید از این موضوع مستثنی کرد. همچنین،گاه دادن پاسخ منفی به فرد در حالتی که راه گریزی وجود ندارد و عامل خشونت میتواند تهدید جانی محسوب شود خطری به مراتب بیشتر در پی دارد و نمیتوان از قربانی انتظار مقابله داشت. اگرچه برخورداری از تواناییهای شخصی و روانی از عوامل لازم در مقابله با خشونت به شمار میآیند اما کافی نیستند. داشتن دانش و آگاهی نسبت به مفهوم خشونت، اشراف کامل به حق مقابله با خشونت، دانستن چگونگی آن و همچنین وجود سیستمهای حمایتی اجتماعی و قانونی از دیگر ملزومات مقابله با خشونت هستند. پیمانه ۳۲ ساله، در مورد آگاهی خود نسبت به مفهوم خشونت میگوید: «چیزی که در خشونت جنسی به چشم نمیآید، تجاوز زناشویی و یا از طرف دوست پسر است. من هر دوی اینها را تجربه کردم. منظورم از تجاوز در زناشویی، تحمیل رابطه جنسی است تا جایی که با خشونت کلامی یا حتی جسمی صورت میگیرد. در دوران زناشویی متوجه این نبودم که این مسئله تجاوز محسوب میشود، ولی بعدها در ارتباط با دوست پسرم با او صحبت کردم. او این مسئله را ابداً قبول نداشت. از اینکه "زیادی اصرار کرده" عذر خواهی کرد ولی این را تحمیل نمیدانست و مطلقاً فکر نمیکرد آنچه قصد انجامش را داشته اگر موفق میشد، تجاوز به حساب میآمد.» ویژگیهای آزارگر آیا خشونت، قابل پیشگیری است؟ اگرچه خشونت همیشه در خانه و یا میان افراد آشنا اتفاق نمیافتد اما برای آن دسته از خشونتهای خانگی و یا بین آشنایان، توجه به برخی نشانههای شخصیتی و رفتاری میتواند مفید واقع شود. شخص آزارگر معمولاً پس از مدتی بسیار کوتاه، به طور مثال در کمتر از سه ماه، با ابراز علاقه عمیق، میخواهد که رابطه نزدیکتری با فرد مورد نظر خود داشته باشد به گونهای بیان میکند که اگر پاسخ منفی دریافت کند راه دیگری برای زندگی او باقی نخواهد ماند. پس از آغاز رابطهای نزدیک توقعات غیرمعقول فردآزاردهنده آغاز میشوند. تمام نیازهای احساسی، فیزیکی و زندگی او اعم از وظایف شخصیاش باید توسط فرد مقابل برآورده شوند و این به عقیده او راهی برای اثبات عشق است. اگر چه برای چنین شخصیتی، در بهترین حالت باز هم شریک زندگیاش به میزان کافی خوب نیست. او اعمال کنترل را به بهانه حفظ امنیت و مراقبت و پیشگیری از مواجهه با خطرهای موجود در جامعه که زن از آن مطلع نیست آغاز میکند. تمام روابط دوستی او را قطع و سعی میکند وی را در یک محیط کاملاً منزوی قرار دهد، نسبت به همه چیز حسادت میکند و دیگران را مسئول مشکلات خودش میداند. رفتار بیرحمانه با حیوانات دارد. تحمل کودکان را ندارد و آنها را تنبیه میکند. از کلمات توهینآمیز، سرزنشکننده و حقارتآور استفاده میکند. به سرعت از خلقی به خلق دیگر تغییر میکند. گاهی آرام و مهربان است و به لحظهای عصبانی و پرخاشگر میشود. راههای مقابله خشونت جنسی تنها در محیطهای خصوصی اتفاق نمیافتد. بنابراین در پیش گرفتن روشهایی برای پرهیز از قرار گرفتن در موقعیتهای خطرناک میتواند این خطر را کاهش دهد. آگاهی فرد در مورد مکانی که در آن قرار دارد، پرهیز از رفتن به جاهای دورافتاده، همراه داشتن تلفن همراه، عدم استفاده از هدفون در موقعیتهای مورد تردید و توانایی شنیدن صداها، اعتماد به احساس ناآرامی و ناراحت بودن در مکان و ترک فوری آن، کنترل میزان مصرف الکل و عدم از دست دادن هوشیاری، گروهی رفتن به مهمانی و یا مکانهایی که آشنایی قبلی نسبت به آنها وجود ندارد، عدم قبول نوشیدنی و یا خوراکی از افراد ناآشنا ازجمله این روشها هستند. اما برای افرادی که در یک موقعیت خصوصی در معرض خشونت جنسی قرار میگیرند نیز راهکارهایی پیشنهاد میشود: عدم سرزنش خود برای قرار گرفتن در چنین موقعیتی، روراستی با خود و عدم احساس اجبار در پذیرفتن درخواست فرد مقابل، پیدا کردن یک دلیل دروغین برای خروج از موقعیت بدون ایجاد تنش و ضربه زدن به احساس دیگری و در نتیجه برافروخته شدن وی، تمرکز فکری بدون کلام روی راههای خروجی ممکن برای فرار با حفظ کنترل بر ظاهر خود و حفظ هوشیاری خلاصهای از راه کارهای ممکن هستند که البته نمیتوان انتظار داشت همیشه موثر واقع شوند. یکی از مهمترین واکنشها در مورد خشونت به ویژه خشونت جنسی، شکستن سکوت است. این اقدام در دو سطح جامعه و فرد قربانی باید صورت گیرد. همسایگان، آشنایان و آگاهان از این خشونت به محض اطلاع باید پلیس را در جریان قرار دهند. تصور اینکه خشونت در داخل خانه یا بین دو دوست اتفاق افتاده و دیگر تکرار نخواهد شد تنها یک اشتباه است. این تنها یک آغاز است و عدم تلاش فرد قربانی برای دریافت کمک از سرویسهای اجتماعی، قانونی، گروههای حامی دوستان و یا خانواده به تکرار خشونت کمک خواهد کرد. همچنین لزوم تغییر نگرش سیاستگذاران و مسئولان نسبت به موضوع خشونت و دلایل آن، تغییرات قانونی، ایجاد سرویسهای حمایتی اجتماعی و آموزش به نیروی انتظامی از جمله مواردی هستند که در کشوری مانند ایران برای کاهش خشونت، از اقدامات ضروری محسوب میشوند. پینوشت: |