شماره مقاله: 810

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article810



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

از چاله درآمدن ودر چاه افتادن / گلاله بهرامی

پنج شنبه4 مرداد 1386


مصداق عيني اين مَثَل، امروزه درزندگي زنان و دختران ايران ملموس است. بحث كهنه ي نا برابري و ظلم و تحمل بار نگاه و گناه جنس دوم بودن كه از مادرم، مادربزرگم و...،همين طور با عناوين مختلف دين و شرع و عرف و قانون بوده و هست. اما واقعيت اين است كه ما و نسل ما طاقت اين همه بار جان فرسا را نداريم ديگر كارد به استخوانمان رسيده است و بس.

حكايتمان شده مثل كبوتر سرگردان زير باران كه دنبال يك سر پناه امن ميگردد و زير هر بامي ممكن است دست صيادي بيفتد. الان و در شرايط موجود، ازدواج تنها راهكار دختران جوانيست كه زندگي اي مي خواهندتا درآن اراده و اختيار وقدرت تصميم گيري داشته باشند.

و دربه دردنبال يك سر پناه امنند براي فرار از مالكيت پدر و دخالتهاي برادر و تصميمات ازپيش تعين شده خانواده. و تن به ازدواج مي دهند يعني به استقبالش مي روند چه بسا فكر ميكنند زندگي جديدي در انتظارشان است كه متعلق به خود در كل در آن صاحب اختيارند اما دريغ چون تنها صورت مسئله عوض شده و در شرايط بحراني تر در ماكيت تام موجودي به نام مردند از نوع شوهر.كه بنا به اين شرايط آسيب پذير و مستعد هرنوع استثمارند.

و شكل بغرنجش اينجاست كه جهنمي درست ميشود به نام زندگي زنا شويي كه در آن نه خبري از اختيارات تام ون ه برابري ونه حتي شرايط سابق است. و خوشبينانه ترين حالتش اينكه زن در هر پست ومقامي، وظيفه و مسئو ليت خطيرش سرويس دادن همه جوره ودائمي، و درخدمت خانواده بودن است. در جامعه اي كه تنها افتخار زنان و آنهم اهدايي از جانب توده ي مرد سالار حاكم نردبان ترقي بودن براي همسران وفرزندان و زن خوب بودن تنها خلا صه در اين است ولا غير.

و اگر حتي جسارت كند و بخواهد ازاين جهنم فرار كند نه تنها قانوني براي محافظت از خويش نمي يابد بلكه حتي عرف و خانواده هم دست به دست هم ميدهند و شرايط بحراني تري پيش مي آرورند و اين به نوبه خود هزارو يكي عواقب به بار مي آورد كه جبران ناپذيراست. ودر محيطي كه من خود شاهد آنم نتيجه، آمار بسيار بالاي خود سوزي وخودكشي زنان ونو عروسان شور بخت است.پس چاره چيست؟ راه كجاست ؟

در شرايطي كه بيشتر ازدواجها تحميلي است چه از جانب خود فردو به اميد بهبود شرايط معيشتي واستقلال وفرار از تبعيضات ومشكلات خانواده وچه از طرف عرف واجتماع ومهمتر اينكه هيچ مرجع قانوني وهيچ دادگاهي براي فرار از اين شرايط وبهبود وضع زندگي زنان و دختران اين مرزوبوم نيست كه به حق نه سزاوار اينند.

واين مشكلات دربين اقشار پايين تر جامعه بيداد ميكند وتنها راهكار موثردراين ميان صرفا آگاهي خود آنان وخواست خود براي تغييرشرايط وبيان مطالباتشان مي باشد.

تابه اينصورت نه تنها،مردان خانواده و افكار عمومي،بلكه مسئولان مملكتي از اين مطالبات توسط خود اين زنان آگاه،وحساسيت ناشي از اين آگاهي قطعا كار سازخواهد بود تا سوختن وساختن،وهرگز نساختن.

بار مسئوليتي خطيركه من احساس ميكنم نسبت به تمام اين دردهاي مشترك كه قطعا هيچ انسان آگاهي بي تفاوت از كنار آن نخواهد گذشت كه درد انسانهادغدغه اش باشدچه رسد به ستمي كه به زنان سرزمينمان ميرود.ودراين ميان" كمپين يك ميليون امضا" ابزاري قدرتمندي ارائه ميدهددرراستاي آگاهي وتلاش براي تغيير وضع موجود براي چنين افرادي كه اميد به ساختن دارند.

سایت کمپین کردستان