شماره مقاله: 809

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article809



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

آيا حمايت مردان از کمپين يک ميليون امضا امري عقلاني است ؟/ نفيسه آزاد / زنستان

يكشنبه7 مرداد 1386


در ديدگاه اول کليه فعاليت هايي که تحت عنوان جنبش زنان انجام مي شود به نظر زنانه يا حداقل در جهت اهداف زنان مي نمايد. حال آنکه اين جنبش ها نه تنها در ايران بلکه در سراسر جهان ادعايي به مراتب بيش از اين دارند، يعني نويد زندگي بهتر در دنيا براي همه اعم از زنان، مردان، و البته کودکان. همينطور است در مورد اصلي ترين فعاليت جاري جنبش زنان در ايران ( يا حداقل مناقشه برانگيز ترين آنها ) يعني کمپين يک ميليون امضاء. اين کمپين در راستاي تغيير قوانيني است که حداقل به ادعاي گردانندگان کمپين هم اکنون به نحو يک جانبه اي موافق حال مردان جامعه ايراني است! سوال مهم طرح شده در اين باب اين است که آيا از نظر عقلاني (گذشته از احساسات و نوع دوستي ...) مي توان از مردان انتظار داشت که از اين کمپين حمايت کنند؟ آيا اين عقلاني است که کسي از حقوق برتر خود نسبت به ديگران ( که معمولا هم با آنها در کنش متقابل است) نه تنها بگذرد بلکه در راه از دست دادن آن مبارزه هم بکند؟ اگر جواب اين سوالات مثبت نيست پس آن ادعاي جنبش زنان که زندگي دنيا را براي همه رنگين تر و بهتر مي کنيم در اين ميان چه مي شود؟ در اين مقاله قصد دارم با استفاده از چارچوب نظريه انتخاب عقلاني (Rational Choice Theory) که يکي از پارادايم هاي جامعه شناسي در باب تبيين و پيشگويي رفتار آدميان است به اين مسئله بپردازم. نظريه ی انتخاب عقلاني برآن است که يک: آدميان، موجوداتي محافظه کار و سود انديش اند و با محاسبه نفع و ضرر خود در مسائل تصميم گيري مي کنند و دوم: آدميان همواره قادرند اهداف و راه هاي رسيدن به آن را به شکلي عاقلانه و منطقي تصور کنند.

رويکرد انتخاب عقلاني در مقام تبيين بر آن است که حوادث اجتماعي، حاصل جمع اعمال افراد بسياري است که بر اساس محاسبات عقلاني عمل مي کنند. در واقع مي توان آن را اين گونه هم صورت بندي کرد: تبيين طرحهاي اجتماعي به منزله ی آثار جمعي افعال سنجيده فاعلان بسيار، نسبت به شرايط اجتماعي و محيط طبيعي تصميم گيري. (ليتل،67.1385 )

بنا بر اين چنانچه بخواهيم عمل جمعي گروهي خاص از گروههاي اجتماعي را بر سياق اين نظريه تبيين کنيم کافي است تنها عمل يکي از آنان را به صورت مثالي در نظر آوريم تا از همين طريق برآيند عمل آنان در نظر آيد.

پس از اين گفتار کوتاه در باب نظريه ی انتخاب عقلاني، باز مي گرديم به بحث مورد نظر و سوال اساسي آن با اين عنوان که آيا همراهي با کمپين يک ميليون امضا و يا به تعبيري تلاش براي برطرف نمودن تبعيض در قوانين براي زنان، از جانب يک مرد مي تواتند عقلاني باشد يا خير ؟
اصل فايده ی متوقع (expected utility)- که آن را قاعده ی بيز هم مي خوانند (لوي ،45-43، 1967)- يکي از استراتژيهاي منتج از تئوري انتخاب عقلاني است، در اين رويکرد، شخص فاعل مقدار سنجيده اي را به هر يک از آلترناتيوهاي ممکن اسناد مي دهد. اين مقدار عبارت است از مجموع فوايد متوقع پيامدهاي هر يک از موارد چنانچه بخواهيم اين موقعيت را بر اساس اين اصل واز ديد يک مرد جامعه ايران ارزيابي کنيم، باید سود و ضرر همکاري و يا عدم همکاري با کمپين را برآورد کنيم، در اين حالت براي هر يک از موارد ما امتياز برابر در نظر مي گيريم.

1- طلاق

قانون طلاق به گونه اي است که مرد در سه موقعيت ممکن است با آن برخورد داشته باشد :
1-1 در موقعيت همسر يا طرف دعوا ، در اين موقعيت عقل محاسبه گر حکم مي کند که فرد از کليه امکانات به نفع خود استفاده کند و بنابرين در اين مورد همراهي با کمپين يک امتياز منفي دريافت مي دارد.
2-1 در موقعيت پدر دختر، ناگفته پيداست که در اين موقعيت همراهي با کمپين يک امتياز مثبت مي گيرد.
3-1 در موقعيت فرزند، به نظر مي رسد داشتن حق برابر براي پدر و مادر صرف نظر از موقعيت هاي خاص از نظر فرزندان يک امر عقلاني است. چرا که آنها هيچ يک از پدر و يا مادر را در موقعيت ضعف نمي پسندد.
( موقعيت پدر پسر، چون خود پسر داراي حقوق لازم است بررسي نمي شود.)

2- حضانت، به نظر مي رسد که در شرايط عمومي با طلاق يکسان است.

3- ارث

1-3 در موقعيت وارث مرد که در مقابل خواهران خود سهمي بيشتر دريافت مي دارد، در اين مورد همراهي با کمپين يک امتياز منفي مي گيرد.
2-3 در موقعيت پدر يا همسر که ارث او به طور مساوي بين فرزندان و يا به همسر در مقابل خواهران و برادران فرد تعلق مي گيرد، در اين مورد همراهي با کمپين يک امتياز مثبت مي گيرد.
3-3 در موقعيت همسر زني که ارث به او تعلق خواهد گرفت، در اين مورد هم همراهي با کمپين يک امتياز مثبت خواهد گرفت.

4- ديه

1-4 در موقعيت شاکي، براي همسر، مادر، فرزند که در اين مورد واضح است که همراهي با کمپين امتياز مثبت مي گيرد.
2-4 در موقعيت متهم با شرط آنکه طرف شاکي مونث باشد ( که احتمال آن 50 درصد ) است همراهي با کمپين امتيازي منفي با وزني نصف مورد اول مي گيرد.

5-شهادت

به نظر محاسبه اين مورد کمي پيچيده تر باشد، ما آن را به اين گونه بررسي مي کنيم.
1-5 در موقعيتي که فرد نياز به شهادت داشته باشد، شهادت نزديکان مونث او نظير همسر، مادر، فرزند، خواهر مسلماٌ بسيار مهم خواهد بود و احتمال اينکه به آن احتياج افتد بسيار زياد است .
2-5 در موقعيتي که بر عليه فرد شهادت داده مي شود، که نظير ديه با در نظر گرفتن اينکه وزن آن همان 50 درصد است، امتيازي منفي براي همراهي با کمپين منظور خواهد شد.

و....

اگر سرجمع امتيازات داده شده در موارد فوق به علاوه موارد قانوني ديگر - که همه به همين منوال محاسبه خواهند شد - را محاسبه کنيم، شايد با تعجب دريابيم که همکاري با کمپين در مقابل ترک همکاري با آن داراي امتياز مثبتي براي مردان خواهد شد.

در ابتدا به نظر مي رسد محاسباتي اين گونه دور از ذهن و بيگانه اند، يا آنکه مداخلات فرهنگي در عرصه تصميم گيري بسيار مهم تر و تاثير گذارتر از انتخاب براساس محاسبه صرف سود و زيان مي باشد. اما شايد واقعيت آن باشد که پايه ی همه ی تصميمات در زندگي آدميان با توجه به اختيار نسبي آنها در اين موارد بر اساس نوعي محاسبه است. من در محاسبات فوق اثر هيچ متغير فرهنگي را در نظر نگرفتم تا عرياني اين محاسبات عقلاني را نمايان کنم.
اما در مبادلات رفتاري روزمره هرگز اين محاسبات عاري از آموخته هاي فرهنگي، عاري از احساسات، انديشيدن و تفکر نيست. آدميان متفکر معمولاٌ توانايي انديشيدن به منافع آتي در مقابل منافع آني را نيز دارند. به طور مثال مردان ايراني با همراهي با کمپين در واقع اعلام مي دارند که زنان را انسان هايي به لحاظ حقوقي برابر با خود خواهند خواست که همين در دراز مدت از اين انتظار عمومي که مردان را همواره حامي و مسئول در برابر زنان نزديک خود مي داند، خواهد کاست. پدراني که مي دانند قانون از دخترانشان حمايت خواهد کرد، برادراني که دل نگران خواهران خود در برابر قانون نيستند و همسراني که مي دانند چنانچه به هر دليلي روزگاري نباشند، قانون در کنار همسرانشان است.

مولفه هاي فرهنگي ديگر، نظير برابري خواهي و مساوات طلبي که همواره جزئي از مشغوليات بشر بوده است را به مجموعه ی فوق اضافه کنيد، سفيد پوستاني که در کنار سياه پوستان بر عليه تبعيض نژادي مي جنگيدند (هر چند ممکن است که با محاسبات فوق هرگز کاري عقلاني نبوده باشد) همگي براي اين اعتقاد مي جنگيدند که زندگي در دنيايي که تبعيض در آن نباشد بسيار دلپذيرتر است.

اما از سوي ديگر در جامعه ی ما که سالها با فرهنگي مرد سالارانه پرورش يافته و همواره اين روابط را در خود بازتوليد کرده است، بسيار امکان دارد که آموزه هاي قدرتمند اين فرهنگ نه تنها بر مردان که بر زنان هم تاثير بگذارد، و باعث شود که در مقابل تغييري به نفع هم نوعان خود مقاومت کنند، برخوردي عقلاني با اين موضوع چنانکه شرح آن را آورديم آنهایي را که تعصب کور نسبت به حفظ وضع موجود ندارند، بر آن مي دارد که به جاي خشمگين شدن از چنين حرکاتي لذت همراهي با آن را بچشند.

پاره اي از نظريه پردازان انتخاب عقلاني مانند سن (sen) که خود اقتصاد داني درجه اول است، بر آنند که نفع طلب صرف بودن مورد نقد است وي در جايي مي گويد: "انسان اقتصادي صرف ( به معناي انساني که تنها بيشينه ی منافع خود را در نظر بگيرد ) هالويي (moron) اجتماعي بيش نيست". سن معتقد است که به جاي عقل سودجو و بيشينه طلب، مي بايد مفهوم مضبوط تري از عقل عملي را نهاد که تعهدات (commitment) را هم در مقام تصميم گيري لحاظ کند. اين مفهوم از عقل، ادله غير سودجويانه را نيز فرا مي گيرد که اصول اخلاقي (انصاف و حق شناسي ) و غمخواري براي ديگران از اهم آنها هستند، بدون آنکه از حوزه عقلانيت خارج شد.

البته ما نمي توانيم از تک تک مردان جامعه مان بخواهيم که اصول اخلاقي را آن گونه که ما در نظر مي آوريم در نظر آورند، اما به نظر مي رسد بتوان از آنها انتظار داشت که به شيوه اي عقلاني، راه تفکر در اين مورد را پيش گيرند و در نظر داشته باشند که وضع موجود به صرف موجود بودنش مطلوب نيست، و ظاهر مطلوب آن براي ايشان، عمقي ندارد و به واقع آنها هم جزء متضررين قوانين تبعيض آميز- و به تبع آن خشونت پنهان در لايه هاي آن که معلول همان تبعيض اند – هستند، و زنان در اين مبارزه نه در مقابل مردان که در کنار آنها هستند.

سایت زنستان