|
زن ليبيائي و نقش وي در جامعهصببیحه صمیمی چهار شنبه25 خرداد 1390 تغییر برای برابری - درجامعه ليبيائي خانواده عبارت است از يك واحد همانند و يكدست كه مانند ساير كشورهاي عربي در كنار خصوصيات و مشخصات بدوي نيز داراي خصوصيات ویژه ليبيائي مي باشد كه آن را از ساير خانواده هاي عربي جدا مي سازد اما نقش زن ليبيائي در اين جامعه چیست ؟ جامعه لیبیایی از نظر اجتماعي داراي ارزشها و استانداردها و قواعد رفتاري ويژه يك جامعه بدوي است، مانند همبستگي و يكدستي قبيله اي و تبعيض بين بزرگتر و كوچكتر، بدين معنى كه كوچكتر بايستي هر آنچه بزرگتر مي گويد و حكم مي كند بي چون و چرا بپذيرد و به آن تن دهد. دراین جامعه فرق است بين زن و مرد و نقش ويژه هركدام از آنان در جامعه ی مرد سالاري كه مي توان آنرا جامعه روستائي ناميد زيرا از نظر اقتصادي، كشاورزي و كشت و كار اساس آن است. بنا بر إين زن ليبيائي در چنين جامعه اي پا به پاي همسر كشاورزش به كشت و كار و نگهداري حيوانات و كارهاي دستي مي گذراند و نقش عمده وي به توليد نسل و نگهداري از كودكان خود منحصر مي شود . اما هم اكنون با پيشرفت سريع چرخ صنعت و تكنولوژي، زن ليبيائي ناچار است خودرا با تغييرات هماهنگ كرده و با چالشهاي فراواني كه نتيجه ی تغيير و تحول است رو در رو گشته و خودرا درون جامعه اي كه مخلوطي از فرهنگها ست در مي يابد. ولی وابستگي های شديد سنتي و مذهبي عامل بازدارنده اي در راه پيشرفت او مي شود. با اينكه در ليبي زن تا حد بسيار زيادي داراي حقوق برابر با مرد مي باشد همانطور كه در بند 21 ميثاق سبز حقوق بشر آمده است كه در جامعه مردمي ظلم بزرگي است كه زن و مرد نابرابر باشند و هيچ گونه توجيهي براي اين نابربري وجود ندارد و زن و مرد هردو بايستي از حقوق مساوي در زمينه هاي اجتماعي و كاري برخوردار باشند، اما با اين وجود زن ليبيائي تاكنون نتوانسته است خودرا از قيد و بندهاي سنت ها ي مذهبي رهائي سازد و همچنان خودرا موجودي كم تر از مرد دانسته و فرهنگ مردسالاري را تقويت مي كند. درست است كه قشري از زنان سعي در رها كردن خود از اين قيد و بندهاي سنتي دارند و تا حدودي هم موفق شده و بويژه در زمينه كاري حتى به پست وزارت رسيده اند اما إين امر كافي نيست . اگر چه قانون ازدواج و طلاق در كشور ليبي تا حدودي به نفع زنان مي باشد اما اين قانون هم داراي اشكالاتي است مثلا: 1) چنانچه مرد زن را طلاق بدهد خانه از حق زن مي باشد مشروط بر اينكه زن بچه دار 2) اگر چنانچه مرد خواستار ازدواج با زن ديگري شود بايستي موافقت زن اول را قانونا داشته باشد در غير اينصورت ازدواج دوم مرد غير قانوني خواهد بود اما بدينوسيله قانون به مرد حق ازدواج مجدد را داده وممكن است كه زن زير فشار شوهر مجبور به پذيرفتن اين امر شود و نیز متاسفانه زن ليبيائي خود بعلت فرهنگ سنتي مذهبي اش اين امر را پذيرفته است . در زمينه كار از نظر تئوري هيچگونه مانع و يا عامل بازدارنده اي در راه كار كردن زن وجود ندارد ولي عملا اينچنين نيست . زنان حق اشغال هر گونه پستي بدون استثناء كه با سطح تحصيلاتشان مطابقت دارا مي باشند اما عملا اين چنين نيست زيرا كه زنان با ديوار سخت سنتها و آداب و رسوم جامعه برخورد مي كنند، آداب و رسومي كه در جامعه به سختي تثبيت شده است بنا براين اين قانون هم بدست فراموشي سپرده مي شود. براي مثال مرد ليبيائي با زني كه پزشك است و طبابت مي كند ازدواج نخواهد كرد زيرا عقيده دارد كه زنش در محيط مختلط كار خواهد كرد و ناچارا مردان ديگري را طبابت خواهد كرد كه از نظر جامعه مسأله مرغوبي نيست و نيز زن پزشك ساعتهاي طولاني را در بيمارستان و محل كار خود خواهد گذراند كه وي را از انجام وظائف مادري و خانه داري باز خواهد داشت بنا براين بسياري از زنان پزشك بعد از ادواج كار طبابت را ترك كرده و به خانه داري و نگهداري كودكان خود مي پردازند. قابل توجه اين است كه خود زنان از اين وضعيت بعلت عقايد مذهبيشان ابراز رضايت مي كنند و مي پذيرند كه نقش كارخانه توليد مثل را در جامعه بازي كنند و حق را به مرد ميدهند باضافه آنكه مرد ليبيائي هيچكونه نقشي در تربيت اولاد خود بعهده نمي گيرد و اين زن است كه بايستي و ظائف مادري را تا به اخر بعهده بگيرد. بدين جهت بيشتر زنان در ليبي ترجيح ميدهند در زمينه تدريس و آموزش و پرورش كار كرده و بويژه مدارسي را انتخاب مي كنند كه به خانه خود نزديك باشند تا بتوانند ساعات طولاني تري را در خانه گدرانده و به وظائف مادري و خانه داري خود به بهترين وجه رسيدگي كنند . بنا بر اين زنان اكثرا به كار تدريس و يا كارهاي اداري كه ساعات كار كوتاه تري دارند ميپردازند و ساير زمينه هاي كاري منجمله كارهاي توليدي و صنعتي را بعهده مردان واگذار مي كنند. هم اكنون قشر وسيعي از زنان سعي مي كنند اين ديدگاه عقب افتاده و مرد سالاري حاكم بر جامعه را كه از ارزش زنان كاسته و آنان را كمتر از مرد ميداندتغيير دهند و با چالشهاي سختي روبروشده تا بر عليه تبعيض بين زن و مرد مبارزه كنند.ميتوان گفت تا حدود كمي موفق بوده اند هم اكنون تعدادي از زنان به كارهاي بازرگاني و تجارت پرداخته و شركتهاي كوچكي را اداره مي كنند. براي خود جائي در جامعه در برابر مرد باز كرده اند اما آنچه مورد توجه است اين است كه در صد بيشتر زنان موفق در جامعه از زنان طلاق گرفته هستند و اين بعلت ديدگاه عقب افتاده مردان ليبيائي است كه عليه استقلال اقتصادي زنان مي باشند و چنانچه زن سعي در اداره كردن امور خود كند آنرا عملي شورشي عليه سنتهاي اجتماعي مي دانند . على رغم انجه در قوانين جامعه ليبيائي در مورد حقوق زنان امده است كمبود فرهنگ اجتماعي باعث شده تا زن احترام خودرا از دست داده و اين قوانين باجرا گزارده نشوند و به دست باد سپرده شوند . اما انچه هم اكنون باعث نگراني است بالا رفتن موج مذهبي سنتي در جامعه است كه موقعيت زنان را دچار مشكلات بيشتري ميكند . |