شماره مقاله: 768

مسیر:
صفحه اول > همراهان > نامه های شما

لینک مستقیم:
/spip.php?article768



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

هردم از این باغ بری می رسد/ شیرین مومنی

جمعه15 تیر 1386


داشتن جامعۀ دموکراتیک از آرزوهای بشر امروزیست و کمتر کسی را می توان یافت که خواهان چنین جامعه ای نباشد . یکی از نشانه های دموکراتیک بودن حکومت ها چگونگی وضعیت زنان است، چراکه پس از پایان دوران الهه سازی از زنان و آغاز عصر قدرت بدنی درزندگی بشر، همواره این زنان بودند که بصورت عضو ضعیف شناخته شده و به مرور به شکل برده تحت ستم قرار گرفتند. حال حکومتی می تواند نام افتخار آفرین دموکراسی را برخود نهد اگر که توانسته باشد با قانونگذاری عادلانه و داشتن نگاهی خاص به زنان، برابری درحقوق مدنی زن و مرد را به انجام رسانده باشد.

ادیان همواره خود را مدافع حقوق ضعفا دانسته اند و احکامی نیز دراین خصوص صادر کرده اند ولی بارز است که قوانین تعریف شده از سوی آنان، مختص به زمانی بوده که درآن حضور داشته اند. به خصوص درمورد دین اسلام که با توجه به محیطی که در آن پیدا و رشد کرده و تاریخی که از آن منطقه شناخته شده به موقع وارد عمل گردیده و اوضاع اجتماع آشفته را به خوبی تحت کنترل درآورده.

اما تکلیف بشر نوگرا و امروزی که خود با منطق حتی علمی اش خدا را به اثبات رسانده چیست؟ قصد توضیح واضحات ندارم. غرض از این عرایض بیانات اخیر وزیر کشور درخصوص ترویج "بی حد و جسورانۀ " ازدواج موقت دربین جوانان است. آیا تمام مشکلات جوانان و دیگر سنین کشور ما موضوع روابط جنسی است؟ آیا این تنها سد در برابر ازدواج جوانان ماست؟ آیا زنان بی سرپرست همۀ مشکلاتشان حل شده و فقط این یکی مانده؟ اصلا" آیا تمام مسائل زنان و مردان ما همین یکی ست؟ باید از این آقا و دیگر رجالِ هم فکر ایشان پرسید شما به زن و مرد فقط با دید نر و ماده نگاه می کنید؟ چطور به خودتان اجازه می دهید که چنین نسخه ای را برای مردم بپیچید؟! اصلاً از شأن انسان چیزی می دانید؟

خودتان خوب می دانید که دردوران انقلاب، زنان چگونه دوشادوش مردان و هم قدم با آنها درصف مبارزه قرار داشتند. بخشی از زندانیان سیاسی را زنان تشکیل می دادند. درآن زمانی که حس می کردند "آزادی ندارند و کشورشان به تاراج می رود" بحث زن و مردی درکار نبود. همه با هم بودند . آقای وزیر کشور، بسیاری از اینان زنان "بی حجابی" بودند که دربرابر لشکر ارتشی سینه سپر می کردند. همین زنان بودند که درهشت سال جنگ تحمیلی مانند فرشتگان نجات، درکنار مردان در پوشش امدادگران، با قدرت و شهامت دربرابر دشمن ایستادند و شهید و اسیر دادند. چرا حالا ... شخصیت و حیثیت زنان را این چنین به قعر چاه کشانده و آنان را وسیله ای صرف برای ارضای مردان معرفی می کنید. آیا شأن چنین زنانی این است که فقط به مشکل جنسی آنها پرداخته شود؟

اینکه فساد درجامعه متاسفانه بالا گرفته شکی نیست. ولی از آنجائی که هر بیماری علتی دارد، این مشکل نیز ریشه در اصولی دارد که بیست و نه سال است که در بین مردم به زور ترویج شده. این جوانانی که امروز برایتان "معضل" شده اند تربیت شدۀ سیستم آموزش و پرورش جمهوری اسلامی و قوانین وبخش نامه های آن هستند .

رفتارهای سرکوبگرانه نسبت به مردم ثمره ای جز این نمی توانست داشته باشد. با نگاهی به قوانین مدنی به راحتی میتوان ریشه را شناخت. قوانینی که درکمال بی رحمی درحق زنان نوشته شده است. نابرابری های اجتماعی هم که نشانۀ اقتصاد ناسالم کشور است هم در جای خود عامل بوده.

علت دیگر در فرهنگی است که در این دوران بر مردم تحمیل و به مرور در زندگی و تفکراتشان رخنه کرده است. رفتارهای ناشایست و برخوردهای غیر اخلاقی عوامل حکومتی درطی این دوران بسیار نشانگر ایجاد زمینه برای چنین مشکلاتی ست.

حال باید از شما پرسید چطوراز نظرشما، قدم زدن دختران و پسران درخیابان و پارک نشانۀ بی عفتی ست، درس خواندن و مطالعه جمعی جوانان با هم ممنوع ونشانۀ فحشاست، درکنار هم بودن زنان و مردان درمحل کار خلاف موازین شرعی ست ، مهمانی های دوستانه جوانان در رستورانها و اماکن عمومی بیانگر نفوذ فرهنگ و فساد غربی ست، چطور شد که این اصل همبستر شدن که می توان گفت آخر کار است اینچنین مورد توجه شما بوده و همه را به انجامش ترغیب می کنید؟؟ آیا صرف "شرعی" بودن آن می تواند توجیه کنندۀ این رفتار باشد؟

تصور شما از اخلاق و انسان و زن و مرد چیست؟

شما و دیگر رجال حکومت، برخورد و احساس ایرانیان در مورد ساخت "خانه های به اصطلاح عفاف" درسطح شهر و علنی بودن آنرا دیدید، سوال این بود : " چرا خانۀ عفاف ؟ آیا عفت و مترادف آن پاکدامنی چنین قابل تعبیر است؟ " چرا دوباره از درِدیگری وارد شدید؟

ولی بدانید دراین مورد هم شکست خواهید خورد. زن ایرانی خوب میداند که کیست و باید چگونه باشد. ما در تربیت فرزندان مان نیک می دانیم چه به آنها بیاموزیم. تربیتی بدور از "فحشای" تعریف شدۀ شما.

دختر و زن ایرانی می داند عفت و پاکدامنی چیست. می داند جنس مخالف یعنی چه و بالاتر از همه می داند انسان و انسانیت چه تعریف و چه وظیفه ای دارد.

دختر ایرانی این را آموخته که مرد برتر از او و یا تکیه گاه مطلق او نیست بلکه همراه مسیر زندگیش است که باید انتخاب یکدیگر شوند و مسیری بس طولانی با حفظ حریم آن و انجام رسالت زندگی زناشوئی که بخشی از آن تولید مثل و مهمتر از آن تربیت فرزندان است را با هم به پیش برند.

درعصری که قانون می بایست هدایت کننده و ارتقاء دهندۀ فرهنگ باشد درکشور ما معکوس عمل کرده و این مردم هستند که جلوتر از قانون حرکت کرده و با مرور بر فرهنگ گذشتۀ این مرزو بوم ، سعی در ترمیم این فرهنگ تکه تکه شده دارند. دختران و پسران ما قبل از پرداختن به موضوع رابطۀ جنسی باید ازیکدیگر شناخت پیدا کنند. لازمۀ این ارتباط عشق است، مطلبی که سال هاست دراین کشور رنگ خود را از دست داده است .