شماره مقاله: 766

مسیر:
صفحه اول > تریبون > مقالات

لینک مستقیم:
/spip.php?article766



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

پیوند جنبش زنان و جنبش دانشجويي و سرعت بخشی به طرح مطالبات فزاينده

سمیه رشیدی

جمعه15 تیر 1386


در بيشتر جوامعي كه نهادهاي مدني به هر نحو از ايفاي نقش خود در تاثير گذاري و كنترل بر حاكميت بازمانده اند دانشگاه به صورت ايجابي نقش احزاب و نهادهاي مدني را ايفا كرده است. در اين شرايط حركت ها و فعاليت هاي دانشجويي به عنوان يك جنبش شناخته شده اجتماعي و همچنین یک نيروي تاثيرگذار اجتماعي در تمامي تحولات سياسي در جهت دهی به افكار عمومي نقش داشته است.

به باور من، دانشجويان يا همان نيروي اجتماعي قدرتمند مجموعه ايي هستند كه به شيوه هاي مستقيم يا غير مستقيم بر قدرت تاثير گذاشته و يا حتی در آن نفوذ می كنند. در واقع اگر دانشگاه را محيطي با ظرفيت هاي درخشان براي كنش سياسي-اجتماعي بدانيم، جنبش دانشجويي را مي توان به عنوان مسئول فعليت بخشيدن به اين ظرفيت ها در نظر گرفت. از اين لحاظ عنوان جنبش دانشجويي ابزاري كمكي است براي توصيف يك پديده موجود يا قابل ايجاد.

جنبش دانشجويي همواره آميزه اي از گرايش هاي مختلف بوده است. البته اين به معناي عدم وحدت نيست. وحدت نظري نسبي دانشجويان در برهه اي معين بر سر مسائل معيني است و الزامي وجود ندارد كه اين مسائل در طول زمان تغيير نكند. در واقع مانند هر حركت سياسي اجتماعي ديگر، یک جنبش دانشجويي فعال را نیز می توان براساس پويايي و مواضع بجا و به موقع آن تشخيص داد. يكي از موضوعاتي كه توانسته در بين دانشجويان و جنبش دانشجويي جايگاه ويژه اي پيدا كند، موضوع زنان و مسائل جنسيتي است كه آن هم تا حدي به خاطر تاثير فعاليت هاي دختران دانشجو و شرايط حاكم بر جامعه بوده است.

با نگاهي به تاريخ جنبش دانشجويي درمي يابيم كه ساخت جنبش تا همين اواخر ساختي مردانه بوده است. در واقع يكي از علل عمده آن مردانه بودن ساخت دانشگاه بوده و به همين جهت متقاضيان حضور در تشكل های دانشجويي را ،به خاطر فضاي بسته و مردانه، غالبا پسرها تشكيل مي دادند. از طرف ديگر، ساخت سلسله مراتبي و تركيب نابرابر اين تشكيلات كمتر به دختران اجازه حضور در اين جنبش را داده است. مثلا" بر اساس آئين نامه انجمن هاي اسلامي بسیاری از دانشگاه ها نسبت حضور دختران در شوراي مركزي 2 دختر در مقابل 3 پسر است این در حالیست که انجمن هاي اسلامي در تصميم گيري ها و به لحاظ تاثير گذاري بر جريانات دانشجويي بيشترين نقش را داشته اند.

در جريان چپ دانشجويي با تقسيم بندي هاي دروني آن، جريان راست دانشجويي مثل بسيج دانشجويي، انجمن هاي در خدمت حاكميت يا انجمن هاي اسلامي كه تفكر بنياد گرايانه اسلامي منتسب به آنهاست يا ملي مذهبي ها و انجمن هاي طيف تحكيم وحدت، هم حضور کمی دختران را شاهدیم و هم پرداختن به مسئله دختران دانشجو کمتر مورد نظر بوده است، البته اکنون حضور کمی و کیفی دختران دانشجو روز به روز بیشتر می شود.البته ايدئولوژي خاص جريان چپ چه قبل و چه بعد از انقلاب تا حدودي توجه به مسئله زنان را ايجاب كرده است (جريان 8 مارس 1357 و نقش چپ ها در آن). در جنبش دانشجويي1960نيز دختران دانشجو فعال بودند، اگرچه بیشتر در حاشيه جنبش و در اموري غير از رهبري و تصميم گيري و سياست گذاري حضور داشتند.

امروز اين ساختار تا حدودي و به دلايل متعدد شكسته و تغيير كرده است. دلايلي چون:

1- تاثير حضور فعالان حوزه زنان كه براي تحصيلات آكادميك به دانشگاه وارد شدند و تاثير آگاهانه ي آنان بر فضا.
2- ورود رشته ي مطالعات زنان و آغاز بحث هاي آكادميك و تئوريك فمينيستي كه عمل گرايي دربين دانشجويان را در پي داشت. انتشار نشريات تخصصي زنان نمونه اي از اين عمل گرايي است.

3- اثرات دستاوردهاي ورود 63درصدي زنان به دانشگاه ها كه مسايل خاص خودش چون بحث تفكيك جنسيتي و سهميه بندي جنسي را به همراه داشته است.
4- برپايي مراسم و سمينارهايي با موضوع و مسايل خاص زنان در دانشگاهها مانند مراسم 8مارس، پس از دوران خاتمي و باز شدن فضاي سياسي اجتماعي.

در طول تاريخ هميشه شاهد پيوند منقطع بين اين دو جنبش بوده ايم. البته جنبش زنان و جنبش دانشجويي هيچ گاه در كليت خود حمايتگر يكديگر نبوده اند، بلكه اين حمايت از طرف فعالان آنها صورت گرفته است.

قبل از انقلاب فعالان دانشجويي زن بسياري داشته ايم كه به واسطه ي دانشجو بودن خود فعال سياسي نيز بوده اند. هم اكنون نيز بسياري از فعالان در جنبش زنان از فعالان دانشجويي سياسي قبل از انقلاب هستند. در تيرماه 78 بسياري از فعالان زن حمايت خود را از جنبش دانشجويي نشان دادند. در تجمع 22خردادماه 84و 85 هم بسيج منابع و حضور گسترده و مستقل فعالان جنبش دانشجويي را شاهد بوديم كه بخشی از هزينه ها را هم، اين دانشجويان بویژه دختران دادند. اكنون نيز بسياري از فعالان كمپين 1 ميليون امضا دانشجويانند، چه كساني كه در كارگاه ها شرکت می کنند و چه آنهايي كه متقاضي فعاليت و شركت در برنامه هاي كمپين هستند و يا كساني كه به صورت عمده در كميته هاي كمپين فعال اند. شاهد اين ادعا فراواني مطالب و مقالات دانشجويي در سايت كمپين است.

در بين جنبش دانشجويي نگاه ها و دسته بندي هاي مختلفي نسبت به كمپين وجود دارد. از طرفي چپ هاي افراطي كه خودشان را راديكال مي دانند و عمدتا" از دانشجويان دانشگاه تهران هستند، در مخالفت با كمپين معتقدند كه خواسته هاي كمپين ليبرالي و روبنايي است و كاري اصولي و ريشه اي نيست چرا كه قادر به تغيير كليت ساختار نیست و با گفتمان دولتي تلاقي پيدا مي كند. به اعتقاد آنها الزاما" هر كار پيشرويي بايد لائيك باشد و كمپين اين خصوصيت را ندارد. بنابر اين آنها در مقابل كمپين فعاليت مي كنند، از جمله اين كه قصد داشتند كمپين ضد كمپين راه اندازی کنند. همچنین نوشتن مقالاتي در نشريات دانشجويي آرمان نو، خاك پيشرو و به پيش و ...از فعالیت های آنان است.

جريان چپ ديگري وجود دارد كه منتقد كمپين به شمار مي رود، اما بسياري از اعضاي آن در عين منتقد بودن از فعالين كمپين اند. فروم يا پويان و بسياري از دانشجويان چپ دانشگاه علامه اعضاي اين جريان اند كه پاسخگوي بسياري از مجادلات و مخالفت هاي چپ هاي راديكال بوده اند، از جمله اين كه هر كار ليبرالي لزوما"روبنايي نيست بطور مثال گروه های چپ تقاضاي بالا رفتن دستمزد كارگران و حق تشكيل سنديكا را دارند و از كمپين نیز نمی توان انتظار تغيير كليت قوانین را داشت اما در جهت تغيير این كليت است . اين دو جريان شايد در گفتمان مذهبي تا حدودي مشترك باشند اما با اين تفاوت كه چپ هاي منتقد معتقدند بايد گفتمان مستقل خود را بسازند و پيرو گفتمان هاي پيشين نباشند.

اما دسته ي سوم ميانه روتر يا تعدادي از فعالين مستقل ليبرالند كه بيشتر آنها وابسته به جريان تحكيم وحدت هستند. تحكيم وحدت به خاطر نفوذ كميسيون زنان، بخصوص بعد از دستگيري فعالين اين طيف در 22 خرداد (از جمله آقاي موسوي خوئيني) اعلام حمايت خود را از اين جريان نشان داد. مثال آن برگزاري برنامه "تهديد ها و مقاومت ها" در جريان دستگیری دو تن از اعضاي كمپين و يا اعتراضات و بيانيه هايي است كه به ويژه در سايت آنها ديده مي شود.

اكنون ما شاهد رشد كمپين در سطح دانشگاه به وسيله خود دانشجويان هستيم به طوري كه در جريان دستگيري 33 نفر از فعالان جنبش زنان و بسياري از اعضاي كمپين در 13 اسفند، دانشجويان دانشكده هاي مختلف از جمله دانشكده مديريت و علوم اجتماعي تهران و دانشگاه زنجان تحصن كرده و فعاليت اعتراضي خود را با وجود لغو مراسم به صورت آزاد برگزار كردند. باید به این نکته توجه کرد كه بحث هزينه در جنبش دانشجويي بسيار متفاوت است. براي يك فعال دانشجو علاوه بر هزينه امنيتي، هزينه هاي ديگري چون رفتن به كميته انضباطي، تعليق يا اخراج، عدم اخذ مدرك و ستاره دار شدن نيز وجود دارد. اما با وجود همه ي اين مسائل دانشجويان هزينه هاي زيادي چه در سطح فردي و چه در سطح عمومي، چه در داخل و چه در خارج دانشگاه متحمل شده اند.

نكته ديگري كه در ارتباط كمپين با جنبش دانشجويي حائز اهميت است، بحث شبكه در جنبش دانشجويي است. از آنجا كه جنبش دانشجويي از شبكه هاي قوي ارتباطات برخوردار است كه علاوه بر شبكه هاي دانشجويي خود همان شهر، شبكه هاي ارتباط در شهرستان ها رانيز به واسطه ي حضور افراد در خوابگاه ها در بر دارد، كمپين در سطح شهرستان ها نيز به واسطه اين شبكه ها تا حدود زيادي گسترش يافته است.

يك دليل ارتباط كمپين با دانشجو به خاطر محدوده ي سني دانشجو ست. دانشجو به علت جوان بودن و داشتن شور و نشاط از كار چهره به چهره و كوچه به كوچه استقبال مي كند. ذات هر جنبش نيز متضمن داشتن شور و هيجان است.

در كمپين بحث حضور و شركت خانواده ها و در جريان قرار گرفتن آنها بسيار مهم است. اگر تا ديروز فعالان دانشجويي به خاطر انگ سياسي خوردن فعاليت هاي دانشجويي و ترس از ممانعت خانواده ها از ادامه فعاليت ها، پنهان كاري مي كردند و يا خانواده ها مانع فعاليت آنها مي شدند، امروز در كمپين كميته مادران به عنوان حاميان آنها در جريان كار قرارمي گيرند و اين نه تنها به رشد كمپين كمك مي كند باعث آرامش دروني خانواده ها شده و به جريان دانشجويي نيز كمك مي كند.

در آمريكاي لاتين دخالت مادران به سبب در گير بودن فرزندان دانشجويشان تاثير مهمي بر سياست اين كشور داشته است .در سال1968 نيز هنگامي كه تعدادي از دانشجويان دختر خود را در اعتراض به نبود دموكراسي آتش زدند، مادران آنها كانون خانواده هاي جنبش دموكراتيك را تشكيل دادند. كمپين نيز شايد بدين گونه و تحت عنوان مادر توانسته زنان را براي اصلاحات انسان دوستانه وارد قلمرو سياسي عمومي كند.

اما در خصوص لزوم پيوند كمپين وجنبش دانشجويي نكات حائز اهميتي وجود دارد كه مي توان آنها را به صورت ذيل برشمرد:

خاستگاه اجتماعي دانشجويان از پايين ترين لايه هاي اجتماعي تا بالاترين آن ها را در بر مي گيرد. به عبارت ديگر دانشجويان نمايندگان پايگاه هاي متفاوت اجتماعي اند كه به واسطه علم آموزي در كنار هم گرد آمده اند. در جامعه غير دموكراتيك به دليل حكومت سانسور، مردم كوچه و بازار كمتر از آنچه كه در عرصه سياسي مي گذرد با خبرند. از اين رو وظيفه دانشجويان است كه با برقراري ارتباط با خاستگاه خويش، مردم را نسبت به آنچه كه توسط حكومت در مورد آنها روا داشته مي شود، آگاه سازند. اين امر مستلزم پيشتازي جنبش دانشجويي در مطرح كردن مطالبات فزاينده مردم از حاكميت مخصوصا" خواسته هاي حقوقي كمپين است. گر چه كه خود كمپين نيز اين روش و هدف را دنبال مي كند و قطعا" با پيوند با جنبش دانشجويي خيلي سريعتر به خواست خود مي رسد. با پيشتازي جنبش دانشجويي و جنبش زنان، جنبش هاي ديگراز جمله جنبش كارگران، سبك هاي زندگي، محيط زيست، قوميتي، معلمان و... به حركت در آمده و عرصه را بر مخالفان جنبش ها تنگ مي كنند. تعدد خواسته ها و شعار ها، حاكميت را با هجوم بي امان قشر هاي مختلف مردم و مطالبات آنان روبه رو مي كند. دانشجويان حامل جنبش دانشجويي مي توانند با استفاده از وابستگي خود به هر يك از قشر ها شرايط را براي مطرح كردن مطالبات كمپين و ديگر جنبش هافراهم آورند. اين امر مستلزم آن است كه فعالان جنبش دانشجويي به عنوان فعالان كمپين وظيفه گفت و گوي مداوم با مردم و جريان هاي بي اعتنا به امر سياسي را با هدف ترغيب آنها در جهت برآورده شدن مطالبات حقوقي كمپين از طريق تغيير در روابط بين مردم و حاكميت بر عهده گيرند.

از طرف ديگر كمپين با همراهي جنبش دانشجويي مي توانند با حساس كردن اذهان دانشجويان نسبت به مسائلي كه در جامعه مدني به طور بالقوه مشكلات اساسي هستند، زمينه بروز اعتراض و تلاش جهت رسيذن به وضع مطلوب را فراهم سازند.

*متن سخنرانی در نشست 6 اردیبهشت 86