|
مگه میشه زن ومرد با هم برابر باشن?!/ مریم مالکجمعه12 مرداد 1386 چند روز قبل یکی از دوستانم در دانشگاه که برگه های کمپین را امضاء کرده بود، وقتی خونه رفته بود و درباره آن به مادرش توضیح داده بود مادرش کلی دعوایش کرده بود و بد و بیراه نصیب من کرده بود. بالاخره یک روز به دانشگاه آمد و یقه من را گرفت، یک خانم چادری حدوداً 45 ساله و خیلی عصبانی. گفت که این چیزها چیه به دخترم یاد می دهی ؟ اصلاً اینها را از کجا یاد می گیری، مگر می شود زن ومرد با هم برابر باشن ؟ مثلاً زنی گفتن مردی گفتن! یک لیوان آب برای مادر دوستم آوردم و خواهش کردم روی صندلی بنشیند تا کمی آرام شود . گفتم حق با شما است ولی انگار مهدیه جان به شما درست توضیح نداده است. من شروع کردم از مسائل حقوقی که دردفترچه نوشته شده بود برایش توضیح دادم و گفتم: تلاش ما برای رسیدن به برابری حقوقی زن و مرد است، در مورد دیه مثلاً اگه خدایی ناکرده شما و همسرتان با هم تصادف کنید و هر دو تای شما دستتون بشکند خرج بیمارستان تان که یکی است، اما دیه شما نصف شوهرتان است آیا این انصاف است؟ آیا انصاف است که شهادت شما به عنوان یک زن با یک مرد برابر نباشد، مگر شاهد بودن به زن و مرد بودن ربط دارد؟ مادر دوستم گفت: والله راست میگی، این شد حرف درست و حسابی، یکی از اون برگه هارو بده تا من هم امضاء کنم. گفتم برایتان می آورم خانه تان و اگر دوست داشتید برای دوستانتان هم هم توضیح بدهید تا امضا کنند.برایش توضیح دادم که ما کارگاه های داریم که در این باره حقوق دانان هم صحبت می کنند و می توانید برای آشنایی بیشتر با کمپین خودتان یا دوستانتان به این کارگاه ها بیایید و حتی اجازه دهد که مهدیه جان در این کارگاه های شرکت کند. برایش از کمیته مادران کمپین گفتم و این که اگر تمایل دارد بااین کمیته آشنا شود به من اطلاع دهد که اعضای کمیته را به او معرفی کنم. این تجربه به من نشان داد که خیلی مهم هست که چطور کارکمپین را برای دیگران توضیح دهیم تا ابهامی باقی نگذاریم و مثال هایی بیاوریم تا بهتر متوجه بشوند و موفق تر باشیم. |