شماره مقاله: 7541

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article7541



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

زنان در سال ۸۹؛ سربلند از زندان تا خیابان

آیدا قجر

شنبه28 اسفند 1389


سالی که گذشت، سال پر هزینه‌ای برای جنبش زنان ایران بود سالی که در آن شاهد بازداشت‌های غیرقانونی، احکام طولانی مدت، تبعید و خروج چهره‌های فعالان این جنبش و مبارزه گسترده حکومت علیه آنان بودیم.

به گزارش رسانه های مکتوب و ویدئوهای منتشر شده، همزمان با اوج‌گیری اعتراضات مردمی به حضور محمود احمدی‌نژاد در جایگاه ریاست جمهوری ایران و نمایش این نارضایتی در سطح خیابان، زنان صفوف اول این سیاست اعتراضی را از آن خود کرده بودند، حضوری که در 25 بهمن، اول اسفند وپس از آن هم ادامه داشت؛ اما حکومت برای ستیز با جنبش زنان به روشهای مختلف، اقدام به مبارزه با آنان کرد.

این گزارش سعی دارد تا خلاصه‌ای از آنچه بر جنبش زنان و فعالان سربلند این حوزه گذشته است را مرور کند.

بازداشت رهنورد و کروبی در راستای سرکوب زنان

یکی از آخرین رفتارهای سرکوبگرانه حکومت جمهوری اسلامی ایران علیه زنان، حصر و حبس همزمان زهرا رهنورد و فاطمه کروبی بود، این دو در حالیکه همسران رهبران جنبش سبز هستند فعالیت‌های بسیاری در راستای ارتقای مقام زن و همراهی با فعالان جنبش زنان داشتند؛

حضور زهرا رهنورد در جایگاه ریاست دانشگاه الزهرا در سالهای قبل از انتخابات دوره دهم ریاست‌جمهوری و همراهی‌اش در راستای بیان مطالبات برابری‌خواهان با زنان در یک‌ سال و نیم اخیر حضور موثر وی را در این حوزه تثبیت کرد، به طوریکه وی به عنوان یک حلقه وصل میان فعالان جنبش زنان و رهبران جنبش سبز ایران چشم‌گیر بود.

بازداشت وی تاثیر منفی بر این زنجیره گذاشت به طوریکه از نظر برخی از فعالان حوزه زنان کمبود وی در اعتراضات همزمان با روز جهانی زن (۸ مارس) مشهود بود.

از سوی دیگر حضور زهرا رهنورد در کنار خانواده‌های زندانیان و شهدا نشان از همدلی وی با آنان بود، گفت‌وگوها و بیانیه‌های منتشر شده از رهنورد نیز نمایانگر این است که مطالبات وی مطابق با خواسته‌های جنبش زنان و در راستای هم می‌باشد.

اطمه کروبی دبیرکل مجمع اسلامی بانوان و نماینده مجلس پنجم و به دلیل حضورش در سالهای جنگ در راس بیمارستان مصطفی خمینی، سازمان‌دهنده‌ی تشکل‌های پزشکان زن بود و پس از ‌آنکه از حکومت جدا شد مجله ایران‌دخت را راه‌اندازی کرد که در مقاطع زمانی متفاوت تاثیرگذار بود.
ایستادن کروبی همگام با همسرش در راستای مطالبات برابری‌ و آزادی‌خواهی مردم ایران برای نظام جمهوری اسلامی پر هزینه بود زیرا تا قبل از این دوره از انتخابات ریاست‌جمهوری، حکومت سعی می‌کرد تا به شکل علنی مخالفان خود را خارج از نظام معرفی کند.

می‌توان بازداشت فاطمه کروبی و زهرا رهنورد را یکی از آخرین اقدامات حکومت در راستای مبارزه با زنان برابری‌ و آزادی‌خواه تا قبل از سال جدید شمسی (۱۳۹۰)تلقی کرد.

سرکوب حرکت‌ها و تشکل‌های زنان

تلاشهایی که برای تصویب لایحه حمایت از خانواده در سالی که گذشت، صورت گرفت و همزمانی آن با اقداماتی که جهت کم کردن ساعات کاری برای زنان شاغل، انجام شد؛ از نظر بسیاری از فعالان جنبش زنان در راستای خانه‌نشین کردن و در نهایت حذف زنان از عرصه‌های اجتماعی تلقی شد.

اما ضرب و شتم زنان در اعتراض‌ها شاید اولین جایی بود که حکومت جمهوری اسلامی سعی کرد میان زنان و مردان تبعیض قائل نشود و با حرمت‌شکنی زنان را مورد تهاجم فیزیکی قرار دهد.

بازداشت‌های غیرقانونی چه در سطح خیابان‌ و چه با حضور ماموران امنیتی در حریم خصوصی زنان بدون در دست داشتن حکم قضایی از فراگیرترین اقداماتی بود که حکومت جمهوری اسلامی علیه آنان اتخاذ کرد.

بنا به اظهارات بازداشت‌شدگان در بسیاری از موارد ماموران با شکستن در منزل یا حضور ناگهانی در محل سکونت افراد در حالی آنان را بازداشت کرد که گاه، پوشش مناسبی نیز نداشتند.

بازداشت‌های غیرقانونی و طولانی مدت که به احکام غیرقانونی تبدیل شد نشان از آن داشت که حکومت جمهوری اسلامی بیشتر قصد ترساندن و ارعاب افراد را دارد .

یکی از تهدیدهای عملی شده توسط حکومت علیه زنان، تجاوز است .

تازه‌ترین نمونه این ناامنی‌ها را میتوان در نامه جدید خانواده‌های زندانیان سیاسی زن زندان رجایی‌شهر به رئیس قوه قضائیه مشاهده کرد؛ آنها نوشته اند:

"مسائل خلاف اخلاق، به وفور در این زندان مشاهده می‌شود به طوری‌که در چندین مورد زندانیان جوان‌تر پس از اینکه از سوی زندانیان شرور به انحاء مختلف مورد تجاوز قرار گرفته‌اند، از سوی آنان به قتل رسیدند. هم‌اکنون فردی در همسایگی اتاق زندانیان سیاسی نگه‌داری می‌شود، که تابحال ۳ زندانی را پس از تجاوز به قتل رسانده است و مسئولان زندان، جهت تأمین سلامت جانی زندانیان، هیچ‌گونه اقدامی را انجام نمی‌دهند".

نویسندگان این نامه افزوده اند که "مساله دیگری که موجب نگرانی بسیاری از خانواده‌های زندانیان سیاسی شده است، وجود زندانیان شرور در این زندان است، که در مواردی در زندان دست به کشتار دیگر زندانیان زده‌اند. مسائل خلاف اخلاق، به وفور در این زندان مشاهده می‌شود به طوری‌که در چندین مورد زندانیان جوان‌تر پس از اینکه از سوی زندانیان شرور به انحاء مختلف مورد تجاوز قرار گرفته‌اند، از سوی آنان به قتل رسیدند. هم‌اکنون فردی در همسایگی اتاق زندانیان سیاسی نگه‌داری می‌شود، که تابحال ۳ زندانی را پس از تجاوز به قتل رسانده است و مسئولان زندان، جهت تأمین سلامت جانی زندانیان، هیچ‌گونه اقدامی را انجام نمی‌دهند"..

انتصاب‌های مصنوعی ونمایشی زنان

روش دیگر مبارزه حکومت با زنان و فعالیت‌هایشان ایجاد حرکت‌هایی با ظاهر حمایت از زنان، اما در راستای تبعیض بیشتر علیه آنان بود به طوریکه فاطمه وحید دستجردی به عنوان اولین وزیر زن پس از انقلاب در دوره ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد انتخاب شد اما به دلیل تفکر و اقداماتش مورد اعتراض برابری‌خواهان قرار گرفت؛ وی طراح نظریه جداسازی جنسیتی بیمارستان‌ها بود و تا امروز نیز بر باور خود اصرار دارد در حالیکه فعالان حوزه زنان این طرح را در راستای تبعیض بیشتر و تابو کردن بیش از پیش جنسیت زنان عنوان می‌کنند.

فشار برای انتخاب یک زن(فرحناز ترکستانی) در راس سازمان ملی جوانان و اعلام چندین باره آن و عدم پذیرش این مسئولیت از سوی وی از جمله اتفاقات پرسرو صدا و مهم امسال بود. یک منبع آگاه علت اصلی نپذیرفتن ریاست سازمان ملی جوانان از سوی دکتر ترکستانی مخالفت همسر وی با این پیشنهاد و همچنین وضعیت جسمی ایشان بوده است.

فعالان امور زنام معتقدند دولت، با ویترین حضور زنان در عرصه مدیریتی -اجتماعی، تلاش می‌کند تا یکی از دولت‌های ضد زن در نزد روشنفکران، فعالان حقوق بشر را معتبر جلوه دهد.

حرکت‌های تبلیغی و نمایشی

اظهارات و اقدامات احمدی نژاد و برخی اعضای کابینه اش در زمینه حرکتهای تبلیغی نیز خاص این دولت است. آخرین نمونه آن را می توان در مصاحبه احمدی نژاد در دفترش در ریاست جمهوری با یک خبرنگار بی حجاب دانست. او پیش ازین نیز اظهاراتی در مصاحبه هایش با صدا وسیما در مباحث مختلف از جمله حجاب بانوان داشت که انتقاد برخی مراجع را بدنبال داشت.

دستاوردهای سرکوب زنان

با آنکه مبارزه حکومت علیه زنان با قصد از هم پاشاندن تشکل‌های آنان و ترساندنشان اتفاق افتاد اما با توجه به ضررهایی که خواهیم شمرد باعث آن شد که فعالان داخل ایران به همراه آنان که خارج شده‌اند به یک تاکتیک جدید برای مقابله با رفتارهای تبعیض‌آمیز حکومت ایران دست ‌پیدا کنند.

احکام تعلیقی و تهدید‌های مداوم بسیاری از فعالان باعث شده تا آنان سکوت اختیار کنند؛ مصاحبه نکنند، ننویسند مگر با نام مستعار.

تعدادی دیگر که با احکام تعزیری، طولانی مدت و در برخی موارد تبعید مواجه شدند تصمیم گرفتند که ایران را ترک نکرده و هزینه برابری‌ و آزادی‌خواهی را با حضورشان در زندان‌ها بپردازند.

جنبش زنان در ایران در سال گذشته و پس از رفتار حکومت با آن‌ها با پدیده‌ی دیگری بنام خروج چهره‌های فعال از ایران مواجه شد به طوریکه بسیاری از این چهره‌ها تصمیم گرفتند تن به احکام غیرقانونی جمهوری اسلامی ندهند و متقبل هزینه تبعید شوند.

اما جمع میان آن‌چه در جنبش زنان رخ داد با همه‌ی اختلاف سلیقه‌ها و نقد‌ها منجر به آن شد که فعالان داخل ایران و خارج بتوانند به تاکتیکی برسند که باز هم اقتدار جنبش زنان را نشان دهد

بسیاری از کسانی که خارج شدند توانستند صدای خاموش فعالان داخل ایران شوند و توجه جامعه بین‌المللی را به فضای ناآرام ایران، تبعیض و رفتار علیه زنان جلب کنند.

آنان بر این باورند که کسانی که تبعید را برگزیده‌اند می‌توانند با توجه به تجربه‌های ناب و به روز خود و کنار هم قرار گرفتن تجربیات نسل‌های گذشته از موقعیت حضورشان در فضایی آزاد استفاده کنند.

زنان؛ سالی که در بند گذشت

زنان فعال در زندان را در یکسال اخیر می‌توان به چند گروه تقسیم کرد که برای نمونه، از هر طیف فکری، نام و یادی از یک زندانی خواهیم آورد؛

فعال حقوق زنان:
عالیه اقدام‌دوست، نخستین زندانی زن در ایران است که برای فعالیت‌هایش در راستان حقوق زن حکم قضایی دریافت کرده است، وی به اتهام شرکت در تجمع مسالمت‌آمیز زنان در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ در میدان هفت‌تیر بازداشت شد. وی تاکنون از حق استفاده از مرخصی محروم بوده و پدر و مادر وی نیز در این مدت در گذشته‌اند.
اقدام‌دوست در آبان سال جاری به دلیل اعتراض نسبت به انتقال زنان زندانی سیاسی بند عمومی به بند متادون به مدت یک هفته به سلول انفرادی منتقل شد.

فعال حقوق بشر:
نسرین ستوده که خود وکیل بسیاری از متهمان قبل و بعد از انتخابات دوره دهم ریاست‌جمهوری است امروز بیش از هفت ماه است که در بازداشت به سر می‌برد، وی در سال ۱۳۸۸ برنده جایزه حقوق بشر «سازمان حقوق بشر بین‌الملل» شد.
وی از زمان بازداشت تا برگزاری اولین جلسه دادگاهش دوبار اعتصاب غذا کرد که پس از ملاقات با خانواده‌اش، با توصیف وضعیت جسمی وی توسط همسر و خواهرش نگرانی فعالان را برانگیخت.
ستوده به اتهام تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی و عدم رعایت حجاب اسلامی به ۱۱ سال زندان تغزیری، ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور و ۲۰ سال محرومیت از وکالت محکوم شد.

روزنامه‌نگار:
هنگامه شهیدی، خبرنگار حوزه سیاسی و امور بین‌الملل بار اول در نهم تیرماه سال گذشته بازداشت و پس از ۴ ماه با قرار وثیقه آزاد شد، وی بار دوم ۶ اسفندماه ۱۳۸۸ بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
وی به اتهام تبلیغ علیه نظام و اجتماع و اقدام علیه امنیت کشور به شش سال و پرداخت پنجاه‌ هزار تومان وجه نقد محکوم شده است.
هنگامه شهیدی در هشتم خردادماه سال جاری توسط یکی از زندانیان مورد ضرب و شتم قرار گرفت این درحالیست که وی به علت بیماری قلبی بارها دچار وخامت وضعیت جسمی شده است.

فعال سیاسی:
فخرالسادات محتشمی‌پور، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و مدیر کل امور بانوان وزارت کشور در دولت اصلاحات در دهم اسفند ماه سال جاری برای شرکت در تجمع اعتراضی همان روز بازداشت شد.
وی در تماسی که در تاریخ ۱۷ اسنفد ماه با خانواده خود داشت اعلام کرد که احتمالا تعطیلات عید نوروز را در بازداشت خواهد ماند.

فعال قومیت‌ها:
زینب بایزیدی، فعال کرد و عضو کمپین یک میلیون امضا یکسال قبل از انتخابات به اتهام گزینش نام کردی «زیلان» برای فروشگاه خود، فعالیت در کمپین یک میلیون امضا به چهارسال زندان تعزیری محکوم شد.
زیلان یک نام کردی ثبت شده در ادارات ثبت احوال است اما نیروی انتظامی مدعی شده است که این نام، یکی از اسامی مورد استفاده گروه پژاک می‌باشد.

فعال آیینی:
یکی از آیین هایی که حساسیت حکومت جمهوری اسلامی را از اوایل انقلاب تا امروز بر می‌انگیزد، بهائیت است، اعدام‌های اول انقلاب و بازداشت‌های این روزها، عدم برگزاری دادگاه برای متهمان حاکی از همین حساسیت است.

سیما اشراقی شهروند بهایی شهر مشهد در دوم آبان ماه سال جاری به اتهام تبلیغ علیه نظام، اقدام علیه امنیت ملی و توهین به مقدسات به پنج سال حبس تعزیری محکوم شد.

ادامه سرکوب تاریخی

اگرچه آمیختگی جنبش زنان با جنبش سبز هزینه فعالیت سیاسی فعالان حقوق زنان را بالا برده است اما سرکوب فعالان زن در سال گذشته، ادامه سیاست های غلط پیشین است. از
اولین حضور اعتراضی زنان علیه تبعیض و در مقابله با حجاب اجباری که در اسفند ماه سال ۱۳۵۷ شکل گرفت و با سرکوب حکومت مواجه شد، پس از آن در سال‌های بعد از انقلاب اسلامی و مواجه شدن با جنگ ۸ ساله با عراق، مساله تبعیض علیه زنان در سکوت فرو رفت، اما در دهه ۷۰ شمسی و آزادی‌های نسبی آن دوره فعالان این حیطه توانستند تشکل‌های پراکنده خود را منسجم‌ کنند تا اعتراضات خود را با کمیت و کیفیت حقوقی اعلام دارند.

با روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد به عنوان رئیس‌جمهور ایران بار دیگر شاهد سرکوب فعالیت فعالان جنبش زنان بودیم که با روش‌های مختلف حکومتی سعی شد تا معضل تبعیض علیه آنان از اولویت امر ساقط شده و بیشتر از قبل به فراموشی سپرده شود اما از سال ۱۳۸۵ با تجمع اعتراضی میدان هفت تیر تا روزهای پایانی سال ۱۳۸۹، نه تنها حکومت موفق به سرکوب آنان به شکل نهایی نشد بلکه فعالان این حوزه توانستند حضور خود را پررنگ‌تر از قبل ثابت کنند تا برابری‌خواهان نه فقط متشکل از زنان باشد بلکه مردان نیز به این جمع بپیوندند.

امروز نزدیک به ۵۴ فعال حوزه زنان، زندانی و تعداد بی‌شماری زندانی زن به جرم‌های غیرسیاسی دیگر در بازداشت به سر می برد .

سال هزار و سیصد و نود و موج انتقاد بین المللی نسبت به عدم مراعات حقوق بشر در ایران شاید بتواند بستر امسال را برای گسترش فعالیت زنان هموارتر کند.

جرس