|
به زنی که عزیز ترین است و مرا از باب جمع آوردی امضا بیکار خطاب کرد / وبلاگ فروغ زنسه شنبه12 تیر 1386 مهربانترینم من از اینکه اینگونه میاندیشی متعجبم .خاطرت نیست آن روزی که برادرت دو برابر تو ارث برد به چه می اندیشیدی؟ چه زود شبهایی که ار درد سوزش کشیده نخوابیدی از یاد بردی. بیاد آر که چگونه از مردت گریختی واقعا ما که برای برابری حقوق خود و دختران تو تلاش می کنیم تا روزهای سخت زندگی تورا تجربه نکنند بیکاریم؟! می دانم می گویی:"زنان ایران هنوز ظرفیت این تغییر را ندارند .اگر این قوانین عوض شود دیگر سنگ بر سنگ بند نمی ماند .شما به جای اینکارها فرهنگ سازی کنید. " چرا ما این ظرفیت را نداریم مگر جدا از این است که امروزه 60 درصد قبول شدگان در دانشگاه زنان هستند .دیگر چه باید بکنیم که باورمان کنند و بدانند که ارزشمان نصف مرد نیست .چگونه ثابت کنیم که ما هم حق این را داریم که هرگاه در زندگی به تنگ آمدیم از مردمان جدا شویم .چه کنیم تا بدانند نصفه عقل نیستیم و می توانیم فرزندانمان را اداره کنیم .من منکر فرهنگ سازی نسیتم ولی به قول حقوق دانان قانون باید با شرایط تاریخی منطق باشد و حتی جلو تر ار شرایط زمانی پیش رود تا به روند تغییر فرهنگ کمک کند .اساسا یکی ازنقشهای قانون فرهنگ سازی است .دلیل نمی شود چون ما مسلمان هستیم با قوانین ۱۴۰۰ سال پیش زندگی کنیم . نه نازنین ما بیکار نیستیم تنها بر این باوریم که باید وقت ، زمان ،پول و اعصابمان را کف دستمان بگذاریم و هزینه کنیم ،حقمان را بطلبیم و منتظر نباشیم که آن را کادو پیچی به درب منزلمان تحویل دهند باشد که فرزندانمان از آفتاب لذت برند و تنها به حکم زن بودن تحقیر نشوند. نه .من هرگز نمی خواهم که چیزی را به خاطر من(!) امضا کنی. وبلاگ فروغ زن |