|
مبارزات زنان گستره اهدافش را توسعه بخشدپنج شنبه19 اسفند 1389 اکرم پدرام نیا درگفتگو با اشتراک: مبارزات زنان گستره اهدافش را به فمینیسم سوسیالیستی توسعه بخشد اشتراک: در آستانه ۸ مارس باید باید توجه داشته باشیم که گرچه زن به ظاهر آزاد در غرب توانسته وارد بازار کار شود و از قید مردسالاری در خانه رها گردد اما نادانسته به زندان بزرگ تری وارد شده و بردهی مالکان ابزار تولید گشته است. مبارزات زنان باید گسترهی اهدافش را به فمنیسم سوسیالیستی بینالمللی، ضد نژادپرستی، ضد همجنسگراستیزی و ضد نظام سرمایهداری توسعه بخشد، تنها راه رهایی زن مبارزه برای رسیدن به جامعهای سوسیالیستیست. هشت مارس با توجه به تاریخ برخواسته از مبارزات زنان کارگر و پیگیری های کلارا زتکین در شکل دهی این روز جهانی به عنوان نقطه عطف مبارزات زنان در سراسر جهان است. هشت مارس، فعالین و حامیان آن همه از جنبشی با رویکردهای مارکسیستی و سوسیالیستی برخواسته اند. "اشتراک" که سنتاً در گرامیداشت این روز تلاش خود را برای تصویر کردن مشکلات زنان و راه برون رفت آن کرده است اینبار به مصاحبه با اکرم پدرام نیا، نویسنده و مترجم شناخته شده ی ساکن تورنتو کانادا پرداخته است، خانم پدرام نیا در رشته های پزشکی و زبان انگلیسی تحصیل کرده و تا کنون ۶ کتاب به فارسی و مقالات بسیاری در نشریات و سایت های داخل و خارج از ایران در زمینه های ادبی، سیاسی و اجتماعی منتشر کرده است. ۱- رابطه ادبیات فارسی معاصر (شعر، داستان و رمان) بویژه شاعران و نویسندگان زن را باخواستهها و جنبش کنونی زنان در ایران چگونه میبینید؟ و این دو چه تاثیراتی بریکدیگر داشتهاند؟ خب، جنبش زنان ما بسیار جوان و نوپاست و شاید هنوز نتوانیم از تاثیر آن بر ادبیات معاصر سخن بگوییم. از سوی دیگر، حضور زن در گسترهی ادبیات دیرین است و او از همان آغاز، از هنرش در راه مبارزه علیه نظام مردسالار و نابرابریهای اجتماعی استفاده کرده که همین پیکارِ با نابرابریها اصل اساسی مبارزهی جنبش زنان ماست. به عبارت دیگر، هر دوحرکت در نقطهای به هم میرسند. ۲- جایگاه سوسیالیسم و فمینیسم سوسیالیستی و کلا ایدهها و مطالبات سوسیالیستی در جنبش زنان ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟ با نگاهی به تاریخ میبینیم که فمنیسم سوسیالیستی با حضور موج دوم فمنیسم در جامعهی غربی در برابر فمنیسم رایج مطرح شد، در برابر فمنیسمی که در راستای اهداف نظام سرمایهداری و بازار آزاد به میدان آمد و از مفهوم واقعیاش دور شد، بهگونهای که حتا در مسیر مبارزههای فمنیستیاش از کسانی چون هیلاری کلینتون و سارا پیلن، دو نماد ضد زن و ضد کارگر، پشتیبانی کرد. ۳- آیا رهائی زنان در چارچوب نظام سرمایهداری امکانپذیر است؟ اگر آری چگونه و اگر نه چرا؟ به یقین نه. به این دلیل که اساس نظام سرمایهداری بر سودِ بیشتر و انباشت سرمایه استواراست، نه رشد و تعالی انسان (چه زن و چه مرد) ویکی از راههای رسیدن به سود بیشتر ناآگاه نگه داشتن طبقهی کارگر، بهویژه زن است. گرچه زن به ظاهر، در چنین نظامی توانسته وارد بازار کار شود و از قید مردسالاری در خانه رها گردد، نادانسته به زندان بزرگ تری وارد شده و بردهی مالکان ابزار تولید گشته. از او به عنوان کارگر ارزان قیمت بهره برداری میشود و به او نیازهای غیرواقعی القا میگردد تا بیش از پیش بازار سرمایه داری را داغ نگه دارد. اگر سرمایه داری میتوانست رهاییبخش زنان باشد، امروز در کشورهایی که الگوی سرمایهداریاند، نیازی نبود که زن برای بهدست آوردن کمترینهها مبارزه کند. بنا به آمار منتشر شده، در شهر تورنتو (که بر پایهی سنجش استانداردهای زندگی، یکی از بهترین شهرهای جهان بهشمار میرود) ٢۴ درصد از زنان زیر خط فقر زندگی میکنند. ۴- جنبش زنان وفعالان این عرصه در ایران چه چیزهایی را می توانند از فعالان حقوق زنان در کشورهای غربی و دارای سنت قوی تر مبارزاتی زنان بیاموزند؟ چه تجاربی را فعالان حقوق زنان در ایران می توانند به آنها بیاموزند؟ برای آموختن ازجنبشها و کوشندههای زنان در غرب بیتردید باید دو نکته را در نظر گرفت: ۱) اهداف و نقاط ضعفشان را شناخت. همانطور که میدانیم، بهرغم موفقیتهای بسیاری که جنبش زنان در غرب بهویژه در آمریکا داشتهاند، هنوز در این کشورها به برابری زن و مرد نرسیدهاند. زنها بهطور میانگین، درآمدی بسیار پایینتر از مردها دارند؛ زنها خیلی فقیرتر از مردها هستند؛ خشونت علیه زن چه در خانه و چه در محل کار و جامعه هنوز گسترده است؛ مسئولیت مراقبت از کودک بر دوش زن است؛ گرچه خیلی از زنها بیرون از خانه کار میکنند، هنوز وظایف خانه به نام زن ثبت میشود. اینجا دوست دارم به گفتهی انجلا دیویس، کوشندهی زنان، اشاره کنم: انجلا میگوید، اگر مردی در خانه کار کند، حتا خود زن در آن خانه اعتراف میکند که مثلا همسرش در کارهای خانه به او کمک میکند، چون به او قبولاندهاند که کارِ خانه از وظایف زن است. گرچه از چهار پنج دههی پیش فمنیستهای غرب مبارزه علیه نابرابریِ قدرت میان زن و مرد در خانواده و جامعه را شروع کردهاند، هنوز نابرابری با همان شدت در این جوامع وجود دارد. از همه بدتر امروز دیگر جنبش تودهای زنان در کشوری چون آمریکا دیده نمیشود. ٢) همبستگی همهی جنبشهای زنان جهان با یکدیگر، برقراری ارتباط زنان کوشندهی جهان چه از طریق دنیای مجازی و چه با تشکیل فورومهای فمنیستی و تبادل نظر با دیگر کوشندههای جهانی میتواند برای رسیدن به هدف اصلی زنان که به نظر من فراتر از رهایی صرف زن است و دربرگیرنده ی قبول وابستگی انسانها به یکدیگر، پذیرفتن تفاوتها (بیآنکه مورد سوءاستفاده قرار گیرد و زن را موجودی ضعیفتر و فروتر از مرد معرفی کند)، شناخت نیازهای واقعی زن در جامعهی انسانی و رسیدن به رشد کامل اوست. ۵- به عقیده شما رابطهی جنبش زنان با جنبشهای اجتماعی دیگر (مانند جنبش کارگری، دانشجویان) چگونه است و یا چگونه باید باشد؟ اگر بپذیریم که پنجاه درصد از جمعیت جامعه را زن تشکیل میدهد، باید این را نیز بپذیریم که جنبشهایی که شما نام بردید در بیشتر مواقع همپوشی دارند، مثلا زن در نقش دانشجو و یا کارگر. از سوی دیگر با تعریفی که کارل مارکس از کارگر ارائه میدهد و هر کس را که تولید بازویی و فکریاش را میفروشد، در این طبقهبندی قرار میدهد، آشکار است که گسترهی جنبش زن و چنبش کارگری وسیعتر از تصور ماست. البته،به گفتهی نانسی هولمستروم، استاد بازنشستهی دانشگاه روتگر (نوارک) برای رهایی زنان نهتنها جنبش دانشجویی که اتحادیههای کارگری نیز باید به این جبنش بپیوندند و فعالیتشان را از حوزهی خصوصی صرف به حوزهی عمومی و سپس جهانی گسترش دهند. ۶- زنان یک توده واحد نیستند و به فرهنگها و طبقات واقشار مختلفی تعلق دارند ( زنان کارگر، زنان همجنسگرا، زنان طبقات مرفه جامعه، زنانمتعلق به اجتماعات سنتی و ...) و شاید به همین دلیل اولویتهای مطالباتی متفاوتی داشته باشند. بنظر شما چگونه و تحت چه موازینی میتوان جنبشی گسترده و متحد برای احقاق حقوق زنان داشته باشیم ؟ درست است، اما اکنون که نمیشود خواستهها را همسطح کرد و به زمانی دراز نیاز است تا رشد همهی طبقههای جامعه میسر شود باید به پایهایترین هدف سوسیالیسم یا فمنیسم سوسیالیستی یعنی رسیدن به زندگی بهتر پرداخت (من از اصطلاحی استفاده میکنم که گارسیا لینرا، معاون رییس جمهور بولیوی بهجای واژهی سوسیالیسم بهکار برد.او گفت، اگر کسانی از این نام خوششان نمیآید، میتوانند به آن بگویند «خوب زیستن») و برای رسیدن به این هدف باید به همهی تفاوتها از جمله، دیدگاه مذهبی، غیرمذهبی، طبقاتی، سیاسی و اجتماعی تک تک کسانی که دلشان میخواهد برای بهزیستی زن و رویهمرفته، انسان تلاش کنند، احترام گذاشت و به همین هدف پایهای پرداخت. این همان کاریست که در کشور انقلاب بولیواری رخ میدهد. ۷- افق تحقق مطالبات زنان و پیروزی آن در ایران را چگونه می بینید؟ درواقع، باید مبارزات زنان را یک پروژهی مداوم دید. پروژهای که از گذشتههای دور شروع شده و تا امروز و فرداهای دور هم ادامه داشته و خواهد داشت، البته شاید همیشه زیر این نام نبوده و نباشد. به نظر من جنبش مبارزاتی زنان باید گسترهی اهدافش را به فمنیسم سوسیالیستی بینالمللی، ضد نژادپرستی، ضد دگرباشستیزی و ضد نظام سرمایهداری توسعه بخشد. ۸ مارس ۲۰۱۱ برچسپ ها: 8 مارس,فمينيسم سوسياليستي,مصاحبه 8 مارس,اكرم پدرام نيا,جنبش زنان |