|
مادرشوهران علیه عروسانيكشنبه10 بهمن 1389 شهرزادنیوز-نوشین شاهرخی: کامیله لاکوسته ـ دوجاردین (1929) قومشناس و متخصص زبانهای بربر و عربیست. کتاب "مادران علیه زنان" نگاهی است پژوهشگرانه به سیستم روابط خانواده به ویژه مادرشوهر ـ پسر ـ عروس که در سال 1990 به زبان فرانسه نگاشته است. نگاه نقادانهی نویسنده نشان میدهد که چگونه رابطهی تنگاتنگ مادر و پسر به ویژه در جامعهی زنان مسلمان هرگونه تجددخواهی و برابرطلبی را در زناشویی ناممکن میسازد. قدرت مادران پسران
کتاب به طور عینی کارکرد و قدرت مادران را در گفتگو با زنان و ترسیم روابط خانواده به تصویر میکشد. در نمونهای که مؤلف میآورد مادر در پاریس زندگی میکند ولی برای پسرش علی دختری به نام جمیله در الجزایر مییابد. پسر جمیله را در نخستین برخورد میپسندد و البته سخن از پسندیدن دختر در میان نیست. مادران پسر و دختر یکدیگر را پسندهاند و این مهمترین رویداد برای ازدواج فرزندان است. جمیله در ده به زبان فرانسه تحصیل کرده است. وی به هنگام خواستگاری با شرم، خجالت، سکوت، نگاه به زیر و برخورد پاسیو تمام قدرت را به مادر میدهد تا برایش تصمیم بگیرد. جمیله قربانی سنت است. او اگر حرکتی خلاف سنت کند، نهتنها شرف خانواده را به باد داده، بلکه سبب بدبختی خواهرانش نیز میشود و باعث میگردد که مردی به خواستگاری هیچیک از خواهران نرود. جمیله و علی در پاریس در آپارتمان چهاراتاقهی والدین علی ساکن میشوند و اتاقی میگیرند. جمیله اغلب در خانه است و بیشتر نقش کلفت را بازی میکند و مادرشوهر فرمانده و همهکاره است. مادرانی که پسران زیادی دارند در جامعهی مردسالار از بیشترین قدرت برخوردارند و به همین دلیل بسیاری از مادران جوان برای به واقعیت نشاندن خودشان زود مادر میشوند. مادرانی که بچهدار نشوند و یا دختر بزایند مقصر شناخته میشوند. تولد و کودکی دختربچه
از همان سنین کودکی رُل متفاوت جنسیتها کاملا مشخص است. دختربچه باید متوجه ضعف و ارزش کمتر خود بشود و بداند که تهدیدی برای خانواده است. مادری که از داشتن دختر سرخورده است، طبیعتاً مهر کمتری به دخترش میورزد. اما خشونت شجاعت پسران محسوب میشود و مادران پسرانشان را به کتکزدن دیگران و ترساندن ترغیب میکنند. به دختر بچه در سنین پایین یاد میدهند که دیگر بزرگ شده و باید مواظب خودش باشد. "پسران به تو نگاه میکنند، پستانهایت کمکم بزرگ میشوند و اگر با پسری بروی، قرمزی لپهایت را از دست میدهی و بر رانهایت خون جاری میشود. اگر بکارتات از دست برود، شب عروسی شوهرت متوجه میشود و تو را برهنه در کیسهی زباله میاندازد، مثل لباس چرک، سوار بر خری میکند و برای پدرت پس میفرستد. همه مسخرهات میکنند و آبروی فامیل برای همیشه لکهدار میشود." روح شریر متجاوز
بکارت زن "حق" مرد شناخته میشود. یا دختر باکره است و یا روسپی. اگر مردان خانواده به دختر، همسر و یا خواهر خود مظنون شوند، او را میکشند تا "پاکسازی" کنند. اما دهههاست که زنان تحصیلکرده علیه این سنت میجنگند و آن را "دیکتاتوری بکارت" مینامند که باید پایان پذیرد. آنان اما تنها یک اقلیت کوچک را تشکیل میدهند. زندان رابطهی زناشویی
دختر و پسر هر دو قربانی هستند. دختر باید تسلیم خود را ثابت کند و پسر مرد بودنش را و سکس آمیخته است با بایدنبایدهایی که آزادی جنسی را در حیطهی رابطهی زناشویی سلب میکند. در جامعهای که آزادی فردی به رسمیت شناخته نمیشود و آزادی جنسی تابو به شمار میرود، روابط زناشویی نیز رابطهای اجتماعی محسوب میگردد که سکس در آن تنها نقش تولید مثل دارد. مدرنیسم در تقابل با سنت
بسیاری از والدین از ادامهی تحصیل دخترانشان در ردههای بالا جلوگیری میکنند، چرا که میترسند دختران وابستگی خود را به آنان از دست بدهند و دیگر قابل کنترل نباشند و حتی این مُدل سنتی خانواده، یعنی اول مادر بعد زن را زیر سئوال ببرند و نقش زنان را تغییر دهند. اما جامعهی مدرن با آموزش و پرورش، رسانهها، اقتصاد و روابط اجتماعی نوین، سنت را در خانوادهها کمرنگتر کرده و تأثیر خود را بر خانوادهی کوچک گذاشته است. |