|
چندشوهری از ایران به هند رسیده است زنان؛ قربانیان و یا ذینفع سیستم چندشوهری؟ / محبوبه حسین زادهشنبه25 دی 1389 تغییر برای برابری : «دوی» در سن 14سالگی ازدواج کرده است. او اکنون 70ساله است و بیوه و البته همچنان متاهل چون فقط یکی از شوهرانش فوت کرده است. مردم روستایی که این خانواده در آن ساکن هستند با مزرعه های کوچکی که در دامنه های 11000فیت هیمالیا درست کرده اند زندگی می کنند و اگر قرار باشد یک مزرعه بین پسران خانواده تقسیم شود، کفاف سیرکردن شكم یک خانواده را نمی دهد. خانم دوی می گوید:« کار کردیم و غذا خوردیم. وقتی سه برادر، یک زن دارند و همه آنها به یک خانه برمی گردند، وقتی برای کار دیگری هم نمی ماند. آنها همه چیز را با هم شریک می شوند». خانواده های چندشوهر به ندرت بیشتر از شش تا هفت بچه دارند.خانم دوی هم از سه شوهرش، پنج فرزند دارد. بچه های وی، بزرگترین شوهر خانم دوی را «پیتاجی»(پدر) و شوهران جوان تر وی را «کاکو» یا عمو صدا می کنند. خانم دوی علاقه ای به صحبت کردن در این مورد ندارد که کدام یک از شوهرانش، پدر کدام یک از فرزندانش است. او فقط می گوید:« یک مادر، خودش می فهمد». اما همیشه زندگی در خانواده های چندشوهری به این سادگی و بدون مشکل نیست. بومو، زن دیگری است که هم اکنون همسر سه مرد است که همه آنها با هم برادر هستند. در حقیقت این سه برادر وقتی که جوان بودند با دو زن ازدواج کردند. اما 25سال قبل، برادر بزرگتر و همسر اول، این خانواده شراکتی را رها کردند تا زندگی مستقلی برای خودشان داشته باشند. بومو اکنون با این دو برادر در یک خانه شریکی زندگی می کند اما در حققیت او همچنان به شوهر سوم هم تعلق دارد. بومو می گوید:« من با هر سه تا شوهرم رفتار برابری دارم. همه آنها را هم به یک اندازه دوست دارم». او دارای چهار فرزند است. راجرام، برادر کوچکتر و شوهر دوم بومو می گوید:« من همه بچه ها را به یک اندازه دوست دارم، آنها بچه های یک مادر هستند. ما چهار بچه داریم و هیچ کدام از آنها برایمان با دیگری فرقی ندارد». راجرام می گوید:« هیچ حسادتی در این زندگی وجود ندارد. اگر این طور بود، خب من هم زن دیگری می گرفتم ». یکی دیگر از اهالی روستا می گوید:« ما دنیای بیرون از اینجا را ندیده بودیم و فکر می کردیم که همه جا همین طور است و برادران زنانشان را با هم شریک می شوند. چندشوهری هیچ وقت به نظرمان چیز بدی نمی آمد». او که البته فقط دارای یک پدر و مادر است، می گوید:« در کلاس درس ما، همه بچه ها از خانواده های چندشوهر بودند. یادم می آید که در خانواده های آنها، وقتی یکی از پدرها می خواست تا با همسر شراکتی بخوابد، کفشش را بیرون در اتاق می گذاشت و دیگر پدرها وارد این اتاق نمی شدند». سویک دایال باجسن، هم در دره دیگری در هیمالیا زندگی می کند که چندشوهری از نوع برادرانه در آن رایج بوده است؛ دره ای که چندین ماه سال پوشیده از برف است. این مرد 60ساله می گوید:« اگر یک برادر با یک زن دیگر ازدواج کند، احتمال مشاجرات فامیلی زیاد می شود. سرمایه خانواده تقسیم می شود و مشکلات زیاد می شود». او به خاطر می آورد که هیچ وقت پدرش در مورد ازدواج وی حرفی را مطرح نکرده بود ولی او و برادرش می دانستند که وقتی به سن ازدواج برسند، باید با برادر بزرگترشان در همسرش شریک شوند. با وجودی که در دره لاهویل، پدرسالاری جریان دارد اما چندشوهری باعث شده تا زنان در مورد هر مساله ای اعمال قدرت کنند. نیلچند پسر 40ساله باجسن است. او می گوید:« صدای یک زن همیشه صدای غالب و حاکم برخانواده است. هرچه که مادرم می گفت حرف آخر بود». چند سال قبل رشد سریع تغییرات اقتصادی در هند به این دره هم رسیده است. ماشین های مسافرکش ارزان باعث شدند تا افراد این دره بتوانند با دنیای خارج ارتباط فیزیکی برقرار کنند. بچه ها کم کم برای اولین بار به مدرسه رفتند و مردها برای اولین بار در تاریخ این دره، شغلی در شهرهای نزدیک پیدا کردند و برای اولین بار در زندگی شان درآمد و پول بدست آوردند. پس برادران مجبور نبودند تا در یک همسر شریک شوند. یکی از برادران باجسن، توانست به عنوان بنا در شهر کوچکی در نزدیکی دره مشغول به کار شود. او با درآمدش، قطعه زمینی خرید و تصمیم گرفت تا این ازدواج شراکتی را رها کند. او دختری را که در این ازدواج متعلق به او محسوب می شد، نزد همسرسابق و دیگر برادرانش گذاشت و رفت تا زندگی جدیدی را با یک زن جدید آغاز کند. چندسال پیش به عنوان یک مهمان معمولی و عموی دختر و نه به عنوان پدر عروس در مراسم ازدواج دخترش شرکت کرد. نیلچند پسر آقای باجسن، نه تنها دوره دبیرستان را هم تمام کرده که لیسانس گرفته و هم اکنون معلم است. او با پس اندازش، زمینی نزدیک شهر خریده و یک خانه خشتی خوش نما ساخته که با همسر و پسرش در آن زندگی می کند. او در حال ساخت یک طبقه دیگر است تا در طول زمستانهای سرد که خواهر و برادرهایش به آنجا می آیند، از آن استفاده کند. هیچکدام از خواهر و برادرهای وی هم طبق سیستم چندشوهری ازدواج نکرده اند. نیلچند می گوید:« این سیستم برای همان موقع فایده داشته است ولی الان دیگر غیرقابل استفاده است. دنیا امروز تغییر کرده است». ********
انواع چندشوهری
چندشوهری برادرانه
چندشوهری غیربرادرانه
چندشوهری از کجا آمده است؟
در شعر حماسی و مقدس«ماهابراتا» هم ادعا می شود که برادران «پانداوا» (پنج پسر «پاندو» که همه آنها با یک زن ازدواج کرده بودند) در دوره سرگردانی به هند مسافرت کردند و بنیاد سنتی چندشوهری، چندهمسری و ازدواج های متفاوت از یکدیگر را برای برادران ارائه کردند که هیچکدام از اینها به اندازه چندشوهری در «تیبتان نپال» و یا منطقه« پاهاری» انجام نمی شود. پرینس پتر هم می نویسند:« ویساس در مورد چندشوهری می گوید که رسم گرفتن بیشتر از یک شوهر در کشور هند، پیشینه بسیار قدیمی دارد، به همین دلیل از لحاظ تاریخی توجیه پذیر است». تاثیرات اکولوژیک
کشتن نوزادان دختر و نابرابری های جمعیتی بین زنان و مردان
همه این اظهارات در حالی مطرح می شود که کاهش تعداد دختران در همه جای هند رخ داده است و فقط محدود به مناطقی که در آن چندشوهری صورت می گیرد، نیست. طبق آمار دولتی هند به ازار هر 1000پسر، در مناطق شهری 900دختر و در مناطق روستایی 946دختر وجود دارد. هرچند در برخی تحلیل ها تلاش می شود تا این امر به عنوان یک پدیده اکولوژیک مطرح شود، اما کاهش تعداد دختران در بعضی مناطق هند به دلیل از بین بردن نوزادان دختر بلافاصله پس از تولد است. در حالی که معدود افرادی همچون «ریورس» چندشوهری را نتیجه کشتن فرزندان دختر و کاهش جمعیت زنان می دانند، «والتون» به این مساله اشاره می کند که« هیچ نشانه ای مبنی بر کشتن نوزادان دختر در جانسار-باور وجود ندارد درحالی که چندشوهری در این منطقه رواج دارد». طبق مطالعاتی که صورت گرفته در برخی مناطق هند، نوزادان دختر را با دستمالی مرطوب خفه می کنند و یا مخلوطی شیره مانند سمی به او می خورانند و یا در موارد دلخراش دیگری به نوزاد، برنج شالیکوبی نشده می خورانند که این امر باعث پاره شدن نای و مرگ نوزاد می شود. نتیجه یک مطالعه دیگر در سال 1995در ایالت تامیل نادو صورت گرفته، نشان می دهد که کشتن نوزادان دختر در این ایالت بین خانواده های هندو رواج دارد. از بین 1250 خانواده ای که تحت این مطالعه قرار گرفته بودند، 740خانواده از آنان فقط یک دختر داشتند و 249خانواده هم مستقیما قبول داشتند که بلایی سر نوزاد دختر آورده اند تا بمیرد. این در حالی است که بیشتر از 213 خانواده، بیشتر از یک فرزند پسر داشتند در حالی که نیمی از پاسخگویان فقط یک دختر داشتند. مسائل اقتصادی؛ عامل مهم سیستم های مختلف ازدواج در هند
باید به این نکته مهم توجه کرد که مسائل اقتصادی یکی از عوامل مهم سیستم های ازدواج در هند است. این مساله تا آنجا دارای اهمیت است که پیدایش «کاست» در هند را هم تا حدود زیادی متاثر از عوامل اقتصادی و تلاش برای باقی ماندن ثروت خانوادگی در همان کاست از طریق ازدواج بین اعضای یک کاست و ممنوع بودن ازدواج افراد با کاست های مختلف می دانند. کاست، نوعی خاص از طبقه بندی اجتماعی است که فقط در هند وجود دارد و شغل، موقعیت اجتماعی و پرستیژ هر فرد بستگی به کاست ی دارد که در آن متولد می شود. از سوی دیگر امکان تغییر کاست وجود ندارد و افراد کاست های پایین تر نمی توانند به کاست بالاتری بروند. بیشتر ثروت این کشور در دست افراد کاست بالا است که درصد کمی از جامعه هند را شامل می شوند. با وجودی که در سال 1950 تبعیض علیه کاست غیرقانونی اعلام شد، اما همچنان این سیستم در هند رعایت می شود و همچنان ازدواج دختران جوان با افرادی از کاست دیگر( ازدواج خارج از کاست؛به خصوص با مردی از کاست پایین تر) باعث می شود که این دختران توسط خانواده های خودشان به قتل برسند( آمار بیانگر حداقل 1000مورد قتل ناموسی در سال در هند است که بیشتر این قتل ها به دلیل سرباز زدن دختران از ازدواج های اجباری و یا برقراری رابطه عاشقانه و یا ازدواج های غیررسمی با افراد کاست های پایین تر و یا حتی در مواردی بالاتر از خود صورت می گیرد). در ازدواج درون کاست که سیستم رایج ازدواج در سرتاسر هند( به جز قبایلی که چندشوهری در آن رواج دارد) است، خانواده هر دختر در هنگام ازدواج دخترشان متعهد می شوند که مبلغی را به عنوان «دوری» به خانواده شوهر بپردازند و تا قبل از پرداخت کامل این مبلغ( که گاهی شامل زمین، خانه، ماشین و یا وسایل منزل هم می شود) ازدواج رسمی صورت نمی گیرد. و هرچند رسم «دوری» در قانون هند ممنوع شده است، همچنان خانواده های هندی به این رسم ادامه می دهند. یکی از دلایل تمایل خانواده های هندی به داشتن نوزاد پسر و کشتن نوزادان دختر بلافاصله بعد از تولد حتی در مناطق شهری، همین رسم« دوری» است. به همین دلیل هم دختران و پسران باید با افرادی از کاست خودشان ازدواج کنند تا ثروت در دورن این کاست باقی بماند. علاوه بر ازدواج درون کاست، سیستم دیگری از ازدواج در برخی ایالات هند وجود دارد که طی آن، هر مرد می تواند با خواهرزاده خود ازدواج کند تا در حقیقت تمام آن چیزی که به عنوان« دوری» در هنگام ازدواج به دختر خانواده منتقل شده، بعد از ازدواج دختر این زن با دایی اش دوباره به خانواده بازگردانده شود! با همه این تفاسیر، در سیستم های چندشوهری هم مسلما مسائل اقتصادی، عاملی مهم در پیدایش و ادامه چندشوهری بوده است همان طور که مردانی که از سیستم چندشوهری تبعیت کرده اند هم در صحبت هایشان این مساله زا ذکر کرده اند که اگر هر برادر با یک زن ازدواج می کرد، همان ثروت اندک خانوادگی هم تقسیم می شد و دیگر چیزی باقی نمی ماند. از سوی دیگر سینگ هم می نویسد:« وقتی که یک فرد پولدار هم چندشوهری را اجرا می کند به این دلیل است که می خواهند سرمایه و ثروت شان را از هم تفکیک نکنند تا قدرت و تاثیرشان خدشه دار نشود. وقتی تامین قیمت عروس در بعضی از مناطق برای یک شخص بسیار بالا ست، چندین مرد سرمایه هایشان را شریک می شوند تا بتوانند یک همسر خریداری کنند»! یک توضیح مختصر
از سوی دیگر در بسیاری از منابع موجود در مورد چندشوهری که تقریبا همه آنان بوسیله مردان نوشته شده، ضرورت وجود چندشوهری در این جوامع دور در دسترس، حمایت از زنان در مناطق جغرافیایی سخت و غیرقابل سکونت ذکر شده است بدون این که دلیلی ذکر شود که چرا در این جوامع تعداد دختران آنقدر کمتر از پسران است که هر زن می تواند حداقل دو شوهر داشته باشد؟ آیا جز واقعیت ساده و دردناکی همانند کشتن نوزادان دختر؟ مشکلی که حتی در ایالت مدرن تری همانند ماهاراشترا(بمبئی، پایتخت این ایالت است) باعث شده که امروز برغم غیرقانونی بودن آزمایش تعیین جنسیت نوزاد قبل از به دنیا آمدن، به ازای هر 1000پسر فقط 922 دختر وجود دارد و این امر تا آنجا باعث نگرانی مسئولان شده که به فکر راهکارهایی برای کاهش کشتار نوزاد دختران بلافاصله بعد از تولد افتاده اند. اما نکته ای که مغفول مانده، این است که در سیستم های چندشوهر هم، این زنان هستند که مورد تبعیض مضاعف قرار می گیرند. در این شکل از خانواده فانکشنالیستی که بر مبنای کارکرد و حفظ سرمایه بنا شده، زن علاوه بر کارکردن در مزارع کوچک و رسیدگی به امور خانه و فرزندان، باید به چندشوهر خدمات جنسی ارائه کند و از آنجا که شبهای هفته و یا ماه بین شوهران مختلف یک زن تقسیم شده است و زن وظیفه ارضای نیازهای جنسی همه شوهران خود را برعهده دارد مسلم است که چندان چاره ای برای گریز از این وظیفه و در حقیقت تبدیل شدن به کارگر جنسی در تمامی شبهای ماه را ندارد. هرچند شاید در این سیستم این زنان به دلیل تعداد محدودشان و این که تنها ارائه دهندگان خدمات جنسی در دره ها و مناطق کوهستانی دور از دسترس محسوب می شوند، در چارچوب خانواده هایشان چندان بی قدرت نباشند و بتوانند اعمال نفوذ کنند اما این سیستم هم مشابه گفتمان سرپرستی خانوار در اسلام یا قوانین ایران است که مردان مالک بدن زن هستند و تصمیم گیرنده در مورد مسائل ازدواج و فسخ آن. در نظام چند شوهری هم مردان(همان طور که در گزارش ابتدایی این مقاله ذکر شد) می توانند در مورد ازدواج مشترک شان تصمیم بگیرند و اگر مردی تمایل به ادامه زندگی مشترک با چند برادر نداشته باشد، می تواند این سیستم را ترک کند ولی زن این خانواده، همچنان همسر آن مرد هم محسوب می شوند و مجبور به ارائه خدمات جنسی به وی است در حالی که در هر صورت این زن است که هیچ سهمی از ثروت خانوادگی ندارد. |